لآية7) آناني كه ايمان آورده و عمل شايسته انجام دادند، بديهاي آنان را از بين خواهيم برد. )إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) (البينة:7)  آنان كه ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند، بهترين خلق خداوند هستند. لذا سعادت در دنيا و رستگاري در آخرت مربوط به حضرت علي رضي الله عنه   يا به گروه و فرد خاصي نيست. اما كتاب الله، براي هيچ شخص عاقلي جاي شك ترديد نيست كه صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  بودند كه آن را حفاظت كردند، از آن تبعيت كردند، به احكام آن عمل كردند و عظمت آن را در دلهايشان جاي دادند و از طرفي ديگر حديث مذكور (حديثي كه آقاي قمي آن را تفسير آيه،)يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ) نقل كرده بود) گوياي اين نكته است كه ياران حضرت علي رضي الله عنه   قرآن را ياري كرده و در دفاع از آن قتال كردند. اما الأصغر (يعني عترت) در روايت مذكور درباره آن چنين آمده بود: ((با آن محبت كرديم، از آن حمايت كرديم و تا مرز جان آن را نصرت و ياري كرديم. اين روايت متعارض است با سرزنشي كه حضرت علي و حضرت حسن و حسين رضي الله عنهم از شيعيان خود كرده بودند و ما به حواله نهج البلاغه و تفسير طبرسي در صفحات گذشته آن را نقل كرديم. از يك طرف روايت دروغين آقاي قمي مي گويد: و شيعيان حضرت علي رضي الله عنه   او را دوست داشتند و ياري كردند حتي جان خود را در اين راستا فدا كردند! و خود حضرت علي به شيعيانش مي گويد: ((شما سستي و بد عهدي  و ترك مساعدت نموديد شما مرد نما هستند، مرد نيستيد ـ عقلهاي شما مانند نقلهاي كودكان و زنان ناقص است. خاك بر سر شما از نكوهش و سرزنش شما به ستوده آمدم. شما در برابر آخرت زندگي ناپايدار دنيا را ترجيح داديد . . . به خدا سوگند خور و ذليل كسي است كه شما او را نصرت و ياري كرده ايد. خداي وي شما را ذليل كند و سهم شما را كم كند. بعد حضرت مي فرمايند: بسيار دوست دارم كه معاويه شما را از من مي گرفت و در مورد شما با من بيع صرف مي كرد مانند بيع درهم در برابر دينار. از من ده تا مانند شما را مي گرفت و از ياران خود يك نفر به من مي داد.[141] اين سرزنش و نكوهش حضرت علي رضي الله عنه   با روايت دروغين آقاي قمي چگونه سر سازگاري دارد؟ نكوهش حضرت علي رضي الله عنه   از شيعيانش گوياي اين واقعيت است كه شيعيان آن حضرت استحقاق چنين تعريف و تمجيدي كه آقاي قمي مي گويد: ندارند. لابد اين گفته حضرت علي رضي الله عنه   (ردو النار ظمآء مطمئين مسوده وجوهكم) برگرديد به دوزخ در حالي كه تشنه و رو سياه هستيد ـ خطاب به شيعيان است. زيرا آنان بودند كه حضرت علي رضي الله عنه   را مساعدت نكردند و هر حركت نازيبا را در حق او انجام دادند ـ و معني اين سرزنش طبق روايت اين است كه هيچ كدام از آنان به بهشت نمي رود بلكه همه به دوزخ مي روند ـ با توجه به همه اين مطالب به اين نتيجه مي رسيم كه روايت مذكور از لحاظ متن و درايت كاملا باطل است. اما از لحاظ سند نيز به اتفاق شيعه و سني باطل است. زيرا يكي از راويان اين حديث دروغين ((ابوالجارود)) است. ابوالجارود نزد علماي فريقين مجروح است آقاي كشي از علماي شيعه درباره او چنين مي گويد: ((ابوالجارود زياد بن منذر الأعمي السرحوب، حكي أن ابا الجارود سمي سر حوبا و تنسب اليه السر حوبيه من الزيديه سماه بذالك ابوجعفر (ع) و ذكر ان سرحوبا اسم شيطان اعمي يسكن البحر و كان ابوالجارود مكفوفاً اعمي القلب)). ترجمه: يعني ابوجارود فرزند منذر نابينا