ه« منكر» و «نكير»
نعيم و عذاب قبر
كه از كافر و مسلمان در مورد آن سؤال مي شود و عذاب آن بر كافر مستمر بوده و براي مؤمن به اندازه گناهش مي باشد. و نعيم قبر تنها براي مؤمنين است. وعذاب و نعيم قبرتنها براي روح بوده و در بعضي احيان روح به بدن متصل مي شود.
قيامت:
قيامت صغري همان مرگ است. و هر كه بميرد قيامتش بر پا مي شود. و قيامت كبري، قيام تمام مردم، جهت حساب و جزا است كه به دليل قيامت مردم، عدل و اشهاد، قيامت ناميده شده است . «آيا نمي  پنداريد كه آنها بر انگيخته مي شوند براي روزي كه مردم براي پروردگار عالميان قيام مي كنند.» المطففّين ــ4تا6  قابل ذكر است كه تمامي مسلمانان و جميع اديان الهي به قيامت اعتقاد دارند. نشانه هاي مهم قيامت عبارتند از «خروج دجال»، خروج « ياجوج و ما جوج» و طلوع خورشيد از مغرب. كه به اين نشانه ها « أشراط» مي گويند.
حشر مردم:‌‌‌‍‍‌
در روز قيامت مردم پا برهنه، لخت و عريان محسور خواهند شد. خداوند مي فرمايد: «همانگونه كه خلق اول را آغاز كرديم، آنرا باز مي گردانيم». انبياء ــ104 

حوادث قيامت
1ــ پائين آمدن خورشيد و نزديك شدن آن به زمين به اندازه يك يا دو ميل ، كه در نتيجه مردم به اندازه اعمال خويش عرق مي كنند. وعرق بعض ها تا قوزك پايشان هم مي رسد. 2ــ موازين. كه خداوند جهت وزن نمودن اعمال بندگان خود آنها را وزن مي كند. و هر كه موازينش سنگين ترباشد رستگار تر است. 3ــ نشر دواوين.دواوين عبارت است ازصحيفه هاي اعمال كه ملائكه بر انسانها نوشته اند. كسي كه كتابش به دست راستش باشد او رستگار و كسي كه به دست چپش باشد، زيانكار است.4ــ حساب كه همان محاسبه اعمال خلايق است. خداوند با مؤمن در پنهاني سخن گفته و گناهان او را مي بخشد وبه حساب گناهان كافران در ميان عموم رسيدگي مي شود. 5 ــ حوض نبي (صلى الله عليه وسلم): كه هركدام از انبياءحوضي دارند كه پيروانشان ازآن مي نوشتند. هر كس از آن حوض بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد. آب آن از شير سفيد تر،از عسل شيرين تر و از مشك خوشبو تر است. تعداد پيمانه هاي آن به اندازه ستارگان است. 6ــ پل صراط : پلي است كه بر جهنم نصب شده است. اين پل از مو نازكتر و از شيشه تيز تر است وقلابهايي وجود دارد كه مردم را حسب اعمالشان نشانه مي روند . برخي در حال دويدن از روي آن مي گذرند برخي قدم زنان و برخي در حال خزيدن و بعضي هم در آتش مي افتند. 7ــ شفاعت: در روز قيامت برخي از پيامبران و شهداء و صالحين با اجازه خداوند شفاعت مي كنند. و شفاعت پيامبرمحمد صلى الله عليه وسلم   از همه مهمتر وبيشتر است و به اين شفاعت «مقام محمود» مي گويند. خداوند مي فرمايد: «چه بسا كه پروردگارت تو را به مقام محمود نائل كند». اسراء ــ79

ايمان و قضا و قدر
ايمان و قضا وقدر و اينكه سرنوشت جهان قبل از خلقت آن حك شده است امري واجب است و ايمان به اينكه خدا مالك و صاحب تمامي امور و اعمال و آزاديهاي انسان است و آدمي اگر چه در انجام امور آزاد است، ولي اين آزادي را خداوند با اذن خود به او عطا كرده است. «خداوند شما و هر آنچه را كه انجام مي دهيد، خلق كرده است». صافات ــ96 «اگر مي خواستيم همه را هدايت مي كرديم.» سجده ــ13

قدرت مخلوقات
هر انساني در انجام امور خود آزاد است و بر اين آزادي بايد پاسخگو باشد. ولي ان آزادي خارج از حيطه قدرت پروردگار نيست، بلكه با ارده خدا اين آزادي به انسان عطا شده است. وهر گاه خداوند بخواهد مي تواند كه اين قانون را از انسان سلب كند. مثل نبريدن چاقوي حضرت ابراهيم(علیه السلام) برسر اسماعيل (علیه السلام) و سرد شدن آتشي كه حضرت ابراهيم (عليه السلام) را در آن افكنده بودند. كه خداوند با اراده خود،اراده انساني را سلب كرد.

