از درجه حرارت زياد بي ربط باشد يا در جهت خلاف مقصد گفته شود. اين نوع هر چند كه ناشي از عوارض جسماني است اما علما درباره اينكه انبيا دچار چنين حالتي مي شوند، اختلاف نظر دارند ـ بعضي ها اين حالت را بر خواب قياس كرده در حق انبيا آن را جايز مي دانند و برخي ديگر آن را در حق انبيا جايز نمي دانند ـ ممكن است گوينده ((أهجر))، آن را از نوع اول پنداشته است، و معني و مفهومش اين است كه اين سخن پيامبر صلي الله عليه وسلم  خلاف عادت او است و ما بدليل ضعف در نطق و حالت لكنت در زبانش، قادر به درك مطلب او نيستم، اگر چنين باشد هيچ گونه مانعي ندارد. خلاصه سخن اينكه آنچه كه به وسيله صحابه گفته شده است هرگز نقص و عيبي را متوجه رسول الله صلي الله عليه وسلم  نكرده، باعث مخدوش شدن عدالت آنان نمي شود. 
7- تيجاني به قصد طعن بر فاروق اعظم، حضرت عمر رضي الله عنه   در جريان حادثه قرطاس مي گويد: ((أو كان هو اعلم بالقرآن من رسول الله صلي الله عليه وسلم  . . .الخ)) (آيا ابو بهتر از رسول الله صلي الله عليه وسلم  قرآن را مي دانست؟). 
آري، اين گفته او شاهد زنده اي بر حماقت و ناداني وي است و اثبات مي كند كه او جاهلي مركب است. زيرا اين قول فاروق اعظم: ((حسبنا كتاب الله)) در رد و نفي كساني گفته شده كه با وي (فاروق اعظم) نزاع مي كردند، نه در رد و نفي رسول الله صلي الله عليه وسلم  ـ علاوه بر اين براي فاروق اعظم روشن شده بود كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  مصمم به نوشتن نيست. لذا حضرت فاروق با تكيه و اعتماد به فرموده خداوند) الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) و (مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ) گفت: ((حسبنا كتاب الله)) و همان طور كه قبلاً عرض شد، اين گفته او دال بر تعمق فقه و دانش او بود و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنچه را كه خودش گفت و آنچه را كه عمر بن خطاب مي گفت مي شنيد و كاملاً متوجه آن بود و به همين خاطر ديدگاه حضرت فاروق را رد نكرد چون مي دانست كه او صائب است و مي دانست كه ديدگاه عمر فاروق رضي الله عنه   داير بر ننوشتن نامه و كفايت كردن قرآن مايه اختلاف و دو دستگي ميان صحابه نمي شود و عملاً نيز چنين شد ـ مسلمانان حضرت ابوبكر صديق رضي الله عنه   را كانديد خلافت كرده و به او راي دادند ـ اختلاف بر طرف شد ـ خداوند در دوران خلافت حضرت ابوبكر رضي الله عنه   حب ائتلاف و بغض اختلاف را ميان صحابه رضي الله عنه   حاكم گردانيد. آقاي تيجاني در ادامه سخنان خود مي گويد: ((اگر توجيه اهل سنت (داير بر ترحم عمر نسبت به رسول الله صلي الله عليه وسلم  و بر طرف ساختن ناراحتي از وي) صحت دارد، بايستي حسن نيت وي از رسول الله صلي الله عليه وسلم  پنهان نمي شد و رسول الله صلي الله عليه وسلم  از وي تشكر و او را با خود نزديك مي كرد به جاي اينكه خشم نموده به او بگويد ((اخرجوا عني)) يعني از نزد من بيرون رويد. چه عرض شود؟ فكر مي كنم آقاي تيجاني هيچ چيزي را نمي پذيرد جز اينكه سوء فهم و حماقت او بصورت مستند و مدلل آشكار شود. چه نيك سروده است شاعر: 
                 إذا لم يكن لك حسن فهم                                             أسأت إجابه و أسأت فهماً      
