ری را تزویج نمود برای خود. و لا یخفی که آیة 29 جامع تمام حروف هجا می‌باشد. 
و خدا اصحاب رسول را به اوصافی تعریف نموده از آن جمله: أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، نقل شده که: «رأی الرسول أن اتساع الفتوح یقضي بأن یتعلم بعض أصحابه صنعة الدبابات و المجنانیق و الضبور فأرسل إلی جرش الیمن اثنین من أصحابه یتعلمانها»، یعنی؛ رسول خدا(ص) دید وسعت فتوحات ایجاب می‌کند که بعضی از صحابه بطرز کار سلاح‌های جدید از قبیل دبابه و منجنیق و ضبرها آشنا و عالم باشد (دبابه نوعی از ادوات جنگی شبیه به تانک بوده از پوست و چوب که نفرات داخل آن رفته به دیوارهای قلعه حمله می‌کردند و منجنیق که جمعش مجانیق است آلتی جنگی بوده که با آن به طرف دشمن سنگ اندازی می‌کردند، و ضبر که جمعش ضبور آمده چوب بزرگ و چوبی که بالای آن پوست باشد بوده که سپاه در پناه آن و پس آن به قلعه نزدیک می‌گشته تا زیر قلعه رفته جنگ می‌نمودند)، از این نظر رسول خدا(ص) برای تعلیم این قبیل سلاح‌های جدید دو نفر از صحابه را به جرش که یکی از بلاد یمن بود فرستاد تا تعلیمات لازم را در این مورد ببینند. 
و رسول خدا(ص) فرمود: «علموا أبنائکم الرمی و السباحة»، یعنی به فرزندان خود تیراندازی و شنا بیاموزید، و نقل شده که از انس بن مالک سؤال شد آیا شما در زمان پیامبر برای مسابقه شرط‌بندی می‌کردید؟ پاسخ داد آری: «راهن رسول الله علی فرس له فسبق فسر بذلك و أعجبه»، یعنی؛ رسول خدا(ص) بر اسبی که داشت شرط‌بندی نمود و مسابقه را برد و از پیروزیش خوشحال شد. و نیز آمده که: «إن النبي مر بقوم من الأنصار یترامون فقال رسول الله(ص): أنا مع الحزب الذي فیه ابن الأردع، فأمسك الحزب الآخر و قالوا: لن یغلب حزب فیه رسول الله، فقال(ص): ارموا فإني أرمي معکم فرمی مع کل واحد منهم رشقا»، یعنی؛ پیامبر(ص) بر عده‌ای از انصار که مشغول تیراندازی بودند گذرش افتاد و خواست در مسابقة آنان شرکت کند و فرمود من با گروهی که ابن اردع در میانشان است خواهم بود، دسته مقابل از شنیدن این سخن از تیراندازی دست کشیدند و گفتند: گروهی که پیامبر در میانشان تیراندازی کند هرگز مغلوب نمی‌شود، برای آنکه مسابقه ادامه یابد، حضرت فرمود: تیراندازی کنید که من با هر دو گروه همکاری می‌کنم، پس مسابقه شروع و حضرت با هر دو دسته تیراندازی نمود. 
رُحَمَاءُ بَينَهُمْ، جمع رحیم است و اصحاب رسول طوری بودند که هیچ مؤمن دیگری را نمی‌دید تا آن که مصافحه و معانقه می‌نمود، و رسول خدا(ص) فرمود: «لا تحقرن أحدا من المسلمین فإن صغیرهم عند الله کبیر»، یعنی؛ احدی از مسلمین را حقیر مشمرید زیرا صغیر آنان هم نزد خدا بزرگ است، و مسلمین صدر اسلام در حق هم دعا می‌نمودند چنانکه حضرت سجاد در دعای 27 صحیفة سجادیه برای مجاهدین مرزدار زمان خود فرموده: «و اجعل الجنة نصب أعینهم و لوح منها لأبصارهم ما أعددت فیها من مساکن الخلد ومنازل الکرامة و الحور الحسان و الأنهار المطردة بأنواع الأشربة... » تا آخر دعا، و مثل زمان نبوده که به مسلمین صدر اول و به کسانی که حقایق اسلامی را بیان کنند بدگوئی و طعن و لعن کنند!! 
