خون‌های ما و خون‌های آنان را حفظ کن و در میان ما آشتی برقرار کن، و آنان را هدایت ده تا کسی که حق را نشناخته آن را بداند، و کسی که در گمراهی و سرکشی فرو رفته از آن بیرون بیاید، بهتر بود»(3) .
آیا اینها – شیعیان - به آنچه علی (رض) در مورد اهل شام فرموده، راضی‌اند و می‌توانند ناسزا نگویند و نفرین نکنند؟، و زبان‌هایشان را از آلوده‌شدن به توهین اصحاب (رض) حفظ نمایند؟.
4- و باری دیگر گفت: «أوصيكم عباد الله بتقوى الله، فإنها خير ما تواصى به العباد، وخير عواقب الأمور عند الله، وقد فتح باب الحرب بينكم وبين أهل القبلة، ولا يحمل هذا العلم إلا أهل البصر والصبر، والعلم بمواقع الحق، فامضوا لما تؤمرون به، وقفوا عند ما تنهون عنه، ولا تعجلوا في أمر حتى تتبينوا، فإن لنا مع كل أمر تنكرونه غيرًا».
«ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی توصیه می‌کنم. تقوا بهترین چیزی است که بندگان به آن توصیه می‌شوند و نزد خدا بهترین سرانجام را دارد. دروازه جنگ میان شما و اهل قبله گشوده شده است و فقط اهل بینش و صبر دارای علم و دانش هستند و حق را می‌دانند، پس آنچه را بدان فرمان می‌یابید، اجرا کنید و از آنچه نهی می‌شوید، دست نگاه دارید و در هیچ کاری شتاب نورزید تا آن که تحقیق کنید، زیرا در مورد هر کاری که به نظر شما نادرست است ما دیدگاه دیگری داریم»(4) .
الف- «دروازة جنگ بین ما و اهل قبله گشوده شده است» یعنی چه؟ آیا به معنی این نیست که ما همه مسلمانیم و با هم می‌جنگیم؟
ب- «... دارای علم و دانش هستند». آیا تو دوست داری از کسانی باشی که مورد نظر امام بوده‌اند، و زبانت را کنترل و از بدگویی نگه داری؟
5- و در جای دیگر می‌فرماید: «ولكنّا إنما أصبحنا نقاتل إخواننا في الإسلام، على ما دخل فيه من الزيغ والاعوجاج، والشبهة والتأويل، فإذا طمعنا في خصلة يلمّ الله بها شعثنا، ونتدانى بها إلى البقية فيما بيننا، رغبنا فيها، وأمسكنا عمّا سواها».
«ولی ما داریم با برادران مسلمان خود در اسلام می‌جنگيم، با اینکه انحرافات و شبه و تأویل آنها را فرا گرفته باشد. اگر به چیزی امید داشته باشیم که خداوند ما را از طریق آن متحد ‌نماید و با هم نزدیک گرداند، به آن روی می‌آوریم و از غیر از آن دست نگاه می‌داریم»(5) .
این تأکیدی بر سخنان قبلی امام است که فرمودند: با برادران مسلمان خود جنگیده‌ایم. شدت علاقه امام (رض) به وحدت و یکپارچگی، تأمل برانگیز است: «اگر به چیزی امید داشته باشیم...». آیا بعد از سخن این امام بزرگ، کسی می‌تواند طعنه‌ای به اصحاب بزند؟!
--------------------------------------------------------------------------------
1) 17/141 (58).
2) 15/104 (14).
3) 11/21 (199).
4) 9/330 (174).
5) 7/298 (121).بعد از آن مواضع علی (رض) را نسبت به اصحاب و اهل شام بررسی نمودیم و مشاهده کردیم که چگونه امام خلفای پیش از خود را می‌ستاید. اینک به بررسی سخنان او در مورد یارانش می‌پردازیم که چگونه او خودش آنها را مذمّت می‌نماید. بسیاری راضی نیستند که اصحاب و یاران علی (رض) مذمّت شوند، بلکه آنها آنان را می‌ستایند و مقامشان را بالا می‌برند، ولی از طرفی اصحاب و یاران بزرگترین انسان – محمد (ص) - را متّهم می‌کنند. به راستی که چه قضاوت ظالمانه‌ای است!
1- امام علی (رض) در میان یارانش به ایراد سخن پرداخته، فرمودند: «منيت بمن لا يطيع إذا أمرت، ولا يجيب إذا دعوت، لا أبا لكم! ما تنتظرون بنصركم ربّكم، أما دين يجمعكم، ولا حميّة تحمشكم؟! 
