نبل گفته است: ((در فضيلت هيچ كدام از اصحاب رسول اللهy اين قدر روايت نيامده است كه در فضيلت علي بن ابي طالب آمده است)) قاضي اسماعيل، نسايي و ابوعلي نيشابوري مي گويند: ((اسانيد، حسان، يعني روايات با سند صيح آن چنان كه در حق علي وارد شده است، در حق هيچ كسي ديگر وارد نشده است.))[408] 
مي گويم: 
 
1- آري، منظور اقوال اين بزرگان زيادت روايات و احاديث نيست. بلكه زيادت روايت كنندگان است و در نتيجه زيادت طرق و اسناد است. به اين معني كه راويان در مناقب علي يك روايت را به طرق متعدد روايت كرده اند كه بعضي از اين طرق صحيح و بعضي ديگر دروغ محض بوده اند، در نتيجه، يك روايت از طرق و با سندهاي متعدد روايت شده است. مانند: حديث ((من كنت مولاه فعلي مولاه)) بي ترديد، اين روايت يكي است اما طرق متعدد دارد، و دليل كثرت طرق نيز اين است كه حضرت عليy تا دير زنده بودند: يعني از ميان خلفاء، آخرين خليفه بود و فاصله ميان شهادت او و رحلت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ، از فاصله ميان درگذشت و شهادت خلفاء قبل از وي و رسول الله صلي الله عليه وسلم  بيشتر بود و علاوه بر اين، در دوران خلافت او حوادث، فتنه ها بيشتر بود و ايرادهاي بيشتري متوجه دستگاه خلافت شد. اينجا است كه ابن حجر مي گويد: احمد، اسماعيل، نسايي و ابوعلي مي گويند: ((اسانيد جياد (سندهاي صحيح) به قدري كه درباره حضرت عليy وارد شده است، درباره ساير اصحاب وارد نشده است و دليلش نيز اين است كه حضرت عليy تا دير در قيد حيات بود و در دوران وي، اختلافات زياد بود و عده اي عليه او خروج كردند، اين همه رويدادها موجب شد تا اخبار و احاديث فضايل و مناقب وي گسترش يابد زيرا صحابه موجود در دوران وي، در برابر مخالفين از وي دفاع مي كردند.[409] 
2- علاوه بر توجيهات مذكور، چنين نيست كه تمام روايات پيرامون فضايل علي بن ابي طالب صحيح هستند، ذهبي در تلخيص الموضوعات مي گويد: در فضايل هيچ يك از صحابه به اندازه فضايل حضرت عليy احاديث وارد نشده است و احاديث وارده در باب فضيلت علي بن ابي طالب به سه3 دسته تقسيم مي شوند: 1- احاديث صحيح و حسن 2- احاديث ضعيف و تعداد آنها زياد است. و نوع سوم موضوعات هستند. اينها بي نهايت زيادند. شايد بعضي از اينها موجب ضلال و زندقه باشد.[410] لذا تمام روايات وارده در فضيلت حضرت عليy صيحيح نيستند ـ بلكه دروغگويان در باب فضيلت او احاديث زيادي را وضع كردند ـ اين مطلب مورد تاييد خود اماميه نيز مي باشد. ابن ابي الحديد شيعي مي گويد: ((إن أصل الأكاذيب في أحاديث الفضايل كان من جهه الشيعه (‍‍!) فإنهم وضعوا في مبدأ الأمر أحاديث مختلقه في صاحبهم حملهم علي وضعها عداوه خصومهم))[411]  (ريشه دروغ در احاديث فضايل از طرف شيعيان شكل گرفته است. آنان احاديث زيادي در آغاز درباره صاحب (امام خود) وضع كردند و دشمني اعداء آنان را بر وضع احاديث گمارده است) و جناب (الكشي) در كتاب خود ((الرجال الكشي)) اين واقعيت را پذيرفته است. مي گويد: ((عن ابي عبدالله قال سمعته يقول: لعن الله المغيره بن سعيد إنه كان يكذب علي أبي فأذاقه الله حر الحديد)). خداوند مغيره بن سعيد را لعنت كند. او درباره پدرم دروغ مي گفت. خداوند او را به گرمي حديد (زنجير) عذاب داد. كشي به نقل از يونس مي گويد: ((وافيت العراق فوجدت بها قطعه من أصحاب أبي جعفر (ع) ووجدت اصحاب ابي عبدالله متوافرين، فسمعت منهم وأخذت كتبهم فعرضتها من بعد علي أبي الحسن الرضا فأنكر منها أحاديث كثيره أن يكون من أحاديث أبي عبدالله (ع) (در عراق رفتم ـ گروهي از ياران ابي جعفر را ديدم ـ ياران ابي عبدالله را زياد يافتم. از آنان شنيدم و كتب آنان را برداشته به ابي الحسن الرضا تقديم كردم ـ احاديث بسياري زيادي را رد كرده فرمود: اينها احاديث ابوعبدالله نيستند. و به من گفت: خداوند، ابوخطاب را لعنت كند. او بر ابو عبدالله سخنان دروغين زيادي گفته است و ياران ابو خطاب تا امروز اين گونه احاديث را در كتب ياران و اصحاب ابو عبدالله درج و پخش مي كنند.[412] آيا بعد از اين همه دلايل، در اين باره كسي شك دارد كه بسياري از احاديث فضايل علي بن ابي طالب دروغ محض هستند؟! و كساني آنها را افتراء كردند كه خود را طرفدار و شيعه آن حضرت مي دانند! آقاي تيجاني اينك ما از منابع و كتب خود شما، عليه شما دلايل آورده ايم. 
