علی و ابن عباس (رض) هم آمده است. 
شاید گمان می‌رود که ما از ارزش آنچه که در این مصاحف آمده و با رسم الخط مصحف عثمانی مخالفت داشته کاسته‌ایم، اما این مسأله به ذهن ما خطور نکرده است بلکه این مسأله از جنبة دیگری است که در مورد قرائت‌های شاذ می‌باشد که در جای خود از آن سخن خواهیم گفت. این مسأله در باب حروف هفتگانه و در فصل قرائت به معنا بررسی کرده‌ایم. در بحث و بررسی ابن مسعود (رض) و دیگران باز به آن اشاره خواهیم کرد. 
نکته‌ای که باقی ماند و باید به آن اشاره کنیم، این است که کتاب‌های زیادی در گذشته، پیرامون مصاحف نوشته شده است که ابن ندیم آنها را ذکر کرده، و آرتور جفری در مقدمة کتاب «المصاحف» بر آنها توضیحاتی افزوده است. این کتاب‌ها به شرح زیر می‌باشند: 
1- کتاب «اختلاف مصاحف الشام والحجاز والعراق» از ابن عامر یحصبی (درگذشته به سال 118 ه‍. ق.).
2- کتاب «اختلاف مصاحف أهل المدینة وأهل الکوفة والبصرة» از کسایی (درگذشته به سال 189 ه‍. ق.).
3- کتاب «اختلاف أهل الکوفة والبصرة والشام فی المصاحف» از فراء بغدادی (درگذشته به سال 207 ه‍. ق.). 
4- کتاب «اختلاف المصاحف» از خلف بن هشام (درگذشته به سال 229 ه‍. ق.). 
5- کتاب «اختلاف المصاحف وجامع القراءات» از مدائنی (درگذشته به سال 231 ه‍. ق.).
6- کتاب «اختلاف المصاحف» از ابوحاتم سجستانی (درگذشته به سال 248 ه‍. ق.).
7- کتاب «المصاحف والهجاء» از محمدبن عیسی اصفهانی (درگذشته به سال 253 ه‍. ق.). 
8- کتاب «المصاحف» از ابن ابی‌داود سجستانی (درگذشته به سال 316 ه‍. ق.). 
9- کتاب «المصاحف» از ابن انباری (درگذشته به سال 327 ه‍. ق.). 
10- کتاب «المصاحف» از ابن اشته اصفهانی (درگذشته به سال 360 ه‍. ق.).
11- کتاب «غریب المصاحف» از وراق. 
از بین این کتاب‌ها، تنها کتاب «المصاحف» از ابن ابی‌داود سجستانی به ما رسیده است(14) . 
----------------------------------------------------------------------
1) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، ج 1، صص 16-17. 
2) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، ج 1، ص 39 و نیز : ابوعمرو الدانی، المقنع فی معرفة مرسوم مصاحف اهل الامصار. 
3) محمدبن الندیم، الفهرست، صص 45-46. 
4) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، بخش اختلاف مصاحف صحابه، صص 50-88. 
5) جلال‌الدین السیوطی، الاتقان، ج 1، ص 58. 
6) لازم است مقایسه مفصل و دقیقی بین مصاحف صحابه و تابعین صورت گیرد تا رابطه بین آنها را بیشتر روشن نماید. 
7) الکرمانی، شواذ القراءة، ص 93 و نیز : ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، حوادث سال‌های 66 و 67 هجری قمری. 
8) در مورد قرائت نخست، ر. ک : ابن خالویه، المختصر، ص 172 و ابوحیان، البحر المحیط، ج 8، ص 460 و در مورد قرائت دوم ر. ک : المختصر، ص 161 و الکرمانی، شواذ القراءة، ص 248 و در مورد قرائت سوم، ر. ک : المختصر، ص 95، و ابن جنی، المحتسب، ص 107. 
9) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، ج 3، ص 83. 
10) ابن خالویه، المختصر، ص 98، الکرمانی، شواذ القراءة، ص 167، ابوحیان، البحر المحیط، ج6، ص 408. 
11) المختصر، ص 138، شواذ القراءة، ص 221، البحر المحیط، ج 8، ص 44 و ابن جنی، المحتسب، ص 147. 
12) المختصر، صص 47-48، شواذ القراءة، ص 93 و البحر المحیط، ص 4، ص 439.
13) محمدبن سعد، الطبقات الکبری، ج 3، ص 88. 
14) ابن ابی‌داود السجستانی، المصاحف، مقدمه آرتور جفری، ص 10 و نیز نک : محمدبن الندیم، الفهرست، ص 60 (11). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:30.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:31.txt">جنبه‌های لهجه‌ای در قرائت ابن مسعود (رض)</a><a class="text" href="w:text:32.txt">نمونه‌هایی از روایات ترادف در قرائت ابن مسعود (رض)</a></body></html>تاریخ  قرآن

