)[2].   

تمامي فرقه هاي اسلامي خصوصاً (جمهور) امت اسلامي كه به نام (اهل السنة و الجماعة) شناخته مي شوند، كلاً نسبت به مقام و منزلت اختصاصي صحابه كرام و رعايت ادب و احترام آنها اتفاق نظر دارند، از اينكه شخصيت هاي گرانقدر آنان را هدف انتقاد و خرده گيري قرار دهند، گريز نموده و بر حذر مي باشند و آن را از بزرگترين جرايم اخلاقي و سوء ادب دانسته اند. در مسائلي كه صحابه با هم اختلاف نظر داشته اند اگر راي گروهي را بنا بر اصول اجتهادي ترجيح داده و بر آن عمل شود اشكالي ندارد؛ زيرا عمل كردن بر اساس دو نظر متضاد امكان ندارد، ولي اين موضوع از اينكه يكي از شخصيت هاي آنان مورد انتقاد قرار گيرد، قطعاً جايز نيست. اين امر از اينكه شخصيتي را مورد انتقاد قرار دهيم، كاملاً امري جدا است)[3]. 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] بيداري ، هوشياري
 [2] مقام صحابه ، ص 8ـ 4.
 [3] منبع سابق ، ص 21.تلقي نا درست از ساز و كارهاي علمي

از جمله موارد خوب و بدي كه از اروپا به ممالك اسلامي وارد شده است يكي نظريه (تحقيق و تنفيد) درهر چيز است كه تحقيق و نقد ب خودی خود چيز بدي نيست و خود قران كريم مردم را به سوي ان دعوت داده است. در سوره فرقان تحت عنوان (عبادالرحمن) از صفات خوبي كه براي بندگان صالح و نيك پروردگار متعال ذكر شده يكي اين است: 

﴿وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً﴾ [الفرقان: 73]. بندگان نيك خداوند چنان نيستند كه مانند كوران و كران بر ان بيفتند وبدون تحقيق هر چه بخواهند و به هر نحوه كه دلشان بخواهد عمل كنند بلكه با نهايت درك و فهم وروشن بيني و بصيرت عمل مي كنند اما اسلام براي هر چيز و هر كاري ضوابطي تعيين كرده است كاري كه در حدود و ضوابط شرع انجام پذيرد ، مقبول و مفيد و آنچه از دايره حدود و اصول شريعت خارج باشد مضر و مردود خواهد بود[1]. 

آن نوع تحقيق وتنقيدي كه از اروپا اخذ شده هيچ حد و مرزي برايش تعيين نشده است و رعايت ادب و احترام و حدود آن از كاري هاي بي معني محسوب شده است . جاي بسي تاسف است كه بسياري از نويسندگان اين دوره از اينگونه تنقيدها متاثر شده اند و بدون احساس ضرورت ديني يا دنيوي شخصيت هاي بزرگ اسلامي را هدف جرح و تنقيد آزادانه قرار دادن جزو خدمات علمي و از علائم محقق بودنشان قرار گرفته است. روا داشتن اين نوع جور و ستم نسبت به اسلاف امت و پيشوايان مذهبي از ديرباز معمل بوده ولي حالا پيشرفت نموده و به صحابه كرام -رضي الله عنهم- نيز رسيده است[2]. 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] مقام صحابه ص 22.
 [2] منبع سابق ص 24.علت اساسي برداشت هاي نا درست
 