 
3- آقاي تيجاني مي خواهد خواننده را دچار اين وهم و گمان كند كه امام احمد بن حنبل، علي بن ابي طالب را از ابوبكر و عمر بهتر و افضل مي داند لكن واقعيت اين است كه امام احمد معتقد بود كه بهترين اين امت بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم ، ابوبكر و عمرy هستند. امام عبدالله بن احمد بن حنبل مي گويد: از پدرم شنيدم كه مي فرمود: فضيلت خلفاي به اين ترتيب است. نخست ابوبكر، بعد عمر، بعد عثمان و بعد علي.[413] او مي گويد: از پدرم درباره تفضيل ابوبكر، عمر، عثمان و عليy سوال كردم. فرمود: ((ابوبكر، عمر، عثمان و علي خليفه چهارم)) از پدرم  سوال كردم: عده اي مي گويند: او (ابوبكرy) خليفه نيست. پدرم گفت: اين قول، ارزش و اعتباري ندارد.[414] در ((مسائل ابن هاني)) چنين آمده است: ((از ابا عبدالله شنيدم، فرمود: ((افضل ابوبكر بعد عمر، بعد عثمان و بعد علي است اگر كسي بگويد كه افضل در درجه اول علي است من اين قول را قبول ندارم.)) بعد پسرش درباره خلافت سوال مي كند مي گويد: درباره امامت از وي سوال كردم. فرمود: ابوبكر، ثم عمر، ثم عثمان ثم علي يعني نخست ابوبكر، بعد عمر، بعد عثمان، بعد علي رضي الله عنهم اجمعين.[415] اين است ديدگاه امام احمد درباره تفضيل و خلافت. جناب تيجاني مي گويد: ((درباره ابوبكر كتب شيعه و اهل سنت را مورد تحقيق و مطالعه قرار داده ام، در كتب اهل سنت و جماعت كه معتقد به تفضيل ابوبكر هستند، چيزي كه موازي و برابر با فضايل امام علي باشد، ديده نشده است.)) مي گويم: تحقيق تيجاني اعتباري ندارد. زيرا غير منصف بودن او اظهر من الشمس است و او ميان حديث متواتر و حديث ساختگي تفاوتي قائل نيست.!! من نمي دانم، آقاي (دكتر) تيجاني، چرا به كرات سخنان ضد و نقيض مي گويد: او اندكي جلوتر، گفته بود: (( (طبق نصوص كه در منابع طرفين ذكر شده است امامت عليy متفق عليه است)) ) خواننده محترم، خوب دقت كن (حال آنكه جز يك فريق از مسلمانان كسي ديگر معتقد به امامت ابوبكر نيست) خواننده عزيز متوجه هستي كه در گذشته نزديك چه گفته است؟! اكنون ببين كه چه مي گويد: (درباره ابوبكر، كتب فريقين را مورد بحث و بررسي قرار داده ام، در كتب اهل سنت و جماعت كه معتقد به تفضيل (يعني امامت) او هستند، چيزي را كه برابر و موازي با فضيلت امام علي باشد، براي او (ابوبكر) نديدم) آقاي تيجاني، منظور تو كدام فريق است، اهل سنت كه به خلافت علي اتفاق كردند؟! يا اهل سنت كه معتقد به تفضيل ابوبكر هستند؟؟، آقاي تيجاني دوست دارم كه قبل از همه يك پند و اندرز بسيار ارزشمندي برايت بگويم و آن اينكه در چاپ بعدي اين كتاب، تخصص خود را تصحيح كرده، روي جلد آن بعد از دكتر محمد تيجاني سماوي. . . اين كلمات را اضافه كني ((