معروف به سرحوب است. حضرت امام محمد باقر او را به سرحوب مسمي كرده است و سرحوب نام شيطاني است نابينا كه در دريا زندگي مي كند و ابوجارود فردي كور دل بود. و اسحاق بن محمد بصري مي گويد: حدثني محمد بن جمهور قال: حدثني موسي بن بشار عن ابي النصر قال كنا عند ابي عبدالله (ع) فمرت بنا جاريه معها قمقم فقلبته، فقال ابو عبدالله (ع) إن الله عزوجل قد قلب ابا الجارود كما قلبت هذه الجاريه هذا القمقم: يعني نزد حضرت ابي عبدالله بوديم، دختر جواني از كنار ما گذر نمود. قمقمه اي در دست داشت. آن را وارونه كرد. حضرت ابوعبدالله گفت: خداوند ابوجارود را وارونه كرده است همان طور كه آن دختر آن قمقمه را وارونه كرد. ابو اسامه مي گويد: قال لي ابو عبدالله(ع) ما فعل ابوالجارود؟ و الله لا يموت إلا تاتهاً[142] حضرت ابو عبدالله گفت: ابوجارود چه كرد؟ به خدا سوگند، او از دنيا كوچ نمي كند مگر در حالي كه حيران و سرگردان است. آري، اين بود ديدگاه شيعه درباره ابا جارود. اما از ميان علما اهل سنت، آقاي ذهبي، ((زياد بن منذر همداني))، ابن معين او را جرح كرده و به ((كذاب)) ياد كرده اند. نسايي و عده اي از محدثين او را ((متروك)) گفته اند. ابن حبان درباره او مي گويد: رافضي است، در مناقب و معايب، حديث موضوع را بيان مي كند. دارقطني مي گويد: ابوجارود همان زياد بن منذر همداني و متروك الحديث است. بعضيها گفته اند كه او حضرت علي را در برابر ساير صحابه و ابوبكر و عمر برتر دانسته و از آن دو تبري جسته است. بعضي گفته اند: فرقه جاروديه به طرف او منسوب است آنها معتقدند كه: امامت منحصر در فرزندان فاطمه است. و بعضي از جاروديه معتقد به رجعت هستند.[143] بدين ترتيب حديث مذكور از لحاظ متن و سند باطل مي باشد. خدا را هزاران شكر و سپاس. با توجه به مطالب ياد شده چگونه آقاي تيجاني مدعي است كه آيه مذكور )وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا). . . الخ خطاب به صحابه رضي الله عنه   است و آنان را از تفرقه بر حذر مي دارد؟! آقاي تيجاني در ادامه خزعبلات و ياوه گوييهاي خود مي گويد: اين امر مثل روز روشن و مشخص است كه صحابه بعد از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اختلاف كردند، دسته دسته شدند و آتش فتنه را شعله ور كردند حتي قضيه منجر به كشتار و جنگهاي خونين شد و در نتيجه مسلمانان ضعيف شده و دشمنان آرزوي شكست آنان را در سر مي پروراندند. و آيه مذكور را نمي توان از معني متبادر در اذهان بر گرداند و تاويلي ديگر براي آن جستجو نمود.[144] من نمي خواهم بگويم كه صحابه بعد از وفات رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  و در دوران حضرت ابوبكر رضي الله عنه   و عمر رضي الله عنه   اتفاق نظر داشتند، زيرا هيچ اختلاف اساسي ميان آنان نبود. من نمي گويم كه صحابه رضي الله عنه   آتش فتنه اي را كه جنگهاي ارتداد آن را روشن كرده بود، خاموش كردند. كه اگر آنان نمي بودند. كسي ديگر براي اسلام قيام نمي كرد. من نمي گويم كه صحابه رضي الله عنه   بلاد مشرق و غرب را فتح كرده و خداوند متعال به وسيله آنان دو حكومت قدرتمند آن روزگار را شكست داد و بيم آنان را در دل دشمنان انداخت. زيرا هيچ يك از اين حقايق قابل انكار نيست. حتي قبل از فرزندان اين امت، دشمنان آن به اين واقعيتها اعتراف كرده اند. اما من مي خواهم اقوال و ديدگاه امام شيعيان (به دروغ) و وصي رسول الله صلي الله عليه وسلم  (به دروغ) را داير بر اينكه حال امت در دوران دو خليفه بزرگ رسول الله صلي الله عليه وسلم