یابند و جسارت مقابله با نور را ندارند. 
عقلانی نیست که بعضی دائماً خیالاتی در سر بپرورانند که روزی وعده‌های داده شده، تحقق می‌یابد و اینان مصحف علی (رض) را پس از مدتی که ناپیدا بوده، خواهند دید و محتویات آن را خواهند یافت. 
رؤیاهای اینان در طول 12 قرن یا بیشتر، در حالی که بر اندیشه‌هایشان چیره آمده که نه تاریخ، آن را تصدیق می‌کند نه عقل چینن چیزی را ممکن می‌شمارد، بلکه چنین سخنانی فقط از روی حقد و کینه‌ای است که امت اسلام را به تفرقه کشانده است. 
امروز زمان آن رسیده است که امت اسلام در مقابل توطئه‌های چیده شده و جریان‌های دینی ملحدانه و غیر ملحدانه که کمر به نابودی آن بسته‌اند، به مقابله برخیزد. 
آری! وقت آن رسیده تا این امت جاوید سرافراز در زیر پرچم علم و اندیشه‌ای باز و در زیر لوای دینی که هرگز با عقل و اندیشه تعارض ندارد، گردهم آیند و بر اساس کتاب خدا که آن را از دستبازی‌ها و تحریف‌کاری‌ها مصون داشته و راهنمایی از برای گمراهی‌ها و سرگردانی‌های انسان قرار داده، متحد گردند ....: 
(قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِينٌ(15) يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(16))(مائده، 5 / 15-16)
«... قطعاً برای شما از جانب خدا، روشنایی و کتابی روشنگر آمده است. خدا هر که را از خشنودی او پیروی کند، به وسیلة آن [کتاب] به راه‌های سلامت رهنمون می‌شود و به توفیق خویش، آنان را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌برد و به راهی راست هدایتشان می‌کند».
(47). 
------------------------------------------------------------------------------------
1) بقره (2)، بخشی از آیه 182 [حاف ـ حیفا = جنف ـ جنفا = ظلم] بنگرید به : ابوحیان، البحر المحیط، ج 2، ص 24. 
2) نساء (4)، بخشی از آیه 46. بنگرید به : البحر المحیط، ج 3، ص 263؛ ابن خالویه، المختصر، ص 26 و الکرمانی، شواذ القراءة، ص 61. 
3) نساء (4)، بخشی از آیه 172. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 67 و البحر المحیط، ج 3، ص 412. 
4) انعام (6)، بخشی از آیه 14. بنگرید به : الکرمانی، شواذ القراءة، ص 82. 
5) اعراف (7)، بخشی از آیه 26. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 85؛ ابن خالویه، المختصر، ص 43، ابوحیان، البحر المحیط، ج 4، ص 282 [الریش = الریاش = الخیر و الحالة الجمیلة]. 
6) اعراف (7)، بخشی از آیه 146. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 89 و المختصر، ص 46. 
7) توبه (9)، بخشی از آیه 118. بنگرید به : البحر المحیط، ج 5، ص 110؛ المختصر، ص 55؛ شواذ القراءة، ص 105؛ ابن جنی، المحتسب، ص 74. 
8) یوسف، (12)، بخشی از آیه 30. بنگرید به : شواذ القراءة، ص 117؛ المحتسب، ص 82 و البحر المحیط، ج 5، ص 301. 
9) رعد (13)، بخشی از آیه 31. بنگرید به : البحر المحیط، ج 5، ص 393؛ المختصر، ص 67؛ شواذ القراءة، ص 124 و المحتسب، ص 87. 
10) نحل (16)، بخشی از آیه 41. بنگرید به : المحتسب، ص 91؛ شواذ القراءة، ص 132 و البحر المحیط، ج 5، ص 492 [ثوی = بوا = أقام = اتخذ منزلاً]. 
11) مریم (19)، بخشی از آیه 72. بنگرید به : [ننحی = ننجی = لأن فیهما نوع من الصرف] بنگرید به : ابوحیان، البحر المحیط، ج 6، ص 210. 
12) یس (36)، بخشی از آیه 52. بنگرید به : البحر المحیط، ج 7، ص 341؛ ابن خالویه، المختصر، ص 125؛ الکرمانی، شواذ القراءة، ص 203؛ ابن جنی، المحتسب، ص 136. 
13) یس (36)، بخشی از آیه 62. بنگرید به : البحر المحیط، ج 7، ص 344 و شواذ القراةء، ص 204. 
14) کهف (18)، بخشی از آیه 79 : «پیشایپش آنان، پادشاهی بود که هر کشتی [درستی] را به زور می‌گرفت». 
15) آیا مردم ندانستند که من فرزند اویم، هر چند که از سرزمین قبیله، دور بودم؟. 
