سئوليت نموده . . . و بيشترين فعاليت را انجام داده اند و با نامه ها و پيغامها و تلفنهاي مشوقانه زيادي به اينجانب و به بنياد معارف اسلامي ما را سرافراز نموده اند...)) 
به طور كلي با نقل اين جملات خواستم به اهميت اين كتاب نزد تشيع اشاره كنم و فكر مي كنم با نقل جملات فوق به اهميت آن پي برده ايد البته كساني كه داخل ايران زندگي مي كنند خودشان اهميت اين كتاب را به خوبي مي دانند. 
 
انگيزه ترجمه 
سر و صدا و غوغايي كه اين كتاب ميان عموم مردم ايجاد كرد و اهميتي كه آنها به اين كتاب مي دادند، بنده را به اين فكر واداشت كه اي كاش مي توانستم به سخنان عوام فريبانه اين كتاب در يك كتاب مفصل پاسخ دهم اما به دو دليل نتوانستم اين آرزويم را عملي كنم: يكي اينكه چنين كاري نياز به اين داشت كه بنده كتب مراجع شيعه و سني را در اختيار داشته باشم كه متاسفانه اين كتابها در دسترس نبودند. 
دوم اينكه چنين عملي وقت زيادي مي خواست كه باز هم بدليل مشغوليت زياد و مشكلات جنبي زندگي، وقتم به من چنين اجازه اي نمي داد. تا اينكه روزي يكي از دوستان كتاب حاضر را به من اهدا نمود، بعد از اينكه كتاب به دستم رسيد و به سرعت آن را از نظر گذراندم، متوجه شدن كه تقريباً بطور مفصل به ياوه هاي تيجاني در كتاب ((ثم اهتديت)) پاسخ داده است آرزوي خود را بر آورده و راه را بسيار كوتاه يافتم خدا را سپاس گفتم و همان لحظه تصميم گرفتم كتاب را ترجمه نمايم. ديري نگذشت كه ترجمه كتاب را بطور كامل پيش رويم حاضر ديدم البته هر چند نياز به بعضي از تعليقات توضيحي داشت اما متاسفانه از مراجع و منابع به اندازه كافي برخوردار نبودم تا تعليقات لازم را بر كتاب بيافزايم. اما بهر حال فكر مي كنم اين كتاب، نياز خواننده را بر آورده مي كند.  
اسم كتاب را كه به عربي ((بل ظللت)) بود به فارسي ترجمه كردم و همين نام ((بلكه ظللت)) بود به فارسي ترجمه كردم و همين نام ((بلكه گمراه شدي)) را براي كتاب، مناسب ديدم. 
هدفم هم از ترجمه اين كتاب دفاع از صحابه و ياران رسول خدا صلي الله عليه وسلم  است همان كساني كه حب آنها را ايمان و بغض آنها را كفر و نفاق مي دانم، همان كساني كه دفاع از آنها در واقع دفاع از رسول الله صلي الله عليه وسلم  و دين رسوا الله صلي الله عليه وسلم  است زيرا قرآن و سنت از طريق و به واسطه صحابه به مسلمانان رسيده است اگر آنها (العياذ بالله) تعدادي مرتد و فاسق و فاجر بودند چنانچه كتاب تيجاني مي گويد، ديگر ديني باقي نمي ماند، همچنين هدفم از ترجمه اين كتاب دفاع از مادرم، حضرت عايشه صديق رضي الله عنه   است كه در كتاب تيجاني نسبت به وي بي ادبي و زبان درازي زيادي شده است زيرا قرآن همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  را مادران مومنان معرفي كرده است چنانچه مي فرمايد: )النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ) (الأحزاب: من الآية6) (پيغمبر خدا صلي الله عليه وسلم  از خود مومنان به آنان اولي تر است و همسران آن حضرت صلي الله عليه وسلم  مادران مومنان به حساب مي آيند.) و دفاع از مادري كه توسط فردي از خدا بي خبر و غير مومن مورد هجوم و بي ادبي قرار گرفته است، فرض واجب است.
اميدوارم همان طوري كه آقاي مهري در پايان مقدمه هشتم كتابش با اشاره به اهل سنت مي گويد: ((پس بهتر است اين آقايان مردم را در انتخاب راه آزاد بگذارند كه خداوند آنها را آزاد گذارده است (لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيّ) . . . 
من هم اميدوارم كه آقاي مهري و ساير مسئوليني كه كتابهاي تيجاني را ترجمه و چاپ و نشر كردند مردم را در انتخاب راه آزاد بگذارند، مساجد اهل سنت را تخريب نكنند، علماء اهل سنت را نكشند و به زندان نفرستند و بگذارند كه چنين كتابهايي را مردم بخوانند زيرا اگر مهري تنها به قاضي رود مطمئناً خوشحال بر مي گردد. پس بگذاريد مردم اين كتابها را هم بخوانند، اميدوارم به اين كتاب اجازه چاپ و نشر بدهند و بگذارند مردم خودشان، راهشان را آزادانه انتخاب نمايند. 
نكته اي كه در پايان قابل يادآوري است، اينست كه در وهله اول از همه خوانندگان گرامي و فارسي زبانان عزيز به خاطر ترجمه شكسته و نه چندان خوب و روان كتاب و شايد هم فارسي بسيار قديمي معذرت خواهي مي كنم. زيرا بيشتر از پانزده سال است كه با محيط فارسي فاصله دارم و اميدوارم كه از خطاها و اشتباهاتم به بزرگواري خويش عفو و گذشت نماييد. در ثاني قابل يادآوري است كه هنگام ترجمه كتاب ((بل ظللت))ترجمه فارسي كتاب تيجاني در دسترس نبود تا عبارات فارسي را از كتاب فارسي تيجاني نقل كنم به همين خاطر بنده همان متن عربي را ترجمه كردم اما هنگامي كه كتاب ((بلكه گمراه شدي)) حروف چيني شد و تقريباً آماده ي چاپ گرديد: كتاب ((آنگاه هدايت شدم)) به دستم رسيد. و تغيير همه اين عبارتهاي ترجمه شده و نقل آنها از ترجمه آقاي مهري كاري وقت گير و هزينه آور بود به همين خاطر ترجيح دادم كه عبارتهاي كتاب عربي تيجاني را با همان ترجمه خودم بگذارم ولي حواله و صفحات ترجمه مهري را ذكر كنم تا خواننده فارسي زبان بتواند هنگام ضرورت بدان مراجعه كند به همين خاطر شما در پاورقي، صفحات چاپ كتاب عربي و فارسي را در كنار هم مي بينيد. بايد گفت كه هر چند الفاظ و تعبير ترجمه بنده با ترجمه آقاي مهري متفاوت است ولي در صورت مراجعه، شما ملاحظه خواهيد كرد كه مطالب، تفاوت چنداني با يكديگر ندارد. 
در پايان هم يك چيز مهم و اساسي مانده است و آن اينكه از خداوند مسئلت نمايم كه اين خدمت ناچيز را از من بپذيرد و روز قيامت مرا با كساني كه دوست دارم يعني صحابه و اهل بيت رسول الله حشر نمايد و از شما خوانندگان گرامي هم تقاضاي دعاي خير دارم زيرا نيازمند دعاي شما هستم. 
 
