التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل» است. از میان این مفسران، ابوحیان محمدبن یوسف اندلسی (درگذشته به سال 745 ه‍. ق.)(38)  در «البحر المحیط» می‌باشد که نولدکه دربارة این کتاب می‌گوید: «کتاب البحر المحیط، تألیف ابوعبدالله محمدبن یوسف بن حیان معروف به ابوحیان همچنان از مهمترین مراجع در قرائت‌های شاذ است»(39) . همچنین قرائت‌های شاذ و فراوانی در تفسیر «الجامع لأحکام القرآن الکریم» از قرطبی (درگذشته به سال 671 ه‍. ق.) و تفسیر «فتح القدیر» از امام شوکانی (درگذشته به سال 1250 ه‍. ق.) می‌یابیم. 
دربارة کتاب‌های شواذ به تفصیل سخن گفتیم، چون می‌دانیم، هیچ کس بدین صورت به آن نپرداخته است، از طرفی ما به معرفی این منابع نیازی داریم تا در پرتو آنها به ارزش قرائت‌های شاذ و میزان دلالت آن بر حقیقت مشکل قرائت‌ها که در حقیقت مشکل تاریخ قرآن است، پی‌ بریم. 
خواننده را به بخش دوم این اثر یعنی «القراءات القرآنية فی ضوء علم اللغة الحدیث» فرامی‌خوانم تا شاید حقایقی برای او آشکار گردد و افق‌های معرفتی جدیدی از اسرار زبان جاودان عربی یعنی زبان قرآن بر او گشوده شود. 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) در خصوص این آمار، به النشر، ج 1، صص 34-35 مراجعه کردیم. 
2) عثمان‌بن جنی، المحتسب، ص 3؛ القفطی، انباه الرواة، ج 3، صص 219-220. 
3) درالکتب جلد اول آن را در سال 1955 با تحقیق استاد احمد یوسف نجاتی و محمد علی نجار چاپ کرده است. [جلد دوم این کتاب با تحقیق و بازنگری استاد محمد علی نجار و جلد سوم آن با تحقیق دکتر عبدالفتاح اسماعیل شلبی و بازنگری استاد علی النجدی از سوی الدار المصریه للتألیف و الترجمة، به زیور چاپ آراسته شده است]. 
4) ابن جنی، المحتسب، ص 3. 
5) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 21. 
6) مصطفی بن عبدالله، کاتب چلپی (حاجی خلیفه)، کشف الظنون، ج 2، ص 284. 
7) عثمان‌بن جنی، المحتسب، ص 3. کتاب‌های زیادی در باب معانی القرآن با همین عنوان از بسیاری از بزرگان لغت و نحو نوشته است [ر. ک : ابن الندیم، الفهرست، صص 57-58].
8) این کتاب به همت و تحقیق [خاورشناس آمریکایی]، آرتور جفری در سال 1936 م، به چاپ رسید. وی در ضمیمه این کتاب فهرستی از قرائت‌های شاذ را آورده است که چند برابر حجم کتاب گشته و عنوان آن Materiasl for the History of the Text of Qura’n می‌باشد. 
9) ابن جنی، المحتسب، ص 3. 
10) تئودور نولدکه، Geschichte Des Qurans (تاریخ قرآن)، ج 3، ص 228، 1961 از تکلمة پرتزل Pretzel و برگشتراسر Bergestrasser. 
11) عبدالفتاح الشلبی، ابوعلی الفارسی، ص 176. و نیز ر. ک : ابوعلی الفارسی، الحجة، تحقیق عبدالفتاح شلبی، عبدالحلیم نجار و علی نجدی، صص 3-4، اول، دارالتعاون.
12) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 237.
13) همان. 
14) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 505 و نیز : نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. 
15) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. 
16) مصطفی بن عبدالله (کاتب چلپی)، کشف الظنون، ج 1، ص 132. 
17) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. 
18) مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج 2، ص 365 و نیز : ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 363. 
19) مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج 2، ص 401. 
20) مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج 2، ص 256. 
21) ابن الجزری، النشر، ج 1، ص 35. 
22) هذلی، الکامل، پایان‌ کتاب الاسانید. 
23) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 401. در این مرجع به اشتباه، «سوق» آمده است. 
24) مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج 2، ص 372 و غایة النهایة، ج 2، ص 434. 
25) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 49. 
26) مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج 2، ص 148. 
27) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 204. 
28) همان، ص 579. 
29) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. 
30) ابن الجزری، النشر، ج 1، ص 35. 
31) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 609. 
32) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. 
33) ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 1، ص 609. 
34) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد [اسکوریال کتابخانه‌ای است مشهور در شهر اسکوریال در اسپانیا، شرق‌شناس، موسیو درنبورگ، فهرست کتب عربی آن را با توضیحات لازم، مرتب و به چاپ رسانده است [دهخدا، لغت‌نامه، ذیل اسکوریال]. 
35) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. 
36) الکرمانی، شواذ القراءة، مقدمه، ص 4. 
37) ابوحیان، البحر المحیط، ج 1، ص 10. 
38) ناشر تفسیر «البحر المحیط» وفات وی را 754 ذکر کرده که نادرست است. ابن الجزری، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج 2، ص 285. 
39) نولدکه، تاریخ قرآن، ج 3، ص 228 به بعد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:56.xml">حدیث حروف هفتگانه [راویان آن]</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:57.xml">روایت‌های ابی‌بن کعب (رض)</a><a class="folder" href="w:html:60.xml">روایت‌های ابن مسعود(رض)</a><a class="folder" href="w:html:63.xml">روایت‌های ابوهریره (رض)</a><a class="folder" href="w:html:66.xml">روایت‌های ام ایوب (رض)</a><a class="folder" href="w:html:69.xml">روایت‌های ابن عباس (رض)</a><a class="folder" href="w:html:72.xml">روایت عمربن خطاب (رض)</a><a class="folder" href="w:html:75.xml">روایت ابن عمر (رض) </a><a class="text" href="w:text:78.txt">روایت زیدبن ارقم (رض)</a><a class="text" href="w:text:79.txt">روایت ابوطلحه و زید‌بن سهل انصاری (رض) </a><a class="folder" href="w:html:80.xml">روایت ابوجهیم انصاری (رض)</a><a class="text" href="w:text:83.txt">روایت ابوبکره (رض)</a><a class="text" href="w:text:84.txt">روایت سلیمان بن صرد (رض)</a><a class="text" href="w:text:85.txt">روایت عمروبن دینار (رح)</a><a class="folder" href="w:html:86.xml">روایت ابوالعالیه (رح)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:58.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:59.txt">نقد اصطلاحی [احادیث به ترتیب شماره] </a></body></html>حدیث حروف هفتگانه(1) [راویان آن]
روایت‌های ابی‌بن کعب(رض)(2)

1- «ابوکریب برای ما حدیث کرد و گفت: یحیی بن آدم برای من حدیث کرد و گفت: اسرائیل از ابواسحاق و او از فلان العبدی(3)  ـ ابوجعفر طبری می‌گوید: نام (عبدی) از یادم رفت ـ و او از سلیمان بن صرد و او از ابی‌بن کعب برای ما حدیث کرد که او گفت: به مسجد رفتم و شنیدم کسی قرائت می‌کرد. گفتم: چه کسی بر تو قرائت کرد؟ گفت: پیامبر(ص). او را نزد پیامبر(ص) بردم و گفتم: از او قرائت را بپرس. او قرائت کرد و پیامبر(ص) فرمود: نیکو قرائت کردی. گفتم: شما بر من چنین و چنان قرائت کردید ... فرمود: تو نیز به نیکی قرائت کردی. گفتم: آن هم خوب خواند و من هم خوب! آن‌گاه دستش را بر سینه‌ام زد و فرمود: خدایا، شک را از ابی‌ بزدای. ابی‌ گفت: غرق عرق شدم و درونم پر از اضطراب گشت. آن‌گاه پیامبر(ص) فرمود: دو فرشته بر من آمدند و یکی گفت: قرآن را بر یک حرف قرائت کن. دیگری گفت: بر آن بیفزای. پس گفتم: بر من بیفزای. گفت: بر دو حرف بخوان تا این که به هفت حرف رسید. پس گفت: بر هفت حرف قرائت کن». 
2- «محمدبن بشار برای ما حدیث کرد و گفت: ابن ابی‌عدی برای ما حدیث کرد و نیز ابوکریب برای ما حدیث کرد و گفت: محمدبن میمون زعفرانی برای ما حدیث کرد