يرا او خليفه ي مسلمانان است و اطاعت از وي واجب است همان گونه كه خداوند امر كرده است. البته اين جريان قبل از اين بود كه عايشه، طلحه و زبير خواستار قصاص از قاتلان عثمان شوند. بي ترديد، عايشه، طلحه و زبير بر اين باور بودند كه مطالبه ي قصاص خون عثمان از قاتلان او قبل از تسليم شدن در برابر خلافت علي، حكم خداوند است. همان طور كه خود حضرت عايشه اين مطلب را باعثمان بن حنيف، زماني كه عثمان ابن حنيف درباره ي دليل خروجش از وي سوال مي كرد، در ميان گذاشت و فرمود: ((به خدا سوگند، شخصي مانند من هرگز پنهان كاري نمي كند و فرزندانش را در ابهام قرار نمي دهد همانا شورش از اهالي شهرها و جنگجويان قبايل است. آنان در حرم رسول خدا دست به جنگ و شرارت زدند. و در آنجا حوادث آفريدند و حادثه آفرينان و اهل بدعت را در آنجا پناه دادند و خود را در حرم رسول الله صلي الله عليه وسلم  مستحق لعن و نفرين الهي قرار داده و بدليل كشتن امام مسلمانان بدون هيچ مجوزي خود را گرفتار قهر  و عذاب خداوند كردند. خونهاي حرام را مباح دانسته بر زمين ريختند، اموال مردم را به غارت بردند. حرمت بلد حرام و ماه حرام را رعايت نكردند. در جايي اقامت كردند كه اقامت در آنجا را دوست نداشتند، به خود و ديگران ضرر رساندند، نه تقوي داشتند و نه براي مردم آنجا مفيد بودند. در ميان مسلمانان آمده ام تا آنان را از اعمال اين گروه آگاه سازم و نشان بدهم كه مردم بعد از ما در چه حالتي هستند و براي اصلاح اين اوضاع بايد چه بكنند و اين آيه را قرائت كرد: )لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ) (بسياري از مشورتهاي پنهاني سودي ندارند مگر آناني كه مشورتشان پيرامون صدقه، انجام كار نيك و ايجاد صلح و آشتي ميان مردم باشد.) بزرگ و كوچك، زن و مرد، همه ما بايد به امر الله و رسولش براي اصلاح بلند بشويم، اين است رسالت ما كه شما را به كار نيك امر كنيم، از كارهاي بد منع كنيم و براي تغيير دادن بديها تشويق كنيم.[675] تيجاني در ادامه سخنان بي سر و ته خود مي گويد: ((بخاري در كتاب شروط، تحت عنوان (ما جاء في بيوت أزواج النبي) اورده است. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در حال ايراد سخن به طرف منزل عايشه اشاره كرده فرمود: ههنا الفتن، اينجا مركز فتنه است، اينجا مركز فتنه است، اينجا مركز فتنه است. فتنه ها از آنجا هستند. از آن سمت كه دو شاخ شيطان قرار دارند (يعني از طرفي كه آفتاب طلوع مي كند.)[676] 
مي گويم: 
1- . . . كتاب شروط بخاري را باز كردم، عنوان مذكور را در آن كتاب نيافتم، بلكه اين در بابي ديگر تحت عنوان ((باب الخمس)) آمده است. آري، اين اشتباه در بيان ماخذ و منبع حديث، از آقاي تيجاني حكايت از آن دارد كه اين اشكال را كساني ديگر براي او ديكته كرده اند و خود او ماخذ را مطالعه نكرده است. 
2- . . . آقاي تيجاني، درباره ي اينكه عايشه مصدر فتنه ها بوده است، از اين حديث استدلال مي كند؟! بطلان اين استدلال او مانند آفتاب روشن است. زيرا منظور رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  جهت مشرق بوده است، اگر منظورش بيت يا منزل عايشه مي بود، راوي بجاي كلمه ي ((نحو مسكن)) (إلي مسكن) مي گفت: در صحيح مسلم از ابن عمرy چنين آمده است: رسول الله صلي الله عليه وسلم  از خانه ي عايشه بيرون آمد و فرمود: اساس كفر از اينجا است، از طرفي كه دو شاخ شيطان طلوع مي كنند (يعني از طرفي كه آفتاب طلوع مي كند)[677] در روايتي ديگر از ابن عمر چنين نيز آمده است: ((از رسول الله صلي الله عليه وسلم  در حالي كه رو به مشرق بود، شنيدم فرمود: اي مردم هوشيار باشيد فتنه ها از اين طرف (مشرق) هستند، از آن طرف كه دو شاخ قرار دارند. يعني از طرفي كه آفتاب طلوع مي كند. 
