شدند و سپس به دو فرقه روافض و خوارج تقسيم شدند اينها همان کسانی هستند که داخل لشکريان حضرت علی -رضی الله عنه- بودند و دوشادوش حضرت عمار -رضی الله عنه- با اهل شام می جنگيدند سپس تحت يک نقشه پليد به خاطر وارد نمودن اتهام بغاوت بر حضرت معاويه -رضی الله عنه- و به خاطر بر انگيختن احساسات عموم مردم عليه او نا جوانمردانه و ديده و دانسته سيدنا عمار -رضی الله عنه- را به شهادت رساندند و جسدش را مخفيانه در ميان لشکريان شام انداختند[3].
-------------------------------------------------------------------------------
[1] عمار ياسر جواد محدثی ص 61
[2]  از اين نقل های سراپا اشتباه در کتب شيعه فراوان يافت می شود مبنی بر اينکه منافقان خوارج حضرت علی را وادار به پذيرفتن حکميت کرده اند در حالی که اين بزرگترين توهين به صاحت مقدس شير خدا فاتح خيبر به حساب می آيد مگر آن حضرت اين قدر ضعيف بوده که اعتراض چند نفر بی سر و پا ايشان را در مورد امور اسلام و مسلمانان دچار سستی کند نه تنها اين طور نبوده بلکه حضرت با روی گشاده قضيه حکميت رل پذيرفت و اعتراض خوارج به سبب پذيرفتن حکميت از جانب حضرت علی بود آنها می گفتند نبايد حضرت امير جريان حکميت را قبول کند و بايد جنگ ادامه يابد اما متأسفانه اين نوع نقل های سرا پا اشتباه طوری رايج  شده که به نسل های جديد تلقين شده و اين گونه حضرت علی را فردی سست اراده قلمداد می نايد اين افراد بايد فردای قيامت در مقابل اين اقدام جاهلانه جوابگوی حضرت امير باشند .
[3] پرده برداري از قتلي مرموز ، ص 38.بازتاب شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه-

هنگامي که خبر شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- منتشر شد افراد دو سپاه شوکه شدند چرا که کسي نديده بود عمّار -رضی الله عنه- در ميدان نبرد کشته شود سپاه معاويه نيز چون حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- را شنيده بودند به شدت مواظب بودندکه به حضرت عمّار -رضی الله عنه- آسيبي نرساند. هني ء مولاي عمر بن خطاب -رضی الله عنه- مي گويد: من در جنگ صفين معاويه را همراهي مي کردم، لشکريان معاويه مي گفتند: قسم به خدا ما هرگز عمار -رضی الله عنه- را نمي کشيم زيرا اگر اين کار از ما سر بزند مصداق سخن رسول الله -صلی الله عليه وسلم- قرار مي گيريم يعني گروه باغي خواهيم بود پس همگي بايد مواظب باشيم. جنگ چند روزي شروع شده بود براي مشاهده کشته شدگان به ميدان رفتم ناگاه چشمم به حضرت عمّار -رضی الله عنه- افتاد که شهيد شده بود با عجله خود را به عمرو بن العاص رساندم وبه او گفتم: اي ابو عبدالله! بلند شو با من بيا چيزمهمي را مي خواهم به تو بگويم به سرعت بلند شد و با من آمد. پرسيدم: در مورد عمّار-رضی الله عنه- چه شنيده اي ؟ گفت: رسول الله -صلی الله عليه وسلم-  فرموده که او را يک گروه باغي خواهند کشت. آن وقت گفتم: قسم به خدا من عمّار -رضی الله عنه- را ديدم که کشته شده بو! عمرو بن العاص که شوکه شده بود گفت: اين حرف درست نيست. گفتم: با همين چشمان خودم او را نقش بر زمين ديدم عمرو بن عاص را بردم و جسد عمّار -رضی الله عنه- را نشان دادم، عمرو چند لحظه اي به سوي عمّار-رضی الله عنه- نگريست رنگ و رويش تغيير کرد و پس از کمي تأمل و دقّت گفت عمّار -رضی الله عنه- را کساني کشته اند که او را به اينجا آورده اند وقتي قضيهء شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- توسط عبدالله بن عمرو عاص به اطلاع معاويه رسيد ايشان بسيار ناراحت شدند چرا که از لشکريان خودش اطمينان کامل داشت که کسي جرأت نمي کند به حضرت عمّار -رضی الله عنه- کوچکترين بي ادبي بکند به همين خاطر ايشان نيز در صحنة قتل حاضر شده و دقيقاً همان کلمات عمرو بن عاص را تکرار کرد و با کمال تعجب گفت: آيا ما عمّار-رضی الله عنه- را کشته ايم؟! ( اين محال است ) قاتل او کسي است که او را کشته و جسدش را اينجا آورده است.خيانتي ديگر از مورّخان

