‌ «شهباء» بود كه‌ توسط‌ حضرت‌ سلمان‌ (رض) مهار آن‌ كشيده‌ مي‌شد.
مراسم‌ كاملاً معنوي‌ و پربركت‌ بود، همراهان‌ فاطمه‌ و علي (رض)‌، جمعي‌ از اصحاب‌ رسول‌ الله (ص) بودند، حمزه‌ (رض) و همرزمانش‌ با شمشيرهاي‌ برهنه‌ اطراف‌ كاروان‌ حركت‌ مي‌كردند، هيأت‌ همراه‌ تكبيرگويان‌ و با ذكر و ياد پروردگار در حركت‌ بودند.
هنگام‌ نماز عشا بود كه‌ به‌ منزل‌ علي ‌(رض) رسيدند، جمع‌ صحابه‌ به‌ سوي‌ مسجد شتافتند، پيامبر (ص) علي‌ (رض) را نيز دستور داد كه‌ پيش‌ از نماز خلوت‌ نكنند، صبر كنند تا ايشان‌ از نماز فارغ‌ مي‌شوند.
وقتي‌ پيامبر (ص) از مسجد برگشت‌ به‌ منزل‌ علي‌ و فاطمه‌ (رض) رفت‌، ظرف‌ آبي‌ طلب‌ كرد، و در آن‌ دست‌ مي‌گرداند و بر آن‌ دعا مي‌خواند تا پروردگار آنان‌ را از شيطان‌ محافظت‌ نمايد و نسل‌ مباركي‌ به‌ آنان‌ عنايت‌ فرمايد، پس‌ بر سينه‌ي‌ علي(رض)‌ دست‌ كشيد و صورتش‌ را با آن‌ آب‌ مسح‌ كرد، فاطمه(رض)را نيز صدا زد، او با شرم‌ و حياي‌ فراوان‌ در مقابل‌ پدر عزيزش‌ ايستاده‌، پيامبر (ص) بر سر و روي‌ هر دوي‌ آنان‌ آب‌ پاشيد، و فرمود: «اللهم‌ إني‌ أعيذهما بك‌ وذُرِّيَّتَهما من‌ الشيطان‌ الرجيم‌» (1). 
بعد از آن‌ در مورد حقوق‌ شوهر و وظايف‌ زن‌ مؤمن‌، فاطمه(رض)را راهنمايي‌ كرد و دستور داد تا با همسرش‌ به‌ نيكي‌ رفتار كند و احترام‌ و محبّت‌ او را حفظ‌ نمايد و از دستوراتش‌ سرپيچي‌ نكند. پس‌ از آن‌ به‌ علي‌ (رض) رو كرد و به‌ ايشان‌ نيز حقوق‌ زن‌ و وظايف‌ شوهر مؤمن‌ را متذكر شد و فرمود: «سعي‌ كن‌ زود عصباني‌ نشوي‌! هر گاه‌ عصبانيّت‌ بر تو روي‌ كرد، بنشين‌! و قدرت‌ و عظمت‌ پروردگار را در مقابل‌ بندگانش‌ و نيز صبر و تحملش‌ را به‌ ياد بياور، و هر وقت‌ گفته‌ شد: از خدا بترس‌! خشم‌ و عصبانيّت‌ را بگذار و به‌ حلم‌ و بردباري‌ رو كن‌». و در آخر باز هم‌ دعا كرده‌ و فرمود: 
«اللَّهُم‌ِّ بَارك‌ْ فيهما وبَارك‌ عَلَيهما وبارك‌ لهما في‌ نَسلهما» (2).
«پروردگارا، در آنها و بر آنها و در نسل‌شان‌ بركت‌ نازل‌ فرما!».