 در چنين زماني كه در تمام دنيا نسبت به شعائر اسلامي اهانت مي شود و فحشاي آشكار، حرام خوري، قتل و كشتار، غارتگري، جنگ و جدال و درگيري ها در ميان مسلمانان وجود دارد در چنين شرايط حساسي، اين محققان نقاد، چرا برافروختن فتنه هاي خوابيده و مرده را خدمت بزرگي براي اسلام مي دانند؟ واقعيت اين است كه اين آقايان، شخصيت هاي حضرات صحابه كرام -رضوان الله عليهم- را نيز مانند عموم رجال فقط در آيينه روايات تاريخي نگاه كرده و از جمع بندي روايات صحيح و سقيم تاريخ به نتيجه اي رسيده اند كه همان مقام را براي اين شخصيت هاي مقدس تجويز نمايند و از امتيازي كه نصوص قرآن و سنت و عقيده اجتماعي امت به شخصيت هاي گرامي صحابه كرام عطا كرده غافل مانده اند امتياز خصوصي حضرات صحابه اين است كه قرآن كريم درباره همه آنان اعلاميه ((رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ)) و مژده بهشتي بودن آنان را صادر فرموده است. لذا جمهور امت ، ذات و شخصيت هاي آنان را از هر گونه جرح و نقد بري دانسته اند. در مورد مسائل و مسالك مختلفي كه از آنها منقول است، براي عمل در دايره حدود شرعي اجتهاد يكي را ترجيح داده، اجتهاد كردن و ديگري را مرجوح قرار دادن، امري جداست و كسي كه مسلكش مرجوح قرار داده شده است، نه ذات و شخصيت وي مجروح مي شود و نه چنين كاري خلاف ادب و احترام محسوب مي گردد. زيرا عمل بر احكام شرعيه فرض است و در موقع اختلاف اقوال ، عمل بر دو چيز متضاد غير ممكن است لذا براي اداي فريضه شرعي و انجام وظيفه دين ، انسان ناگزيراست كه از ميان اقوال مختلف، يكي را انتخاب نمايد، مشروط بر اينكه در مورد ذات و شخصيت طرف مقابل، از هرگونه اهانت و اسائه ادب دوري جويد[1] .
--------------------------------------------------------------------------------
 [1]  مقام صحابه ص 24. ديدگاه مسلمانان در مورد اختلاف صحابه

با توجه به آنچه در صفحات گذشته در مورد مقام و عظمت صحابه بيان كرديم ، به راحتي مي توان به تقوا و خداترسي آن عزيزان پي برد و متقي بودن آنان، اين مسئله را ثابت مي كند كه جنگ و جدال آنها براي پست ومقام و متاع دنيوي نبوده ، بلكه روايات ثبت شده اين را نشان مي دهد كه هر كدام از آن بزرگواران از مسووليت هاي بزرگ خود را كنار مي كشيدند و ساده زيستي و عدم رغبت به دنيا از آنان امري ثابت شده مي باشد. پس مسلمانان هيچگاه با اين ديد كه جنگ و اختلافات صحابه به خاطر مسائل دنيوي بوده، به قضيه نمي نگرند بلكه همگي اتفاق نظر دارند كه اختلافات ‌‌‌آنان به خاطر قصاص قاتلان حضرت عثمان -رضی الله عنه- بوده و در اجراي حكم و عدم اجراي حكم اختلاف داشته اند كه منافقان از فرصت استفاده كرده و آتش جنگ را برافروختند (همانگونه كه گذشت) اما ناگفته نماند كه امت اسلامي بر اين باورند كه حق به جانب حضرت امير المومنين -رضی الله عنه- بوده است، با اين حال نمي توانيم بگوييم پس حق يكي است و مقابلش باطل است! نه بلكه معاويه و همراهانش را نيز بايد معذور مي دانيم چرا كه آنها نيز اجتهاد كرده اند و به نظر خود حق با آنها بود پس چون كارشان خطاي اجتهادي بوده، گناهكار نمي باشند. اين است عقيده جمهور علماي اسلام.آنها را بري از اشتباه نمي دانيم

اين يك اصل قابل قبول است كه در دنيا كسي وجود ندارد كه تمام اعمالش بد باشد و هيچ كار نيك و پسنديده اي از او صادر نشود و در مقابل نيز هيچ عقلي قبول نمي كند كه انساني در دنيا وجود داشته باشد كه تمام اعمالش خوب باشد و هيچ كار خطايي از او سر نزند اما از ديدگاه اسلام پيامبران الهي از اين قاعده دوم مستثني هستند و آنان به دليل (معصوم بودن) از گناه محفوظ هستند و به جز آنها اين مسئله در مورد كسي ديگر صادق نيست . خوب حال با اين قاعده آيا ما مي توانيم به خاطر چند مورد اشتباه كه از فرد نيكو كاري صادر شود ، او را فاسق و فاجر و خرابكار بدانيم و يا در مقابل ، يك دزد شياد فساد كار به محض انجام يك كار خير خواهانه ، او را در رديف بندگان معصوم الهي قرار دهيم قطعاً اين يك تفكر كاملاً اشتباه است . علامه مفتي محمد شفيع عثماني (رحمه الله) مي فرمايد: (تصور اين مطلب كه راجح و حق شمردن يك نظريه و مرجوح يا خطا قرار دادن نظريه ديگر ، مستلزم نقص گروه دوم مي گردد ، تصوري كاملاً اشباه و غلط است. اسلاف اين امت هر دو امر 