ا وادار ساخت که ليندسي بتون به فرماندهي کل قشون ايران برسد. و نفوذي آنچنان پيدا کند که او را رستم ايران خوانند. آنها ارتش ايران را آنچنان از مهارت جنگي خالي کردند که در دو جنگ معروف ايران و روسيه وامانده شد. 
دو دوره جنگ بزرگ ميان ايران و روس در عهد فتحعلي‌شاه درگرفت که در دور اول ده سال به طول انجاميد و با توافق‌نامة گلستان ولايات باکو – دربند – شکي – شيروان – قراباغ – گنجه و تمامي داغستان (شامل چچن) و گرجستان از ايران منتزع و به روسيه ملحق گرديد. در دورة دوم نيز که طبق معاهدة ترکمانچاي پايان يافت با اينکه ايران موفق شده بود روس‌ها را عقب براند، اما بدنبال تعهد روس‌ها در باب رساندن عباس ميرزا اين به اصطلاح قهرماني ملي ايران به وليعهدي ايران پيروزي ايراني‌ها به شکست انجاميد و عهد‌نامة ترکمانچاي به امضا طرفين رسيد(3) . طبق آن عهدنامه ننگين علاوه بر تأييد مجدد ايران بر قرارداد گلستان قسمت شمالي تالش – اوج کليسا – ايروان و نخجوان نيز به روسيه واگذار شد. در دوران ناصرالدين شاه نيز قسمت‌هاي وسيعي از افغانستان و پاکستان (بلوچستان غربي) از ايران جدا شد که بلوچستان و پاکستان به تصرف انگليسي‌ها درآمد و افغانستان مستقل شد. همچنين کشور ترکمنستان فعلي به تصرف روس درآمد. 
سفرهاي متعدد ناصرالدين شاه به اروپا در ورود فرهنگ و تمدن غرب به ايران تأثير فراوان داشت. امير کبير وزير معروف و بزرگ ناصرالدين با آنکه در دورة سه سال و چند ماه صدر‌اعظمي خود اقدامات اصلاحي فراواني انجام داد (از جمله تأسيس دارالفنون) در جوغفقاني که توسط قاجار ايجاد شده بود در سال 1268 ه‍. ق به قتل رسيد. اين جنايت بزرگ در زماني صورت گرفت که در آن سوي جهان در کشور کوچک ژاپن در همان اوان دورة ميجي (1867-1912 م) شروع شده بود و از ثمرات همين دوره است که امروز ژاپن يکي از قطب‌هاي صنعتي و اقتصادي جهان محسوب مي‌شود. در اثر تبليغات روزنامه‌ها و ساير مطبوعات تحولات شگرفي در فرهنگ مردم ايران پديد آمد که يکي از نخستين ثمرات آن قيام مردم بر عليه امتياز انحصار توتون و تنباکو بود که سرانجام با فتواي تحريم تنباکو توسط ميرزاي شيرازي اين قيام با موفقيت به پايان رسيد. عاقبت ناصرالدين شاه بدست ميرزا رضا کرماني کشته شد و پسرش مظفرالدين به سلطنت رسيد. مظفرالدين شاه که در دوران چهل سالة وليعهدي خود در عيش و عشرت به سر برده بود. از عهدة امور کشور بر نمي‌آمد و در زمان وي انقلاب مشروطيت که ادامة منطقي واقعة رژي (تنباکو) بود، آغاز گرديد و در همان سال نيز قانون اساسي مشروطه توسط مجلس شوراي ملي تدوين شد مظفرالدين شاه چند روز پس از امضاي قانون اساسي درگذشت و پسرش محمد عليشاه به سلطنت رسيد. اين شاه مستبد که در زمان ولايتعهدي قانون مشروطيت را امضا کرده بود، پس از مدتي به مخالفت با آن برخاست و به فرمان وي لياخوف (فرمانده روسي بريگاد قزاق) مجلس شورا را به توپ بست و قلع و قمع آزادي‌خواهان آغاز گشت. بلافاصله بعد از اين عمل آزادي‌خواهان قيام کردند. در روز 27 جمادي‌الاخر سال 1327 ه‍. ق تهران توسط مجاهدين مشروطه فتح گرديد. مشروطه‌طلبان محمد عليشاه را خلع نموده و پسر دوازده ساله‌اش را با عنوان احمد شاه به سلطنت برداشتند و همچنين عضدالملک يکي از بزرگان خاندان قاجار را به نيابت سلطنت برگزيدند، يک شوراي 22 نفره نيز بجاي رئيس دولت تعيين گرديد. پس از خلع محمد عليشاه ميان سران مشروطه اختلاف افتاد و احزاب گوناگوني تشکيل