د مي كنند. حجاب در نظر آنها يك چيز بي معنا و باطل به حساب مي آيد و براي از بين بردن حجاب دست به تمسخر و و محكوميت آن زده اند ولي استدلال آنها بسيار ضعيف است. آنها اگر يك لحظه تفكر مي كردند و مي فهميدند كه اختلاف اساسي ميان ما و آنها در مقام ارزش انسان است. اموري كه نزد ما قيمت و ارزش والايي دارد نزد آنها بسيار بي ارزش و بي مقدار است و تا زماني كه بين طرفين اين اختلاف وجود دارد هيچ تفاهمي بوجود نمي آيد. پس بياييد مقياس شما را هم مورد ارزيابي قرار دهيم.
گروه ديگري هم بجز گروه اول وجود دارند. گروه اول هم از مسلمانان و هم از غير مسلمانان هستند اما گروه دوم اكثرا مسلمان بوده و از خود احكامي را تراشيده اند كه آن را با احكام حجاب مخلوط كرده اند و تا حال نيز مردود بوده و نه از آن طايفه اند و نه اين طايفه، خود را مانند بسياري از مردم مسلمان مي دانند ولي به اكثر احكام اسلامي پايبند نيستند لذا اين اجتماع اجباري و ساختگي بين رسوم غربي و اسلامي و حجاب و بي حجابي پايدار و استوار نخواهد ماند.
گروه سوم: اين گروه بيشتر كساني هستند كه از خيلي مسايل غافل هستند و قدرت تحليل مسايل را ندارند كه ما دربارة آنها بحث و بررسي داشته ايم.يكي از رهنمودهاي قرآن آن است كه مادراني صالح و پاك سيرت را به عنوان الگو فراروي مردان و زنان مؤمن قرار مي دهد كه براي بشريت الگو اسوه مي باشند يكي از آنان مادر حضرت موسي است كه به خاطر خدا و بنا به دستور خداوند جگر گوشة خود را به دريا مي اندازد. يكي ديگر مادر حضرت مريم است كه حمل خود را نذر خدمت به دين و دور نگه داشتن از شرك و بندگي غير خداوند مي كند و هميشه از خداوند درخواست مي كرد كه نذر و دعايش را بپذيرد: «فتقبل مني إنك أنت السميع العليم» «از من بپذير زيرا تو شنوا و آگاه هستي» آل عمران/35
اما پس از اينكه فرزندش به دنيا آمد برخلاف انتظارش دختر بود. اين دختر بودن مانع از وفاي عهد او نشد. ديگر مريم دختر عمران مادر حضرت عيسي عليه السلام كه قرآن او را نمونه اي از پاكي و عبادت و تصديق آيات خداوند مي شمارد. اينها نمونه هايي بودند كه خداوند در قرآن كريم از آنها به عنوان زنان نمونه ياد كرده و به ما معرفي مي كند.در طول يك قرن اخير تهاجم فرهنگي غرب و مسيحيت در دو جبهه عليه اسلام سازماندهي و متمركز گرديده است. يكي در ارتباط با موضوع طلاق و دوم راجع به تعدد زوجات يا چند همسري است اما در عين حال ما با توجه به شناختي كه از دين خود داريم هر دو موضوع را به عنوان افتخارات اسلام به شمار مي آوريم. براستي جاي تاسف است كه برخي از مسلمانان آن دو موضوع را به عنوان دو پديدة مشكل آفرين براي خانواده و اجماع تصور نمايند و به گونه اي خدشه آور در ارتباط با شريعت اسلامي سخن بگويند اما حقيقت آن است كه اسلام در راستاي حل و فصل مشكلات مختلفي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است كه آن دو موضوع را مشروع و مقرر نموده است و مشكل واقعي آنگونه افراد به كج فهمي در مورد شريعت خداوند يا اجراي ناصحيح آن بر مي گردد و در واقع هر چيزي كه بكار گرفته شود زيانهاي فراواني در پي خواهد داشت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقام زن در نزد ملتهاي قديم</a><a class="text" href="w:text:6.txt">آزاد شدن زنان بوسيلة اسلام</a><a class="text" href="w:text:7.txt">ازدواج از ديدگاه قرآن</a><a class="text" href="w:text:8.txt">زن مسلمان در رابطه با حجاب</a><a class="text" href="w:text:9.txt">حجاب، پاكدامني است</a><a class="text" href="w:text:10.txt">حجاب پاكي است</a><a class="text" href="w:text:11.txt">حجاب، پوشش