 واقع دال بر عصمت صحابه از ظلم و ساير فواحش مي باشد. اگر فضايل صحابهy را از زبان رسول الله صلي الله عليه وسلم  بر شمارم، حسب استدلال آقاي تيجاني، همه آنان جزو معصومين قرار خواهند گرفت. اگر آقاي تيجاني بگويد: خصوصيت عصمت متعلق به فاطمه است و بس، ارائه دليل برايش لازم است. اگر دليل واضح و صريح دارد كه فاطمهy را به عصمت مختص مي كند، او حق دارد كه مناقشه كند همان طور كه مايل باشد. ولي مجرد نسب در هيچ شرايطي نمي تواند، دليل عصمت باشد. اگر چنين مي بود، ابوطالب، پدر حضرت علي از اهل بهشت مي بود اما اهل دوزخ بودن او، از دلايل قطعي ثابت شده است. اگر آقاي تيجاني، احاديثي را كه ذكر كردم، بدليل اينكه از صحاح اهل سنت بودند، ضعيف بداند، چون اهل سنت احاديث ضعيف را در فضايل صحابه در كتب خود مي آورند، نبايد فراموش كند كه حديث فاطمهy در صحاح اهل سنت روايت شده است، زيرا اين حديث نيز ضعيف تلقي مي شود، زيرا ناقلان احاديث فضايل صحابه مجروح اند، هيچ حديثي از آنان نبايد پذيرفته شود ولو اينكه در باب فضايل اهل بيت باشد، پروردگارا، تنها تو مي تواني با روشي جديد درباره صحت و سقم احاديث، قضاوت كني، و آن راه جديد، راه انصاف است. 
3- آقاي تيجاني مي گويد: ((آيه تطهير كه درباره فاطمه، عليy و دو فرزندش، (حسن و حسين) نازل شده است، دال بر عصمت آنان است . اين حديث از خود عايشه نقل شده است. . . . الخ)). 
در جواب عرض مي شود: 
آيه تطهير، مختص فاطمه، علي، حسن و حسين نيست بلكه ازواج مطهرات رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نيز از مصداق آن هستند و اين شمول و عموم از سباق آيه ظاهر و روشن است. خداوند سبحان مي فرمايد:
(يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً) (الأحزاب:34-32) 
(اي همسران پيامبر، شما مانند ساير زنان نيستند، اگر مي خواهيد راه تقوا را در پيش بگيريد، صدا را نرم و نازك نكنيد تا صاحبان دلهاي بيمار به شما چشم طمع دوزند. و سخنان خوب و شايسته بگوييد، و در خانه هاي خود بمانيد و مانند جاهليت پيشين، خود را به نمايش نگذاريد، نماز بر پاي داريد، زكات بدهيد و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد، همانا خداوند مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت ـ پيامبر ـ دور كند و شما را خوب پاك گرداند، و به ياد آوريد آيات خداوند و سخنان حكمت آميزي را كه در خانه هاي شما تلاوت مي شود، همانا خداوند بسيار دقيق و آگاه است). 
آيه مبين اين مطلب است كه مصداق آن، ازواج مطهرات رسول الله صلي الله عليه وسلم  هستند. هم چنين نويد و وعيدهايي كه در آن ذكر شده اند اشاره به اختصاص ازواج دارد. اما ما آيه را منحصر به ازواج نمي دانيم و بر اين عقيده هستيم كه تمام اهل بيت را در بر مي گيرد ولي در عين حال، فاطمه، علي، حسن و حسين رضوان الله عليهم اجمعين از ميان اهل بيت، در اين امر اختصاص بيشتري دارند چون رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان را به دعا مختص كرده بود. در بخاري از عبدالرحمن بن ابي ليلي روايت شده است، مي گويد: از رسول الله صلي الله عليه وسلم  سوال كرديم: چگونه بر شما اهل بيت درود بخوانيم؟ خداوند سلام گفتن را براي ما نشان داده است. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: قولوا اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد، كما صليت علي ابراهيم وعلي آل ابراهيم إنك حميد مجيد، اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم إنك حميد مجيد.[297] 
بي ترديد منظور از اهل بيت ازواج و اولاد پيامبر صلي الله عليه وسلم  مي باشند. همان گونه كه در حديثي ديگر از امام بخاري به روايت عمرو بن سليم زرقي آمده است. ابوحميد ساعدي مي گويد: صحابه عرض كردند: اي پيامبر گرامي، چگونه براي تو درود بفرستيم؟ رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: قولوا: اللهم صل علي محمد وازواجه وذريته، كما صليت علي آل ابراهيم و بارك علي محمد وازواجه وذريته كما باركت علي آل ابراهيم إنك حميد مجيد.[298]   
در بخشي از يك حديث ديگر كه امام بخاري آن را نقل كرده است، چنين آمده است: حضرت انسy مي گويد: رسول الله صلي الله عليه وسلم  به حجره ي حضرت عايشهy تشريف برد و گفت: ((السلام عليكم اهل البيت)) سلام بر شما اي اهل بيت ـ حضرت عايشه در جواب فرمود: ((وعليك السلام و رحمه الله)) و به حجره ي تمام ازواج رفت و به همه گفت، آنچه را كه به حضرت عايشهy گفته بود.[299] از لحاظ معني لغوي نيز ((اهل بيت)) شامل ازواج مي شود. فيروز آبادي مي گويد: ((. . . اهل الأمر: اهل بيت: ساكنان بيت. اهل الدين پيروان دين، اهل الرجل: همسر او، اهل النبي: ازواج نبي و دختران نبي و داماد پيامبر يعني حضرت علي عليه السلام))[300]. ابن منظور مي گويد: ((. . . اهل البيت: ساكنان خانه، و اهل الرجل: افراد خاص يك شخص، و اهل النبي: همسران، دختران و داماد پيامبر يعني علي و بعضي گفته اند يعني همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم  . . . وقيل نساء النبي صلي الله عليه وسلم .[301] 
آري، بعد از بيان آيه و احاديث و توضيحات لغوي، جاي شك و ترديد باقي نمي ماند، در اينكه ازواج مطهرات پيامبر صلي الله عليه وسلم  از جمله مصداق آيه مذكور هستند. علاوه بر اين شواهد و دلايل عقلي  و نقلي و لغوي، در آيه هاي متعدد قرآن كلمه ((اهل)) براي زوجه و همسر بكار برده شده است. در آيه 7 سوره نمل آمده است )إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَاراً سَآتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ) (ـ ياد آوري كن ـ زماني را كه موسي به همسرش گفت: من آتشي مي بينم، بزودي خبري از آتش و يا اخگري مي آوريم تا خود را با آن گرم كنيد) بي ترديد، كسي كه همراه موسي (ع) بود، همسرش بود. در آيه 25 سوره يوسف آمده است:) قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ) (گفت: سزاي كسي كه نسبت به همسرت، اراده ي بدي داشته باشد چه مي تواند باشد مگر اينكه به زندان برود) به اتفاق همه مفسران گوينده اين جمله، زليخا همسر عزيز مصر بود. در آيه 57 سوره نمل آمده است: )فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ) (ما لوط و خاندانش را نجات داديم به جز همسرش) در اينجا ((إلأ)) حرف استثنا است و به معني وضعي خودش حكايت از آن دارد كه زوجه ي حضرت لوط، از اهل او بود ولي بنابر دلايل مشخصي استثنا شده بود. 
ممكن است آقاي تيجاني تفاسير اهل سنت را به عنوان حجت و دليل نپذيرد، بويژه بعد از اينكه هدايت شده است. لذا لازم مي دانم كه تفاسير بزرگان اهل تشيع را برا