سپس‌ پيامبر (ص) با خوشحالي‌ و ناراحتي‌ آنان‌ را ترك‌ كرد؛ خوشحال‌ از اين‌ ازدواج‌ مبارك‌ و پيوند پربركت‌ فاطمه‌ و علي ك‌، و ناراحت‌ از فراق‌ و دوري‌ فاطمه‌ي‌ محبوبش‌ كه‌ با وجود كمي‌ سن‌، تكيه‌گاه‌ و همراز بزرگي‌ براي‌ او بود، امشب‌ پيامبر (ص) خانه‌ را خالي‌ از فاطمه‌(رض)مي‌بيند و به‌ راستي‌ تحمل‌ آن‌ سخت‌ و ناراحت‌ كننده‌ است‌.
اما علي (رض)‌، آري‌! علي‌ خوشحال‌ و شادمان‌، او جايزه‌اش‌ را از خدا و رسول‌ دريافت‌ كرد، همان‌ جايزه‌اي‌ كه‌ در مقابل‌ آن‌ شب‌ تنها در بستر رسول‌ الله (ص) به‌ او عنايت‌ شده‌ است‌.
او شبي‌ را با تمام‌ عشق‌ و آرزوهايش‌ در بستر پيامبر (ص) خوابيد كه‌ تمام‌ عقل‌هاي‌ بشري‌ كشته‌ شدنش‌ را قطعي‌ مي‌دانستند، اما امشب‌ او در كنار فاطمه‌(رض)به‌ خواب‌ مي‌رود، تا تلخي‌ و سختي‌ آن‌ شب‌ طولاني‌ و خوفناك‌ از دل‌ او زدوده‌ شود.
--------------------------------------------------------------
1) جوهرة الكلام‌: ص‌ 106 به‌ نقل‌ از طبراني‌.
2) أسد الغابه‌: ج‌5، ص‌ 365. طبقات‌ ابن‌ سعد: ج‌8، ص‌ 21. نساء حول‌ الرسول‌، محمد قطب‌: ص‌ 429 ـ 428.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:37.txt">فاطمه‌(رض)در خانه‌ي‌ علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:38.txt">پيامبر (ص) دوري‌ فاطمه(رض)را تحمل‌ نمي‌كند</a><a class="text" href="w:text:39.txt">منزل‌ فاطمه‌(رض)و نور الهي</a><a class="text" href="w:text:40.txt">فاطمه‌ي‌ صبور و با تقوي‌</a><a class="text" href="w:text:41.txt">آنچه‌ از خدمتكار بهتر است‌!</a><a class="text" href="w:text:42.txt">دختر محبوب‌ خدا و دختر دشمن‌ خدا در كنار هم‌؟! هرگز!</a><a class="text" href="w:text:43.txt">فرزنداني‌ مبارك‌</a><a class="text" href="w:text:44.txt">فاطمه‌ي‌ زهرا و نسل‌ سادات‌</a><a class="text" href="w:text:45.txt">زندگي‌ پرفراز و نشيب‌ فاطمه‌ (رض)</a><a class="text" href="w:text:46.txt">بهترين‌ زينت‌ زن‌ از نگاه‌ فاطمه‌ (رض)</a><a class="text" href="w:text:47.txt">رسالت‌ زن‌ مسلمان‌ در زندگي‌ فاطمه‌</a><a class="text" href="w:text:48.txt">فاطمه‌! خود را نجات‌ بده‌</a><a class="text" href="w:text:49.txt">فاطمه(رض)و آخرين‌ روزهاي‌ زندگي‌ رسول‌الله (ص)</a><a class="text" href="w:text:50.txt">فراق‌ باباي‌ محبوب‌</a><a class="text" href="w:text:51.txt">فاطمه‌(رض)بعد از پيامبر (ص)</a><a class="text" href="w:text:52.txt">ابوبكر و فاطمه‌(رض)</a><a class="text" href="w:text:53.txt">هنگامه‌ي‌ كوچ‌ نزديك‌ است‌</a></body></html>با آن‌ مراسم‌ ساده‌ و زيبا و با آن‌ دعاهاي‌ آسماني‌ و ملكوتي‌ سرور كائنات‌ و ياران‌ با وفايش‌، فاطمه‌(رض) به‌ منزل‌ علي‌ (رض) انتقال‌ يافت‌، خانه‌اي‌ ساده‌ و پاك‌، خانه‌اي‌ خالي‌ از فرش‌ و تخت‌هاي‌ گران‌قيمت‌ و ظروف‌ قيمتي‌ و بالش‌ها و پُشتي‌هاي‌ قيمتي‌ و چيده‌ شده‌، و فرش‌هاي‌ گران‌بهايي‌ كه‌ پهن‌ مي‌شوند.