اسد الله موسوي 
پاكستان ـ پيشاور نقدي بر ديدگاه تيجاني داير بر اينكه عمر با پيامبر صلي الله عليه وسلم  مخالفت كرده است.

تيجاني مي گويد: ((هر كس در اين گونه روايات دقت كند، خواهد ديد كه صحابه خود را برتر از رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي دانستند و معتقد بودند كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  خطا مي كند ولي خود آنان خطا نمي كنند، در نتيجه بعضي از مورخان اقدامات صحابه را صحيح قرار داده اند هر چند كه اقدامات آنان مخالف با اقدامات رسول الله صلي الله عليه وسلم  بوده اند. يا اينكه مورخين بعضي از صحابه را در علم و تقوي بالاتر از رسول الله صلي الله عليه وسلم  دانسته اند. بطور مثال در جريان زندانيان و اسير شدگان جنگ بدر گفته شده است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطا كرده و عمر بن خطاب درست گفته است و در اين باره روايات دروغيني را نقل كرده مي گويند: رسول الله صلي الله عليه وسلم  چنين فرموده است: ((اگر خداوند ما را به مصيبتي گرفتار مي كرد، غير از عمر بن خطاب كسي ديگر نجات حاصل نمي كرد.[509])). 
مي گويم: 
1- در روايات صحيح به سند صحيح آمده است كه پروردگار عالم در بيش از يك جريان با عمر بن خطاب موافقت كرده است. بخا