ايمان
ايمان به معناي تصديق قول قلب،تصديق و اقرار است و عمل قلب اراده و توكل و ديگر حركات است. حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) مي فرمايد: «ايمان هفتادو چند شعبه است كه بالا ترين آنها لا اله الا اللّه و پائين ترين مرتبه برداشتن چيزي از جلو پاي مؤمن و انسانهاست». «تا بر ايمان خود بيافزايد.» فتح ــ4

كبيره
كبيره گناه بزرگي است كه به عقوبتي خاص قرين و مشخص شده باشد. مثل قتل، زنا، سرقت،تقلب و ..... كسي كه مرتكب قتل شده و گناه كبيره انجام داده از حيطه ايمان خارج نمي شود بلكه مؤمني است، ناقص الايمان، يا مؤمن  با ايمانش و فاسق به گناه كبيره اش. «هر گاه قاتلي كه از قصاص خون برادرش بخشوده شود. بايستي خون بها را از او به نيكويي و راحتي گرفت» بقره ــ178  در اين ايه مقتول برادر قاتل معرفي شده است. و منظور از برادر، برادر ديني است. پس قاتل از حلقه ايمان خارج نمي شود. «هر گاه دو گروه از مؤمنين با هم قتال كردند ميان آنها را اصلاح كنيد» حجرات ــ9

صحابي كيست؟
صحابي كسي است كه در حال ايمان رسول خدا(صلى الله عليه وسلم) را ملاقات كرده و در حالت ايمان وفات كرده باشد. كسي كه در حالت غير ايمان پيامبر(صلى الله عليه وسلم) را ديده يا پس از ديدن او در حالت ايمان، از دين برگشته باشد صحابي نيست. اهل سنت جز به ديده احترام به  صحابه نمينگرد و قلب آنها نسبت به صحابه پاك و خالي از هر گونه عقد و بغض بوده و هيچگاه تو هيني به آنها روا نمي دارند. «و كساني كه پس از آنان مي آيند مي گويند پروردگارا ما را و برادرانمان را كه پيش از ما بسوي ايمان شتافتند ببخشيد و در دل هيچ كينه و حسدي بر مؤمنان قرار مده كه تو بسيار ردئوف و مهرباني» حشر ــ10
تفاوت و منزلت صحابه
اگر چه احترام تمامي صحابه واجب است و نبايد به هيچكدام از آنها توهين نمود، اما اين صحابه بدليل نيروي ايمان، علم و عمل صالح با هم برابر نبوده و متفاوت هستند. «كسانيكه قبل از فتح انفاق نموده و قتال كردند با كسانيكه بعد از فتح انفاق نموده و قتال كردند هرگز برابر نمي شوند. مقاتلين و منفقين قبل فتح داراي درجه و مرتبه بس بزرگترند و خداوند هردو را وعده نيكو داده است» الحديد ــ10  «خداوند برپيامبر مهاجرين و انصار توبه نموده» توبه ــ117

اهل بدر
كساني هستند كه در جنگ بدر بهمراه پيامبرمحمد صلى الله عليه وسلم   بودند و به جنگ با مشركان پرداخت. تعداد آنها 313 نفر بودهو خداوند گناهان آنان را بخشيد. و ان به دليل حسنه بزرگي بوده كه در جنگ بدر بدان نازل شدند. و اين امر متضمن مژده ايست كه هيچكدام از آنها مرتد نمي شوند.

اهل بيعت رضوان
كساني هستند كه در سال حديبيه با پيامبرمحمد صلى الله عليه وسلم بيعت كردند، كه اگر لازم شود باقريش تا دم مرگ  بجنگند. در آن سال پيامبرمحمد صلى الله عليه وسلم ويارانش قصد طواف خانه خدا را داشتند و عثمان را به نمايندگي مسلمين به مكه فرستادند تا با مشركين در اين باره مذاكره نمايد. كه تأخير عثمان سبب شد اين شبهه به وجود آيد كه مشركين وي را به شهادت رسانده اند و پيامبرمحمد صلى الله عليه وسلم   بهمين دليل از آنها بيعت گرفت تا اگر لازم شود براي انتقام خون عثمان وارد مكه شوند. تعداد آنها حدودهزارو چهارصد نفر بود. «همانا خداوند از مؤمناني كه در زير درخت با 