آري‌! منزلي‌ گلي‌ و خالي‌ از تمامي‌ زرق‌ و برق‌ دنيوي‌ و چيزهايي‌ كه‌ مردمان‌ زمان‌ ما بدان‌ دل‌ مي‌بندند و به‌ آن‌ عشق‌ مي‌ورزند!
بلكه‌ در آنجا پوست‌ گوسفند به‌ عنوان‌ فرش‌ پهن‌ شده‌ بود، وبالش‌هايي‌ پر شده‌ از پوشال‌ خرما، چند عدد ليوان‌ سفالين‌، يك‌ آسياي‌ دستي‌ و... (1). 
----------------------------------------------------
1) نساء مبشّرات‌ بالجنة: ص‌ 209.به‌ راستي‌ براي‌ رسول‌ الله (ص) بسيار سخت‌ بود كه‌ فاطمه‌ي‌ زهرا يادگار خديجه‌ي‌ كبري‌ كه‌ مونس‌ و همدم‌ شبانه‌ روزش‌ بوده‌، از او دور باشد. منزل‌ علي‌ (رض) از منزل‌ پيامبر (ص) دور بود، به‌ همين‌ علّت‌ رسول‌ الله (ص) نمي‌توانست‌ هر روز فاطمه‌ل را ملاقات‌ نمايد، تحمل‌ اين‌ دوري‌ براي‌ پيامبر (ص) مشكل‌ بود از اين‌ رو در اين‌ انديشه‌ به‌ سر مي‌برد كه‌ فاطمه(رض)را به‌ منزلي‌ در همسايگي‌ خويش‌ بياورد.
«حارثه‌ بن‌ نعمان‌» كه‌ داراي‌ منازلي‌ در همسايگي‌ پيامبر (ص) بود، از اين‌ ماجرا باخبر شد، سريعاً خود را به‌ رسول‌الله (ص) رساند و عرض‌ كرد:
«يا رسول‌ الله! شنيده‌ام‌ كه‌ دوست‌ داري‌ فاطمه‌ در همسايگي‌ خودت‌ باشد، و اين‌ منزلم‌ نزديك‌ترين‌ منازل‌ «بني‌نجار» به‌ شماست‌. من‌ و مالم‌ در اختيار خدا و رسول‌ هستيم‌... به‌ خدا سوگند اگر آن‌ را از من‌ قبول‌ بفرمايي‌ بسيار خوشحال‌تر خواهم‌ شد تا اينكه‌ در مقابل‌ آن‌ پولي‌ به‌ من‌ بپردازي‌».
پيامبر (ص) فرمود: «راست‌ گفتي‌، پروردگار بركتش‌ را بر تو نازل‌ بفرمايد».
سپس‌ فاطمه‌ و علي‌ (رض) نقل‌ مكان‌ كرده‌ و در يكي‌ از منازل‌ «حارثه‌ بن‌ نعمان‌» در همسايگي‌ پيامبر (ص) مستقر شدند (1).
--------------------------------------------------------
1) صور من‌ حياة الصحابيات‌: ص‌ 40.حضرت‌ علي‌ و فاطمه‌ي‌ زهرا ك، سه‌ منزل‌ عوض‌ كردند، حضرت‌ علي‌ (رض) به‌ سبب‌ زهد و بي‌رغبتي‌اش‌ نسبت‌ به‌ دنيا، خانه‌ و كاشانه‌اي‌ آن‌ چنان‌ نداشت‌، 