16) به مردم شعب [اسم مکانی] وقتی مرا اسیر می‌کنند، می‌گویم : آیا ندانستید که من پسر آن سوارکار زهدمم [زدهم] نام اسب بشربن عمرو برادر عوف بن عمرو جد سحیم بوده است. بنگرید به : تاج العروس، ج 17، ذیل (یئس) و نیز : لسان العرب، ج 6، ذیل همان و نیز : معجم البلدان، ج 3، ذیل (شعب). شرح بیت را ببینید در : الکشاف، ج 1، ص 261، زیرنویس شماره 2]. 
17) ابن جنی، المحتسب، ص 87. 
18) ابوحیان، البحر المحیط، ج5، ص 392. 
19) همان، ص 392 [مقایسه کنید با : تاج العروس، ج 17، ص 50]. 
20) گروهی حدود هجده قاری به اضافه علی (رض)، حسن بصری، شافعی، مجاهد و ابن محیصن، چنین قرائت کرده‌اند. 
21) ابن جنی، المحتسب، ص 82 [الکشاف، ج 2، ص 467]. مصاحف و اندیشة نظام طبقاتی(1)  در جامعة اسلامی 

خاورشناس فرانسوی، رژی بلاشر، در بحث خود متعرض بررسی هدف عثمان (رض) از تشکیل گروه مربوطه در نگارش مصاحف، شده است و تلاش کرده تا با بررسی اخبار آن، زوایای پنهان آن برایش روشن شود. بگذاریم کلامش را بیان دارد. او می‌گوید: «تنها مسأله مهم در این باب آن است که آن گروه با نظارت عثمان به ثبت آیات قرآنی پرداخته‌اند اما بقیة مسایل همچنان مبهم است. به دیگر بیان، این کار به چه قصدی صورت پذیرفت؟ در این جا با دقت بسیار به مسأله می‌پردازیم. 
اگر ما خبر شایع را (با وجود مشکوک بودن در جزئیات) بپذیریم، نیت خلیفه را پاک و خالص می‌یابیم. زیرا توجه به اندیشة مصحف نمونه [امام] تنها ضامنی بود که راه را بر اختلافاتی که در متن قرآن و تلاوت آن ایجاد شده بود، می‌بست لذا چنین طرحی باید مورد رضایت تمام امت قرار گرفته باشد. اما ما از همان آغاز، از خلال اطلاعات رسیده، متوجه سوء تدبیر و ناشی‌گری خلیفه یا برخی نیت‌های پنهان می‌شویم. در واقع، ارزش مصحف ابوبکر هر چه باشد، به هیچ وجه بر دیگر مجموعه‌ها [مصاحف دیگر] امتیازی نداشته است، بنابراین چه انگیزه‌ای عثمان را واداشته، آن مصحف را به طور ویژه به عنوان مصحف نمونه [امام] انتخاب کند؟ تصور می‌کنیم با تأمل در ساختار گروه مصحف نمونه [امام] بنابر آنچه که اخبار پذیرفته شده گفته‌اند، این انگیزه را حدس بزنیم. خلیفه‌ای که روح آن طرح و اقدام بود، مردی بود پرهیزگار و در برابر تأثیرات اطراف خود سخت تأثیر پذیر. و از آن جایی که نمایندة حقیقی اشرافیت مکه بود، نزد او گروهی هم‌پیمان و موافق با این اشرافیت گرد آمده بودند که غالباً به همین نام عمل می‌کردند. در آن گروه، آنها انسان‌های مخلص برای منافع شهر مقدس مدینه بوده‌اند و سه نفر مکی دیگر که در آن گروه شرکت داشته‌اند از اشراف و خویشاوندان سببی و دامادهای خلیفه بوده‌اند که میان آنها منافع مشترکی وجود داشته است، سعید، عبدالرحمن و ابن زبیر، هرگز نمی‌توانستند متنی از قرآن غیر از آنچه که در شهرشان [مکه] به وجود آمده است را تصور نمایند، با این که، زید از مدینه است ولی بدون شک از این حیث تسلیم آنها نبوده است. به دلایلی زیاد، اندیشة آغاز گروه بر طبق مصحفی دیگر، برای آنها بی‌معنی و غیر جدی بود زیرا مصحف ابی کار یک فرد مدنی بوده است که نسبت به محل تولدش وفادار مانده بود(2) ؛ مصحف ابوموسی نیز قبل از هر چیز، از فردی از اهالی عربستان جنوبی بوده است، مصحف ابن مسعود هم مرهون تلاش شبانی متواضع بود، مصحف علی هم به خاطر ادعاهای مخالفی بوده که نزدیکانش دراندا