 هفتگانه [الأحرف السبعة] دیدم که ابوعبداله زنجانی آن را پذیرفته است ولی خویی آن را با تکیه بر حدیث زراره [صحیفة زراره] از [امام] صادق رد کرده و چنین استدلال نموده است که قرآن واحد است و از نزد خدای واحد نازل شده است و اختلاف از ناحیة راویان است. 
3- سطح سوم این روایت‌ها، سطح افراطی است که از حدود عقل و منطق تجاوز کرده است و بسیاری از شیعیان معتدل ـ چنان که دیدیم ـ آن را نپذیرفته‌اند. به دیگر بیان، معتدلین شیعه نپذیرفته‌اند که این روایت‌ها را جزء قرآن به حساب آورند بلکه آن را روایت‌هایی تفسیری و توضیحی شمرده‌اند، در حالی که جاعلان آن را قرآن حقیقی می‌پندارند و ـ چنان که گذشت ـ بیان می‌دارند که بعضی از صحابه توطئه‌گر بر حق خلافت علی (رض) آن را حذف کرده‌اند؛ حال آن که صحابه که علی (رض) نیز در میان اینان هست از چنین گفتاری نامأنوس و گناه‌آمیز به دورند. 
4- سطحی دیگر از روایت‌ها باقی می‌ماند که به طور کل از عقل گذر کرده و هر منطقی را به باد تمسخر گرفته است تا جایی که به جعل و تزویر رسیده و بر تاریخ بهتان و دروغ بسته است. چنین سطحی را حتی غالیان شیعی که طبرسی از اینان است، نمی‌پذیرند. 
باید که قصه را دوباره آغاز کنیم، گفته شده متونی از قرآن به صورت سوره‌ای کامل یا دو سورة کامل حذف شده است که یکی از آنها سوره «النورین» با چهل و یک آیه بوده و دیگری سورة «ولایت» با هفت آیه. 
طبرسی در کتابش، متن سورة «النورین» را آورده است و خاورشناس گارسن دوتاسی(23)  در دورة سیزدهم مجله آسیایی(24)  در ژانویة سال 1842 در صفحات 433 تا 436 منتشر کرده است. 
این سوره در حقیقت، متنی است با ساختاری پست و نامناسب که میان اندیشه‌های آن پیوند و ارتباطی نیست و تنها در آن فواصل قرآنی [آخر آیات] (سمیع علیم ـ عذاب یوم عظیم) وجود دارد که در غیر ساختار آخر آیات قرآن و به صورتی زشت و متزلزل آمده است. با این همه برخی فریب‌خوردگان و خاورشناسان مغرض می‌پندارند که این عبارت‌ها از قرآن بوده و از آن حذف شده است. 
برخی از جمله‌های سوره «النورین» را برای خواننده می‌آوریم تا به ذوق خود، دربارة آن داوری کند. خیالباف این متن چنین آورده است: «یا أیها الذین آمنوا آمنوا بالنورین أنزلناهما یتلوان علیکم آیاتي ویحذرانکم عذاب یوم عظیم. نوران بعضهما من بعض وأنا لسمیع علیم. إن الذین یوفون بعهد الله ورسوله فی آیات؛ لهم جنات نعیم. والذین کفروا من بعد ما آمنوا بنقضهم میثاقهم وما عاهدهم علیه، یقذفون فی الجحیم. ظلموا أنفسهم وعصوا لوصي الرسول، أولئک یسقون من حمیم. إن الله الذي نور السموات والأرض بما شاء واصطفی من الملائکة والرسل وجعل من المؤمنین. أولئک من خلقه، یفعل الله ما یشاء لا إله إلا هو الرحمن الرحیم» تا پایان آن، که سخنان بیهودة دروغ‌پردازی است که عقل و ذوق ساختار و محتوای آن را نمی‌پذیرد. اما دو تلاش در تحقیق اصل این سوره، موفق شده تا راه را برای ما در بحث روشن کند و آن سوره را در جایگاه شایستة خودش در میان طومار جعلیات تاریخی قرار ‌دهد. 
تلاش نخست، تلاش طبرسی است که پس از نقل این سوره از صحاب کتاب «دبستان المذاهب» می‌گوید: «از ظاهر کلام صاحب دبستان المذاهب پیداست که آن را از کتاب‌های شیعی گرفته است ولی من اثری از این سوره در کتاب‌های شیعی نیافته‌ام؛ ولی از شیخ محمدبن عمر بن شهر آشوب مازندرانی در کتاب «المثالب» نقل آمده است که آنها [منظور مخالفین شیعه است] تمام سورة ولایت را از قرآن حذف کرده‌اند و شاید این سوره، همان سورة ولایت باشد»(25) . سخن طبرسی از دو جنبه برای ما مفید نموده است. 