(مسلم مع الشرح رقم (3905) بخاري كتاب الفتن رقم 6680). 
و به خاطر اينكه شك صد در صد زايل شود، مي خواهم روايتي ديگر از صحيح مسلم را نقل كنم: ((ابن عمر مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در كنار درب خانه ي حفصه و در روايت عبيدالله بن سعيد، در كنار درب خانه ي عايشه ايستاده، با دست خود به طرف مشرق اشاره مي كند، ظاهر مي شوند. اين مطلب را دو تا سه3 بار تكرار كرد.[678] (فكر مي كنم حق آشكار گشته و دوستان شيطان به رسوايي كشيده شده اند.) توضيح از مترجم: آفتاب پرستان، موقع طلوع آفتاب آن را عبادت مي كردند و معتقد بودند كه آفتاب از ميان دو شاخ شيطان طلوع مي كند. به همين خاطر مطلع خورشيد به محل طلوع شاخ شيطان (حيث يطلع قرنا الشيطان) تعبير شده است. 
تيجاني مي گويد: بخاري در صحيح خود مسايل بسيار شگفت آوري را پيرامون بي ادبي عايشه نسبت به رسول الله صلي الله عليه وسلم  آورده است. اين مسايل به حدي توام با سوء ادب بوده اند، حتي پدر عايشه، ابوبكر او را چنان زد كه خون از بدنش جاري شد و خداوند درباره ي گو بگوي او با رسول الله صلي الله عليه وسلم ، او را تهديد به طلاق و بحث جايگزين كردن همسري بهتر از او براي رسول الله صلي الله عليه وسلم  را به ميان آورده است. اين داستان ديگري است كه شرح آن به طول مي انجامد. 
مي گويم: 
1- . . . اين گفته ي آقاي تيجاني كه ((عايشه در حق رسول الله صلي الله عليه وسلم  چنان مرتكب سوء ادب شده است حتي پدرش ابوبكر او را به حدي مورد ضرب قرار داده است كه خون از بدنش جاري شده است)). آقاي تيجاني صحيح بخاري را ماخذ و منبع اين خبر قرار داده است. اين دروغ محض است. اگر نمي پذيرد، بايد اين روايت را در صحيح بخاري ارائه بدهد و ثابت كند و بعد حقد و كينه اي را كه در دل دارد، بيرون بياورد. 
2- . . . اينكه عايشه با رسول الله صلي الله عليه وسلم  گو بگو كرده حتي كه خداوند او را تهديد به طلاق كرده است و صحبت از دادن همسري بهتر از او به رسول الله صلي الله عليه وسلم  را به ميان آورده است، بايد عرض كنم: 
 (الف) بارها عرض كردم كه در واقع تمام انسانها از گناهان معصوم نيستند بلكه جايز الخطا هستند و مرتكب گناهان صغيره و كبيره مي شوند به جز پيامبران. اگر فردي مرتكب گناه شود، خواه عايشه باشد يا ديگري اين يك جريان خارق العاده و شگفت آوري نبايد محسوب شود، زيرا (بجز پيامبران) كسي معصوم نيست. لذا پسنديده و عقلاني نيست اينكه خطا و گناهي را كه عايشه مرتكب شده و از آن توبه كرده است، آقاي تيجاني آن را از بديهاي عايشه بشمارد، آن را موجب طعن و عيب قرار بدهد، و چنان بينديشد كه عايشه مرتكب مكروهي شده است. در عين حال آقاي تيجاني و هم كيشانش فراموش نكنند، وقتي علي ابن ابي طالبy مي خواست در كنار فاطمه با دختر ابوجهل ازدواج كند، رسول الله صلي الله عليه وسلم  ناراحت شد، خشم كرد حتي فرمود: ((همانا بني هاشم بن مغيره مي خواستند دخترشان را در عقد علي ابن ابي طالب در بياورند، من اجازه نمي دهم، اجازه نمي دهم، اجازه نمي دهم، مگر اين كه علي بن ابي طالب دختر مرا طلاق دهد، آنگاه با دختر بني هاشم بن مغيره ازدواج كند.[679]
آري، خواننده ي محترم، مشاهده مي كني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  علي را به طلاق 