أقوم فيكم مستصرخًا، وأناديكم متغوّثًا؛ فلا تسمعون لي قولًا، ولا تطيعون لي أمرًا، حتى تكشف الأمور عن عواقب المساءة، فما يدرك بكم ثأر، ولا يبلغ بكم مرام، دعوتكم إلى نصر إخوانكم، فجرجرتم جرجرة الجمل الأسرّ، وتثاقلتم تثاقل النضو الأدبر، ثم خرج إليّ منكم جنيد متذائب ضعيف، كأنما يساقون إلى الموت وهم ينظرون».
«در بین کسانی گرفتار شده‌ام که وقتی فرمان می‌دهم، اطاعت نمی‌کنند. هرگاه آنان را فرا می‌خوانم، اجابت نمی‌کنند. منتظر هستید که پروردگارتان شما را یاری کند. آیا دینی نیست که شما را جمع نماید، و غیرتی نیست که شما را به جوش آورد؟!
در میان شما فریاد سر می‌دهم و کمک می‌خواهم، شما سخن مرا نمی‌شنوید، و فرمانم را اطاعت نمی‌کنید، تا اینکه سرانجام کارها خراب می‌شوند، با شما نه می‌توان انتقامی را گرفت، و نه می‌توان به هدفی رسید. شما را به یاری‌کردن برادرانتان فرا خواندم و شما چون شتر به بد گرفته شده غرغر کردید و زمین‌گیر شدید، درست همانند حیوان لاغری که عقب مانده است. سپس از میان شما لشکر چنان کوچک و ضعیفی به سوی من آمد که گویا به سوی مرگ برده می‌شوند، و مرگ را با چشمان خود می‌بینند»(1) .
این‌ها هستند یاران این امام بزرگ ... افرادی که فرمانش را گوش نمی‌دهند و همواره سرپیچی می‌نمایند. نه دین آنها را گردهم می‌آورد، و نه هیچ کسی می‌تواند بوسیله آنها انتقامی بگیرد و برای یاری‌کردن حق به پا نمی‌خیزند. اینها را با آنچه امام (رض) در مورد اصحاب پیامبر (ص) در جنگ و خوشی و ناخوشی فرموده است، مقایسه کنید.
2- یاران علی (رض) در موضعی دیگر:
امام (رض) را به دروغگویی متهم می‌کنند: «أما بعد يا أهل العراق! فإنما أنتم كالمرأة الحامل، حملت فلمّا أتمت أملطت، ومات قيّمها، وطال تأيّمها، وورثها أبعدها، أما والله ما أتيتكم اختيارًا، ولكن جئت إليكم سوقًا، ولقد بلغني أنّكم تقولون: عليّ يكذب! قاتلكم الله تعالى! فعلى من أكذب؟ أعلى الله، فأنا أول من آمن به؟ أم على نبيه، فأنا أول من صدق به؟».
«ای اهل عراق شما چون زن حامله هستید، که وقتی زمان بارداری‌اش به پایان رسد، همه چیز را از دست دهد، سرپرستش بمیرد و برای مدتی‌ طولانی به بیوه‌گی بنشیند و دورترین خویشاوند او را به ارث ببرد. به خدا! سوگند که به میل خودم نزد شما نیامدم، بلکه به سوی شما کشانده شدم، و الآن شنیده‌ام که می‌گویید: علی دروغ می‌گوید! خداوند شما را نابود کند! بر چه کسی دروغ می‌بندم؟ آیا بر خدا دروغ می‌بندم؟ سوگند به خدا! که من اوّلین کسی هستم که به او ایمان آورد؟ یا بر پیامبرش (ص) دروغ می‌بندم، و حال آن که من اوّلین کسی هستم که او را تصدیق نمودم؟»(2) .
و ما خطاب به شیعه می‌گوییم: آیا این یاران را بر اصحاب محمد (ص) که قرآن و سنت آنان را ستوده‌اند، ترجیح می‌دهند؟!
سپس اگر فردی بیاید و ادّعا کند که علی همانند یارانش بوده است، چون دوستان و یاران همانند یکدیگرند، آیا چنین سخن فاسدی را می‌پذیریم؟
3- امام (رض) در جایی دیگر به شدّت بر یارانش خشمگین شده و می‌فرماید: «ألا وإني قد دعوتكم إِلى قتال هؤلاء القوم ليلاً ونهارًا، وسرًا وإعلانًا، وقلت لكم: اغزوهم قبل أن يغزوكم، فوالله ما غزي قوم قط في عقر دارهم إِلا ذلوا، فتواكلتم وتخاذلتم، حتى شنّت عليكم الغارات وملكت عليكم الأوطان».
«شما را شب و روز، نهانی و آشکارا به جنگ با این قوم فراخواندم و به شما گفتم: با آنان بجنگید، قبل از آن که با شما بجنگند. سوگند به خدا! هیچ قومی در داخل خانه‌شان مور