يعني: هرگاه حسن فهم نداشته باشي، زشتي ات در تمام كارها ظاهر مي شود. آقاي تيجاني، اگر دلايل مبتني بر عقل و منطق تو صحت داشته باشند، پس بپذير كه سكوت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در برابر موضع حضرت فاروق اعظم و سپس ترك نوشتن او دال بر موافقت رسول الله صلي الله عليه وسلم  با حضرت فاروق است. آقاي تيجاني در استدلال خود دچار اشتباه بزرگ نحوي شده است. مي گويد: ((بدلاً من أن يغضب عليه ويقول اخرجوا عني)) (يعني بجاي اينكه خشم كرده بر عمر و به آنان بگويد از نزد من بيرون رويد) جهالت آقاي تيجاني بسيار شگفت آور است. ضميرها در ((عليه)) به حضرت عمر رضي الله عنه   بر مي گردد. و، ((واو)) در ((اخرجوا))، واو جمع است. با اين تفاوت جمله مذكور چگونه جمله صحيحي است؟ بله اگر. واصل جمله چنين مي بود. ((أن يغضب عليه ويقول اخرج عني)). اگر رسول الله صلي الله عليه وسلم  چنين مي گفت، يعني اگر الفاظ حديث، بجاري ((اخرجوا))، ((اخرج)) مي بود، ممكن است براي تيجاني ايجاد شبهه مي كرد. آري اعتراف خود تيجاني كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  ((اخرجوا)) بيرون برويد (با صيغه جمع) فرمود نه ((اخرج)) بيرون برو، بزرگترين دليل و بارزترين شاهد است بر اين مطلب كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  در برابر موضع حضرت عمر رضي الله عنه   سكوت فرمود و كوچكترين ايرادي در اين خصوص نداشت. البته وقتي شور و سر و صدا شدت گرفت، آنگاه رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود ((دعوني)) در كلمه دعوني (مرا به حال خود بگذاريد) هيچ گونه معني راندن و بيرون كردن مستفاد نيست. علي الخصوص كه ما مي دانيم كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بعد از جريان روز پنجشنبه تا مدت سه روز در قيد حيات بود و مي توانست حرف بزند، توصيه كند و فرمان صادر كند اما فقط به سه3 مورد كه در حديث قبلي بيان گرديد توصيه فرمود و بس. 
آقاي تيجاني به لغويات خود ادامه داده مي گويد: ((آيا ممكن است من سوال كنم كه چرا حاضرين از امر رسول الله صلي الله عليه وسلم  اطاعت كردند وقتي كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان را به بيرون رفتن از خانه امر كرد؟ و نگفتند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  هذيان مي گويد و سخن بي ربط مي گويد؟)) آقاي تيجاني به سوالش چنين پاسخ مي دهد: ((چون آنان در برنامه خود داير بر جلوگيري رسول الله صلي الله عليه وسلم  از نوشتن نامه موفق شده بودند و هيچ گونه انگيزه اي براي باقي ماندن در خانه، نمانده بود. الله اكبر!؟ آيا صحابه عليه حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه وسلم  برنامه ريزي مي كنند تا وي را از نوشتن منع كنند؟ به خدا سوگند، اين ديدگاه كساني است كه كمترين محبت و احترامي، نسبت به صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم ، همان صحابه اي كه او را ياري كردند، به او كمك رساندند، از برنامه و روشي كه بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  نازل شده بود تبعيت كردند و جان و مال خود را براي او فدا كردند، ندارند ـ آري صحابه كساني بودند كه تمام ما يملك خود را فدا كردند و به خاطر نصرت و ياري آنان به رسول الله صلي الله عليه وسلم  خداوند، دنيا را بدست آنان فتح كرد و جباران روي زمين، مانند قيصر و كسري را تابع و محكوم آنان گردانيد ـ و اكنون اين مرد نادان و بي خرد (تيجاني) قد علم كرده مي گويد: صحابه عليه او طراحي و برنامه ريزي كردند! عليه چه كسي؟ عليه رسول الله!!؟ سوگند به الله ((فإنها لأحدي الكبر)) اين يكي از بزرگترين گناهان است. آيا عقلاني بودن و منطق صحيح همين است؟ همين عقل و منطق است كه تيجاني را به جايي رسانيده است كه دست به مخالفت با معقول و منقول بزند؟! آري آقاي تيجاني مرتكب اين تحريف شده است تا نصوص قرآن و حديث را در خدمت اهداف پليد روافض قرار بدهد او در صدد اثبات تحقير صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم  است، اما او كور خوانده است: شاعر چقدر خوب سروده است. 
             ترس