للَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا(نوح/15) وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا(نوح/16) وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا(نوح/17) ثُمَّ يعِيدُكُمْ فِيهَا وَيخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا(نوح/18) وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا(نوح/19) لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا(نوح/20)
ترجمه: چه شده شما را که به بزرگی خدا امیدوار نیستید(13) و حال آنکه شما را در حالات گوناگون خلق نموده(14) آیا ندیده‌اید خدا چگونه هفت آسمان را بالای هم آفرید(15) و ماه را روشنی در آنها نمود و خورشید را چراغی قرار داده است(16) و خدا روئیده شما را از زمین روئیدن عجیبی(17) سپس شما را به زمین برمی‌گرداند و بیرون می‌آورد بیرون‌‌آوردن عجیبی(18) و خدا برای شما زمین را مانند فرش نموده(19) تا در راه‌های گشادة آن رهسپار شوید.(20)
نکات: مقصود از حالات گوناگون أَطْوَارًا؛ فقر بعد از ثروت، و ثروت پس از فقر، و ضعف پس از قوه، و قوة پس از ضعف، و طول پس از قصر، و بعکس، و صحت بعد از مرض، و مرض پس از صحت، و گرسنگی پس از سیری، و دیگر از حالت نطفگی به علقه، و از علقه به مضغه، و از مضغه به عظام و لحم، و از جنین به طفولیت، و از طفولیت به صباوت، و از صباوت به مراهق‌بودن، و از مراهق‌بودن به احتلام، و از احتلام به شباب، و از آن به التحاء، و از آن به کهلوت، و از آن به شیخوخیت و هکذا.آیه 21 الی 25
متن آیه:
قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا(نوح/21) وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا(نوح/22) وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يغُوثَ وَيعُوقَ وَنَسْرًا(نوح/23) وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا(نوح/24) مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَارًا(نوح/25)
ترجمه: نوح گفت: پروردگارا حقا که ایشان مرا نافرمانی کردند و پیروی رئیسی کردند که مال و فرزندش برای او زیاد نکرد مگر زیان را(21) ونیرنگ زدند نیرنگی بزرگ(22) و گفتند: البته خدایان خود را رها نکنید و وامگذارید ود را و نه سواع و نه یغوث و یعوق و نه نسر را(23) و به تحقیق بسیاری را گمراه کردند و ستمگران را نمی‌افزاید مگر گمراهی(24) از خطا و گناهانشان غرق شدند و داخل آتش گردیدند پس غیر خدا برای خود یارانی نیافتند.(25)
نکات: كُبَّارًا یعنی نیرنگ بسیار بزرگ و آن نیرنگشان این بود که به مردم می‌گفتند این تمثالها و بتان مال و فرزند به شما می‌دهند و شفا و برکت و صحت بوجود ایشانست چنانکه از آیة: وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يزِدْهُ... استفاده می‌شود. و بدانکه ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر نامهای پنج نفر از بزرگان فرزندان آدم بوده که از اولیاء خدا بودند و چون ایشان از دنیا رفتند مریدانشان بوسوسة شیطان و هوای نفس برای آنها عکس و مجسمه ساختند و توجه به آنان را موجب قضاء حاجت خود می‌دانستند و به قبر آنان توسل می‌جستند، پس‌ کم‌کم تمثال‌های آنان را تعظیم و توقیر نموده و باین نیرنگ که شما بندگان لیاقت فیض خدا را ندارید جز بتوجه به آن بندگان مقرب مردم را از خداپرستی و توحید دور کردند و به مجسمه‌پرستی وادار کردند و لذا رسول خاتم از مجسمه‌ساختن و تظعیم قبور اولیا و انبیاء نهی نموده است.آیه 26 الی 28
متن آیه:
وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيارًا(نوح/26) إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا(نوح/27) رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَي وَلِمَنْ دَخَلَ بَيتِي مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا(نوح/28)
ترجمه: و نوح گفت: پروردگارا دیاری از کافرین را روی زمین مگذار(26) زیرا تو اگر بگذاری ایشان را بندگانت را گمراه می‌کنند و فرزندی نمی‌آورند مگر فاجر نابکار کفران پیشه(27) پروردگارا مرا و والدین مرا و هر کس که داخل منزلم در حال ایمان شود و مؤمنین و مؤمنات را بیامرز و برای ستمگران زیاد مکن مگر هلاکت را.(28)
نکات: دَيار به معنی هیچ کس است و در اصل ساکن دیار بوده است، حضرت نوح هر چه دیده بود از معاصرین خود تولید فاجر و کافر بود و لذا گفت: وَلَا يلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا، و حتی پدران دست فرزندان خود را می‌گرفتند و می‌آوردند جلو نوح و وصیت می‌کردند که پس از ما به او ایمان نیاورید و ممکن است بگوئیم از وحی خبر داشته که ایشان فرزند مؤمنی نمی‌آورند چنانکه در سورة هود آیة 36 فرموده: (وَأُوحِي إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ) «به نوح وحی شد که جز کسانی که ایمان آورده‌اند هیچ کس دیگری از قوم تو ایمان نخواهند آورد».
پس آن حضرت هلاکت ایشان را از حق‌تعالی خواست و خدا دعای او را مستجاب و همه را غرق نمود. آری رسولان الهی همه مبتلا به سرکشی و عناد و لجاج قوم خود بودند که حاضر نبودند سخن حق انبیاء را بپذیرند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1740.txt">آيه 6-1 (الجن)</a><a class="text" href="w:text:1741.txt">آيه 10-7 (الجن)</a><a class="text" href="w:text:1742.txt">آيه 17-11 (الجن)</a><a class="text" href="w:text:1743.txt">آيه 28-18 (الجن)</a></body></html>آيه 228
متن آيه:
وَالْمُطَلَّقَاتُ يتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
ترجمه: و طلاق داده شدگان سه طهر انتظار می‌برند و خودداری کنند و برای ایشان حلال نیست که کتمان کنند آنچه را خدا در رحم ایشان آفریده اگر به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند، و شوهرانشان به بازآوردنشان در این مدت سزاوارترند اگر ارادة اصلاح نمایند، و به نفع ایشان است مانند آنچه بر ضرر ایشان است به خوبی و برای مردان بر ایشان یک درجه برتری است و خدا عزیز و حکیم است.(228)
نکات: مقصود از (قُرُوءٍ ) که جمع قرء است، طهر می‌باشد، زیرا قرء به معنی حیض و طهر آمده، ولی اینجا چون عدد ثلاثه مؤنث است باید قرء به معنی طهر باشد که مذکر است به قاعدة "فی ثلاث و سبة بعده ذکر أنث بعکس ما اشتهرا"، پس چون عدد مؤنث شد تمیز مذکر است که به معنی حیض نیست زیرا حیض مؤنث است. و جملة:وَلَا يحِلُّ ... دلالت دارد که در سه چیز باید به قول زن مراجعه کرد، و قول او معتبر است و کتمان این سه أمر بر زن جائز نیست، زیرا موجب ابطال حق زوج می‌شود و آن سه چیز طهر و حیض و حمل است، مثلا اگر معلوم نباشد که زن در حال طلاق، حیض بوده یا نه، باید از 