گرديد که مبارزة اصلي ميان دو حزب عمدة اعتداليون و عاميون (دموکرات) بود، اختلافات فوق عملاً راه هر گونه تفاهم در ادارة کشور را مسدود مي‌نمود و در عين حال به تصفيه حساب‌هاي گروهي درون حاکميت انجاميد. در سال 1323 ه‍. ق احمد شاه به سن قانوني رسيد و خود زمام امور کشور را بدست گرفته و تاج‌گذاري نمود. در اوايل دوران احمد شاه جنگ جهاني اول آغاز شد و اقدامات او براي بيرون راندن قواي انگليسي و روسي که طبق قراردادهاي 1907 و 1915 ميلادي ايران را به دو منطقة تحت نفوذ خود تقسيم کرده بودند، بي‌نتيجه ماند. نيروي نظامي ايران در جنگ اول جهاني شامل هشت هزار نفر نيروي ارتشي بود که شامل بريگاد سرخ بود و توسط روسيه اداره مي‌شد. مرکز ستاد آن در تهران قرار داشت و دستجات آن در تبريز، قزوين، همدان و جاهاي ديگر مستقر بود. تعداد افراد ژندامري سوئدي 7 هزار نفر بود که در شهرهاي مختلف ايران از جمله فارس دسته‌هايي وجود داشت. اين دسته‌ها نه تنها بي‌ثمر بودند، بلکه در واقع يک خطر جدي براي جاده‌هايي که محافظت مي‌کردند بشمار مي‌آمدند، زيرا آنها تحت نظر رؤساي غارتگر خود دزدي و قطع راه کرده و باج سبيل مي‌گرفتند. با وقوع انقلاب بلشويکي در روسيه، دولت ايران کشور قرارداد 1915 م با انگليس را لغو نمود و نيروهاي خود را از ايران فراخواند. بدنبال آن نيروهاي انگليسي به سمت شمال نيز پيشروي کردند و تقريباً تمام خاک ايران تحت نفوذ قواي اشغالگر انگليس درآمد. پس از آن انگلستان کوشش بسيار نمود که با اتکا به عمال داخلي خود قرارداد معروف 1919 ميلادي را که طبق آن ايران تحت الحمايه انگليس مي‌شد و کليه امور مالي، گمرکي و نظامي کشور را بدست مي‌گرفت – به ايران تحميل نمايد که در اين کار توفيقي نيافت. در اواخر حکومت احمد شاه قيام‌هاي متعددي در مناطق مختلف ايران از جمله بلوچستان – کردستان – گيلان – خراسان و تبريز به وقوع پيوست که همگي آنها به علت عدم انسجام و هماهنگي لازم سرکوب شدند. در سوم اسفند 1299 هجري شمسي (12 جمادي‌الاخر 1339 ه‍. ق) رضاخان ميرپنج که فرماندهي يگان قزاق در قزوين را داشت طبق يک برنامه از پيش تنظيم شدة تهران را اشغال کرد و طي يک کودتا، از احمد شاه براي سيد ضياءالدين طباطبايي مدير روزنامه رعد فرمان نخست وزيري گرفت. احمد شاه به وي لقب سردار سپه داده و فرماندهي لشکر قزاق نيز به رضاخان واگذار گرديد. و پس از چندي مقام وزارت جنگ نيز به او محول شد. بدين ترتيب رضاخان بتدريج به محکم کردن موضع خود پرداخت و با تشکيل ارتش منظم و واحده و قلع و قمع مخالفان زمينة اقتدار و آغاز سلطنت خود را مهيا نمود. سرانجام روز نهم آبان ماه 1304 ه‍. ش نمايندگان مجلس شوراي ملي ماده واحده‌اي را مطرح کردند که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع مي‌شد. بدنبال تصويب ماده واحده‌ رضاخان با عنوان رضاشاه به پادشاهي رسيد و کمي بعد همان مجلس به وي لقب کبير داد. بدين ترتيب عمر حکومت قاجار نيز به پايان رسيد و عصر ديگري در تاريخ ايران آغاز شد که داراي فراز و نشيب‌هاي فراواني بود. 
........................................
(1)  تاريخ محمدي يا احسن ‌التواريخ خلاصه شده از، صفحه 31 تا 56. 
(2) تاريخ معاصر ايران، پيتر آوري.	
(3) تاريخ ايران، سرپرسي سايکس جلد دوم، بند 7 قرارداد ترکمانچاي و نظر سرپرسي سايکس درباره قرارداد.همچنان که قبلاً آورده شده است کشتارهاي وحشتناک قاجار در ميان اهل سنت بخصوص در مازندران و کر