برخي از تاريخ نويسان و نيز مزدوران قلم به دست بدون بررسي دقيق ماجرا و نيز کلمات صادره از افراد بدون تدبّر حکمي عليه آن طرف صادر کرده و با اين عملشان نسل هايي را بر ضد آنان مي شورانند و سبب مي شوند که جمع کثيري از انسانها از همان ديد آنان قضيه را بنگرند  يکي از اين صحنه ها همين صحنه رسيدن خبر شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- به معاويه مي باشد بعضي از نويسندگان آن را بسيار نابجا ترجمه و تفسير کرده اند که سبب اختلاف بيشتر شده است به عنوان نمونه در اعيان الشيعه آمده است معاويه باحيله عمرو عاص ذهن ها را مشوش نموده و اعلام کرد که قاتل عمّار ما نيستيم بلکه کسي است که او را به جبهه و جنگ کشانده است! وقتي اين سخن به گوش امير المومنين رسيد در خنثي کردن سخن فريبکارانه او فرمود: با اين حساب پس بايد حضرت رسول را هم قاتل حمزة سيد الشهداء بدانيم چرا که او بود که حمزه را به ميدان آورد[1]. از اين دست ترجمه و تفسيرهاي نا به جا از سخنان معاويه در کتاب هاي زيادي يافت مي شود که نمي توانيم علت آن را بي سوادي نويسندگان بدانيم بلکه به خاطر تعصب و هدفي که داشته اند عمداً عبارت را به اين شکل ترجمه و تفسير کرده اند اصل عبارت معاويه اين است: (إنما قتله من جاء به فطرحه بين أسنّتنا) [2]  همانا کسي که او را آورده و در بين نيز هاي ما انداخته قاتل اصلي عمّار است و يا در روايتي از امام احمد (رحمه الله) چنين آمده که معاويه گفت: (أنحن قتلنا؟! إنما قتله الذين جاءوا به). آيا ما او را کشته ايم؟ به حقيقت کساني که (جسد) او را اينجا آورده اند قاتل او هستند. آري! خيانت کاران تاريخ خواسته اند که آتش اختلاف بين حضرت علی -رضی الله عنه- و معاويه را بيافروزند و از جانب خويش اين تهمت را از سوي معاويه به حضرت علی -رضی الله عنه- زده اند که معاويه گفته است عمّار را کساني کشته اند که به ميدان جنگ آورده اند! يعني منظورش حضرت علی -رضی الله عنه- مي باشد که ايشان عمّار -رضی الله عنه- را آورده اند در حالي که اصلاً چنين نيست و اين برداشتي کاملاً مغرضانه و اشتباه از سخن معاويه مي باشد اين چنين سخني از فرد زيرک و عالم باهوشي مانند معاويه بسيار بعيد است مگر او نمي دانست که در بسياري از غزوات پيامبر -صلی الله عليه وسلم- اصحاب را به رفتن به ميدان جنگ تشويق مي نمودند و آن صحابه نيز در آن غزوات کشته مي شدند؟ آيا کسي پيامبر را مسئول قتل آنان مي دانست؟ مگر معاويه اين قدر ساده بوده که اين مسائل را نمي دانسته؟ خير، اصل ترجمه به اين شکل است حضرت عمّار را کساني کشته اند که بعد از قتل او جسدش را به اينجا آورده اند و براي متهم کردن ما نزديک محل ما انداخته اند اين ترجمه کامل سخن معاويه است حالا هر عاقلي قضاوت کند آيا در اين کلام حضرت علی -رضی الله عنه- متهم شده است آيا دراين کلام تهمت و بي ادبي به حضرت علی-رضی الله عنه- مشاهده مي شود؟ آيا اين روايتي ساختگي از سوي نويسندگان قلم به مزد نيست؟! 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص375.
[2] احکام القرآن ، ج 3 . سوره حجرات ، باب قتال اهل بغي .آفتاب پشت ابرها نمي ماند

حقايق مانند آفتا