 است مقصود از جملة: وَلِأُحِلَّ لَكُمْ... آن محرماتی باشد که خدا بر یهود حرام کرد بواسطة جنایاتی که مرتکب شدند، چنانکه فروده: 
(فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيهِمْ طَيبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ) (نساء: 160)
و آن محرمات برای یهود باقی ماند تااینکه حضرت عیسی(ع) آمد، و آن احکام سنگین را برداشت، و این منافات با تصدیق او به تورات ندارد. و جملة: إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ... دلالت دارد که حضرت عیسی(ع) توحید خالص برای مردم آورد، و ایشان آن را تبدیل به تثلیث کردند، و دعوت به خواندن، و پرستش کردن عیسی(ع) نمودند، و مقصود از جملة: أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ، کفر یهودیانی است که درصدد قتل او شدند، پس حضرت او گفت: یاور من در راه خدا کیست؟ عده‌ای از مردم پاکدل جامه‌سفید گفتند: ما یاوران توئیم، و لذا ایشان راه حواریین گفتند، و ایشان ماهی‌گیر و گازر بودند، و مقصود از جملة: وَمَكَرُوا... تا آخر، این است که یهود سعی کردند در قتل ومحو او و خدا او را نجات داد، و بدین طریق که شخصی را به شکل عیسی(ع) دیدند، پس به خیال اینکه او عیسی(ع) است، او را گرفته و دار آویختند، وحضرت عیسی(ع) به راهنمائی جبرئیل از میا اصحاب خود رفت، و لذا خدا فرموده: (وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ)آيه 55 الي 56
متن آيه:
إِذْ قَالَ اللَّهُ يا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَي وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَي مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَينَكُمْ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ(آل عمران/55) فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ(آل عمران/56)
ترجمه: و چون خدا گفت ای عیسی من تو را وفات می‌دهم می‌میرانم و تو را به سوی خودم بالا می‌برم و تو را از دست کفار نجات می‌دهم و از نسبتهای ناروا پاک می‌کنم، و آنان را که پیرو تواند، برتری می‌دهم بر منکرین تو تا روز قیامت، سپس بسوی من است بازگشت شما تا حکم کنم بین شما در آنچه همواره اختلاف می‌کرده‌اید(55) پس أما آنانکه کافر شوند در دنیا و آخرت به عذاب سختی عذابشان می‌کنم و یاورانی برایشان نباشد.(56)
نکات: جملة: مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَي  دلالت دارد که حضرت عیسی(ع) قبض روح شده و وفات نموده و روح او به مقام أعلی رسیده. پس اخباری که دلالت بر حیات و عدم فوت او دارد کلا مخدوش الدلالة ومخدوش السند و مجعول است. ومقصود از جملة:وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ... این است که تو را از نسبت‌های ناروای یهود واز اذیت و آزار ایشان نجات داده و شهادت به پاکی مولد تو می دهم، ممکن است بگوئیم این قضیه شده به نزول آیات قرآن. و جملة:وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا ... دلالت دارد که پیروان عیسی تفوق و برتری دارند بر یهود تا قیامت. و این خبر از معجزات قرآن است، و برای همه محسوس است که دولتهای نصاری ومسلمین تفوق دارند بر یهودیان، این بیان را مفسرین آورده‌اند، ولی به نظر ما صحیح نیست، بلکه منظور این است که پیروان تو که حقیقتا پیرو تواند برتری و تفوق رتبه دارند بر منکرین و مخالفین تو هر کس باشد تا قیامت، و مربوط به تفوق دولتی نیست، زیرا نصارای فعلی پیروی عیسی نیستند و مصداق (اتَّبَعُوكَ) نمی‌‌باشند، همچنین مسلمین نه پیرو اسلامند و نه پیرو عیسی(ع) و نه پیرو محمد(ص)، بلکه پیرو هوی و هوس و خرافات و بدعت‌ها می‌باشند.آيه 57 الي 61
متن آيه:
وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لَا يحِبُّ الظَّالِمِينَ(آل عمران/57) ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيكَ مِنَ الْآياتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ(آل عمران/58) إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ(آل عمران/59) الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ(آل عمران/60) فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ(آل عمران/61)
ترجمه: و أما کسانی که ایمان آورند و عمل شایسته کنند مزدهای ایشان را به تمام می‌دهم و خدا ستمگران را دوست نمی‌دارد(57) این را که بر تو تلاوت می‌کنیم از آیات و تذکرات حکیمانه است(58) براستی مثل عیسی نزد خدا چون مثل آدم است که او را از خاک آفرید، سپس به او گفت باش، او وجود یافت(59) این قول حق از پروردگار توست، پس از شک‌آوران مباش(60) پس هر که با تو محاجه کند(دربارة عیسی) پس از این دانشی که برای تو آمده، بگو بیائید پسران ما و پسران شما، و زنان ما و زنان شما، و خود ما و خود شما را دعوت کنیم تا مباهله(نفرین بر یکدیگر) کنیم، و قرار دهیم لعنت خدا را بر دروغگویان.(61)
نکات: این آیات راجع به نصارای نجران نازل شده، نجران محلی است بین حجاز و شام و یمن. و قصة ایشان چنان است که چون دعوت اسلام منتشر شد، شصت نفر از بزرگان نجران حرکت کردند برای تحقیق در أمر محمد(ص) و در میان ایشان چهار نفر یکی امیرشان عبدالمسیح و دیگر از صاحبان تدبیرشان بنام سید ودیگر از علمای ایشان بنام ابوحارثه و برادرش کرز بود، و سلاطین روم به این عالم احترام می‌گذاشتند برای علمیت و خدمات دینی او، اموالی به او می‌دادند، و چون از نجران حرکت کردند، قاطر ابوحارثه لغزش کرد و نزدیک شد که این عالم را پرت کند، برادر او بنام کرز گفت: اف بر این مرد، و مقصودش حضرت محمد(ص) بود، ابوحارثه گفت: چرا به او بدمی‌گوئی، این برادر به خدا قسم ای همان پیمبری است که او را پیمبر می‌دانی؟ ابوحارثه گفت: برای اینکه این سلاطین اموال بسیار به ما می‌دهند، و ما را اکرام می‌کنند و اگر ایمان به محمد(ص) بیاوریم هر چه بما داده قطع می‌کنند، و پس می‌گیرند، این گفتار در دل کرز اثر کرد و در دل گرفت که به رسول خدا(ص) ایمان آورد، پس چون خدمت رسول خدا(ص) رسید، هر سه نفر با رسول خدا(ص) صحبت کردند، پس گاهی گفتند: عیسی خدا بود، و گاهی گفتند پسر خدا، و گاهی گفتند: سومی سه تا بود، و دلیل‌ها می‌آوردند برای گفتار خود که او مرده زنده می‌کرد و کور و پیس را شفا می‌داد واز غیب خبر می‌داد، و برای اثبات فرزند خدا بودن می‌گفتند چون پدر نداشت، و برای اینکه سومی سه تاست می‌گفتند چون خدا فرموده در آیات آسمانی خود ما چنین کردیم، و ما چنان نمودیم، و اگر خدا یکی بود، باید بگوید من چنین کردم، یعنی متکلم‌وحده بیاورد. رسول خدا(ص) فرمود: فعلا مسلمان شوید. گفتند: ما مسلمانیم، حضرت فرمود این چگونه اسلامی است که برای خدا فرزند قائلید و صلیب را می‌پرستید و گوشت خوک می‌خورید؟ ایشان گفتن