مؤلف : 
دکتر عبدالصبور شاهین

ترجمه : 
دکتر سید حسین سیدی
عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

تحقیق و پژوهش : 
هادی بِزْدی ثانیقبل از بحث تفصیلی دربارة این مصحف یا به عبارت صحیح‌تر دربارة روایت‌های منسوب به ابن مسعود (رض) در این مصحف، مایلم به یک حقیقت تاریخی متواتر اشاره کنم و آن، این که مصحفی که بر آن اجماع شده،‌ همان مصحف عثمانی است که مسلمانان آن را در جای جای زمین می‌خوانند. در اجماع صحابه بر آن، جای عبدالله بن مسعود خالی نیست و این مطلب در حیات وی هم ثابت شده است. قبلاً از قول ابوحیان [به پایان بحث قرائت به معنا رجوع کنید] آورده‌ایم که «به تواتر در نزد ما صحیح است که قرائت ابن مسعود به غیر آنچه که از او نقل شده، از جمله قرائت‌هایی است که با رسم الخط، هماهنگ می‌باشد». ابوحیان این حقیقت را فراوان در بررسی برخی قرائت‌های ابن مسعود که با متن نگاشته شدة مصحف، اختلاف دارد ذکر نموده است. وی در شرحی بر قرائت ابن مسعود: «فالصوالح قوانت حوافظ للغیب بما حفظ الله فأصلحوا إلیهن»(1)  می‌گوید: «بهتر است این قرائت را به قرائتی تفسیری حمل کرد چون با متن نگاشته شدة مصحف نمونه [امام] اختلاف دارد و در آن اضافه هم هست [فأصلحوا إلیهن]. 
از ابن مسعود (رض)، به نقل صحیح و بدون شک رسیده است که وی قرآن را با توجه به رسم الخط متن نگاشته شدة قرآن می‌خوانده و به دیگران آموزش می‌داده است، لذا این قرائت را بهتر است به تفسیر حمل کرد»(2) . همو در تعلیقی بر قرائت ابن مسعود(رض) «فأذاقها الله الخوف والجوع»(3)  می‌نویسد: می‌گویم این قرائت، تفسیر معنای آیه است نه قرائت آن، چون آنچه از وی، به طور مستفیض، نقل شده، مثل آن چیزی است که در متن نگاشته شدة مصحف آمده است»(4) . 
ابوحیان در تعلیق بر قرائت ابن مسعود از آیة 23 سورة اسراء [17] «و وصی ربک» به جای: 
(وَقَضَى رَبُّکَ)
می‌گوید: «بهتر است که چنین قرائتی، به تفسیر حمل شود، چون قرائتی است که با متن نگاشته شدة مصحف، اختلاف دارد و متواتر قرائت: «وقضی» می‌باشد چنان که این قرائت [وقضی] از ابن مسعود، ابن عباس و دیگران به طور مستفیض در سندهای قاریان هفتگانه [قراء سبعه] آمده است»(5) . 
وی در قرائت ابن مسعود «وما یعبدون من دوننا»(6)  می‌گوید: «این قرائت، تفسیر است نه قرآن، چه از عبدالله به تواتر آنچه که در متن مصحف است، رسیده است»(7) . ابوحیان قرائت «تخرج بالدهن» از ابن مسعود به جای: 
(تَنبُتُ بِالدُّهْنِ)(مؤمنون، 23 / 20)
می‌گوید: این قرائت، قرائتی است مبتنی بر تفسیر، به خاطر تواتر قرائت جمهور از ابن مسعود»(8) . 
گاهی قرائت، سخنی منقول از پیامبر(ص) است، ولی با این همه، آن را در متن قرآن می‌بینیم. مثلاً ابن انباری در قرائت ابن مسعود «إن‌ الدین عند الله الحنیفة»(9)  می‌گوید: «بر خردمندان پوشیده نیست که این سخن پیامبر(ص) از باب تفسیر است ولی برخی که احادیث را در قرائت‌ها داخل می‌کنند، آن را جزء قرائت‌ها شمرده‌اند»(10) . 
این روایت را قرطبی هم از طریق شعبه و او از عاصم و وی از زرین حبیش و او از ابی و او هم از پیامبر(ص) نقل کرده است که پیامبر(ص) چنین قرائت کرده است: «إن الدین عندالله الحنیفة لا الیهودیة ولا النصرانیة ولا المجوسیة» (12) و آن‌گاه سخن پیشین ابن انباری را آورده است(11) . بدین ترتیب، ابوحیان در مواردی بسیار زیاد از تفسیرش، چنین قرائت‌هایی را آورده است [و آن را بر تفسی