و خدا اصحاب رسول را تعریف کرده و به شاخه‌های سبز گل و ریحان تشبیه و تمجید نموده و آنان بودند که کفار را به غضب آوردند و دماغ گردن‌کشان را به خاک مالیدند و علم و پرچم توحید و اسلام را به همه جا نشر دادند، در این صورت چقدر بی‌انصافند غلاة شیعه که آنان را مذمت و طعن می‌زنند و با منافقین اعراب بادیه ایشان را اشتباه می گیرند، زیرا در همین سوره اصحاب بیعت و مهاجر و انصار را تمجید کرده و منافقین اعراب راکه می‌گفتند: محمد سالم بر نخواهد گشت و از آمدن به همراه رسول خدا(ص) خودداری کردند آنان را مذمت نموده، پس عاقل منصف نباید مهاجر و انصار را با منافقین اشتباه کند و حساب پاکان و مؤمنین را در پای آنان حساب نکند. آيه 196 الي 197
متن آيه:
وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيسَرَ مِنَ الْهَدْي وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يبْلُغَ الْهَدْي مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيسَرَ مِنَ الْهَدْي فَمَنْ لَمْ يجِدْ فَصِيامُ ثَلَاثَةِ أَيامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(البقرة/196) الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيرٍ يعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبَابِ(البقرة/197)
ترجمه: و براي خدا حج و عمره را بپایان برسانید، پس اگر محصور شدید و از رفتن به حج ممنوع گردیدید پس هرچه میسر باشد قربان کنید و سرهای خود را نتراشید تا قربانی به محل ذبح و قربانگاه برسد، پس هر که از شما بیمار بود و یا آزاری بسر داشت (بتراشد)، پس از آن، بعوض، روزه ای و یا صدقه ای و یا قربانی گوسفندی باید، و چون امان یافتید پس هر که پس از عمره بحج پرداخت هرچه میسر شود قربان کند و هر که قربانی نیابد، سه روز در اثنای حج و هفت روز وقت برگشتن روزه گیرد، این ده روز تمام است، این حکم برای کسی استکه خانواده اش مقیم مسجد الحرام (مکه) نباشد، و از خدا بترسید و بدانید که عقاب خدا سخت است. (196) حج در ماه های معلومی است، پس کسی که بر او در این ماه ها حج واجب شد پس مباشرت با زن و بدکاری و جدال در حج موقوف است. و هر کار خیری بجا آرید خدا آن را می داند. و توشه بردارید که بهترین توشه پرهیزگاری است، و از من بترسید ای خردمندان (197).
نکات: مقصود از ماه های حرام و معلومات ذیقعده و ذیحجه می باشد که چون احرام بست برای حج، باید از آنچه در آیه ذکر شده است اجتناب کنید، پس اگر جماع کرد باید یک شتر نحر کند، اگر بوسه زد یک گاو کفاره آن است. 
و مقصود از فسوق و جدال که در آیه ذکر شده بد گویی و فحش و دروغ و سب و لعن و غیبت است، و هم مفاخره و جدال را کنار گزارد، و مکرر «لا والله» و«بلی والله» نگوید.
دروغ یکمرتبه یک گوسفند کفاره دارد، و دو مرتبه یک گاو، و سه مرتبه یک شتر. 
و احکام دیگر احرام در آیات 1 و 2 و 95 سوره مائده خواهد آمد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1561.txt">آيه 5-1 (الحجرات)</a><a class="text" href="w:text:1562.txt">آيه 8-6 (الحجرات)</a><a class="text" href="w:text:1563.txt">آيه 10-9 (الحجرات)</a><a class="text" href="w:text:1564.txt">آيه 12-11 (الحجرات)</a><a class="text" href="w:text:1565.txt">آيه 13 (الحجرات)</a><a class="text" href="w:text:1566.txt">آيه 16-14 (الحجرات)</a><a class="text" href="w:text:1567.txt">آیه 18-17 (الحجرات)</a></body></html>سورة حجر