خدايي است</a><a class="text" href="w:text:12.txt">حجاب مردانگي است</a><a class="text" href="w:text:13.txt">مضرات بي حجابي در اروپا</a><a class="text" href="w:text:14.txt">مضرات بي حجابي در آمريكا</a><a class="text" href="w:text:15.txt">سؤال</a><a class="text" href="w:text:16.txt">غرب زده هاي شرقي</a><a class="text" href="w:text:17.txt">اتمام حجت با غرب زدگان</a><a class="text" href="w:text:18.txt">مادراني ماندگار</a><a class="text" href="w:text:19.txt">چندين موضوع پيرامون مسايل زنان</a><a class="text" href="w:text:20.txt">چرا طلاق جايز شده است؟</a><a class="text" href="w:text:21.txt">محدود بودن دايرة طلاق</a><a class="text" href="w:text:22.txt">چرا حق طلاق در اختيار مرد است؟</a><a class="text" href="w:text:23.txt">آيا چند همسري انساني و اخلاقي است؟</a><a class="text" href="w:text:24.txt">در چه شرايطي زنان مي توانند كار كنند؟</a><a class="text" href="w:text:25.txt">منابع</a></body></html>اسلام هرگونه طلاقي را بجا و پسنديده نمي داند، بلكه برخي از انواع آنرا بخاطر فرو پاشيدن خانواده مكروه و گاهي حرام مي شمارد. به همين خاطر در حديثي پيامبر صلي الله عليه و سلم مي‏فرمايند: «ناپسنديده ترين حلال نزد خداوند متعال طلاق است»
طلاقي كه از نظر اسلام جايز و مشروع است در واقع همچون عمل جراحي است كه انسان بيمار درد و سختي و مشكلات را در جهت محافظت از سلامت بقية اعضاي جسم و مقابله با ضرري بزرگتر تحمل مي نمايد. زماني كه ميان زن و شوهر كدورت و نفرت عميق و ريشه دار گردد و همة تلاشهاي خانوادة طرفين و دوستهاي آنان بدون نتيجه ماند و امكان آشتي وجود نداشته باشد تنها راه حل و داروي ممكن طلاق و جدايي است. خداوند متعال در قرآن مي فرمايند:
«چنانچه (زن و شوهر) از يكديگر جدا شوند، خداوند هر يك را از بخشش و احسان خود بهره مند خواهد نمود و بي نياز خواهد گرداند» نساء/130 چنانچه اصول و ارزشها و رهنمودهاي اسلام از طرف مردم مورد توجه قرار بگيرد و به آنها پايبند باشند بسيار كمتر به طلاق نياز پيدا خواهند كرد و تا حدود زيادي آمار طلاق پايين خواهد آمد. برخي از ارزشها و مسئوليتهايي كه پايه هاي خانواده اي قوي هستند و از جدايي پيشگيري مي نمايند عبارتند از: 1- دقت و بررسي كافي به هنگام انتخاب همسر 2-پيش از  پيش از عقد دختر و پسر لازم است همديگر را ببينند و با ميزان زيبايي و ظاهر يكديگر بصورت مشروع و شايسته آشنا شوند 3- بستگان دختر همة تلاش خود را براي انتخاب همسري متدين و فهميده و با شخصيت براي او بكار گيرند 4- به رضايت دختر در موضوع عقد و ازدواج اهميت فوق العاده داده شود 5- اطلاع و رضايت ولي طرفين موضوع مهم و ضروري است و به عنوان امري واجب به آنها نگاه شود 6- با مادر دختر در مورد ازدواج صحبت و مشورت شود 7- رفتار و معاشرت خوب را مسئوليتي واجب و اساسي قلمداد كنند 8- مرد را بايد توجيه كرد كه واقع نگر باشد و چندان آرماني و خيالي در مورد همسر خود فكر نكند 9- مردان بايد متوجه اين موضوع مهم باشند كه هرگاه نسبت به همسر خود دچار دلگيري و نگراني شدند عقل و حكمت و مصلحت را قاضي خود قرار دهند  10- مرد بايد با همسر نااهل و نافرمان بر مبناي حكمت و آينده نگري و آرامش بدون ضعف برخورد نمايند و اگر با او تندي كند از خشونت پرهيز كند 11- اسلام در برابر اختلاف پيش آمده ميان زن و شوهر نزديكان و دوستان آنان را مسئول مي داند و آنان را به تشكيل دادگاه خانوادگي از طرف اشخاص مورد اعتماد براي حل اختلافاتشان استفاده كنند.گاه براي افرادي اين سؤال پيش مي آيد كه