1- وی این متن جعلی را در کتاب‌های شیعی نیافته است و این نخستین نشانة مطرود بودن آن است. 
2- حقیقت این سوره، برای طبرسی مشخص نیست چه در نزد او این سوره، مشتبه با سوره‌ای است که به نام سوره ولایت می‌باشد. خاورشناس گلدزیهر(26)  اشاره می‌کند که سورة ولایت با سورة نورین تفاوت داشته و دارای هفت آیه بوده است(27) . 
تلاش دوم که با دقت و تحقیق در اصل این سوره است، تلاش خاورشناس فرانسوی، بلاشر، است. وی با اطلاق عنوان جعلی و ساختگی بودن بر این سوره، یادآور شده است که این سوره به وسیلة یکی از جاعلان و فریبکاران ساخته شده که در کتاب نویسندة ایرانی، محسن فانی، در قرن هفدهم آمده است»(28) . (43) وی در ادامة تحقیق خود می‌گوید: «این سوره برای اولین بار در اروپا به وسیلة گارسن دوتاسی در خلال قرن نوزدهم منتشر شد و سپس میرزا کاظم بَک، بعد از این یک سال، یعنی در سال 1843، در مجلة آسیایی، بخش دوم، صفحة 414 آن سوره را آورده، متن را ویرایش کرده و جملة (آیات) را تقسیم‌بندی نمود و از آن ترجمه‌ای به زبان فرانسوی به دست داد». بلاشر در ادامه می‌گوید: «این قطعه [سورة نورین] تقلیدی است فاحش از سبک و اسلوب قرآنی که بدون شک در قبل از قرن نهم و دهم میلادی [قرن 3 و 4 ه‍. ق] است چون مفسیر شیعی، [علی‌بن ابراهیم] قمی [از اعلام قرن 3 و 4] که در آن عصر می‌زیسته، آن را نمی‌شناخته است»(29) . 
بعد از این دیگر نمی‌توان به نقد این سخنان بیهوده پرداخت، چون پژوهش درست علمی، تقریباً به واضع آن اشاره دارد که در گور تاریخ پنهان شده است. 
خاورشناس گلدزیهر می‌گوید: «شیعیان بغداد در سال 398 هجری قمری، متن قرآنی درستی را ارائه کرده‌اند که به گمانشان، مصحف عبدالله بن مسعود می‌باشد ولی دادگاه علمای اهل سنت به سوزاندن آن حکم داد»(30)  و مسأله پایان یافت. خداوند کتاب خود را از یاوه‌‌گویی‌های جاعلان حفظ می‌کند و ابن مسعود (رض) را هم از دروغ‌ جاعلان (44). 
-----------------------------------------------------------------------------
1) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، ج 1، ص 12. 
2) ابن الجزری، النشر فی القراءات العشر، ج 1، ص 133. 
3) همان، ص 155. 
4) همان، ص 165. 
5) همان، ص 172. 
6) حسین بن خالویه، مختصر البدیع، ص 151 [محمد هادی معرفت، التمهید، ج 1، ص 342]. 
7) میرزا حسین النوری، فصل الخطاب، ص 108 [ابوبصیر، یحیی بن ابی‌القاسم از اصحاب امام باقر و صادق علیهما السلام است. امام صادق(رض) گاهی او را با کنیه «ابومحمد» صدا می‌زدند. وی ثقه شناخته شده و در سال 150 ه‍. ق. فوت کرده است. ابوالقاسم الخویی، معجم رجال الحدیث، ج 20، ص 28 و ص 74]. 
8) النوری، فصل الخطاب، ص 108 [الکلینی، الاصول من الکافی، ج 1، ص 239، باب فیه ذکر الصحیفة و الجفر و مصحف فاطمة علیها السلام. منظور از جفر، جفر ابیض است و منظور از پوست گاو هم ظرفی است که از این پوست تهیه شده تا کتاب‌ها در آن جای گیرد. چنان که در روایات دیگر از آن به جراب، اهاب، نامبردار شده است. محمد باقر المجلسی، مرآة العقول، ج 3، ص 59]. 
9) ابن الندیم، الفهرست، ص 48. 
10) النوری، فصل الخطاب، ص 97. 
11) النوری، فصل الخطاب، ص 98. 
12) همان، ص 24. 
13) همان، ص 35 به بعد. 
14) Nikaia [شهری است قدیمی در آسیای صغیر]
15) احمد شلبی، المسیحیة، صص 153-160، دوم، 1966. 
16) Julius Wellhausen, Moscati: Die Altsemitischen Kulturen, p. 140-141. 
17) النوری، فصل الخطاب، ص 73 [محمد باقر المجلسی، مرآة العقول، ج 3، ص 31]. 
18)