کرد که همه چیز در جهان در حال تحول و دگرگونی نیست که این روشنفکران مادی می بینند، بلکه یک رشته اصولی هست ثابت و پایدار و یک سلسله سیماهائی هست دگرگون و ناپایدار و هردو از روز اول مقام خود را حفظ کرده اند ثابت هنوزهم ثابت است، و ناپایدار از هنوزهم ناپایدار است و هردو باهم همگام و هم آهنگ است دو هزارسال قبل این طور بوده و بعد از این هم خواهد بود.
این انقلاب و بیداری اروپا نیز چیز تازه ای نیست که امروز پیدا شده، بلکه با برخورد با عالم اسلام و مسلمانان بدست آمد، روزیکه اروپا در خواب غفلت فرو رفته بود در اثر پیدایش جنگهای صلیبی و علت پیروزی مسلمانان از مشرق زمین بآنجا رسید و رواج یافت، و این دانشمندان و اندیشمندان اروپائی هستند که ستیزه جوئی را پیشه خود ساختند، در مفهوم آزادی، در مفهوم انقلاب علمی و صنعتی، در نقش زن، در جامعه بانحراف افتادند که در نتیجه صنعت در آنجا ویرانگر اخلاق شد، و روابط خانواده بطوفان عظیم گرفتار گردید دیوغریزه جنسی از بند آزاد شد و حکومت دینی تعطیل گردید، سرمایه بی حساب بکار افتاد و توده های ستمدیده با دین کلیسائی راکد اروپائی درگیر شدند نه با اصل دین، و این نابسامانیها با دست این سه نفریهودی مارکس فروید درکیم جهان را فرا گرفت که هرسه دنباله رو مکتب داروین بودند، داروین انسان را با سلیقه شخصی که چندان اثر نداشت حیوان حساب کرد، و اینان حیوانیت او را بصورت یک کشف علمی نوظهور گسترش دادند که از هر چیزی خطرناکتر گردید، مارکس ماموریت خود را در اقتصاد و فروید در غریزه جنسی و درکیم در اجتماع بر پایه مادیات استوار ساخته، و دین را افیون توده ها دانستند و نقش معنویت ها را از قلم انداختند و عالمی را با رنگ غریزه جنسی آلایش دادند، اقتصاد را بمقام پرستش نشاندند و عقل را از دست انسان گرفتند، و عقل اجتماعی را بر آن حاکم کردند، و از این نکته غافل ماندند که اجتماع از افرادن تشکیل مییابد، اگر افراد عقل نداشته باشند اجتماع آنها از کجا عقل کسب میکند، و سرانجام قهرمان ما با پیش کشیدن شهادت قرن بیستم و شهادت تاریخ جواب این نابسامانیها را قاطعانه میدهد، و ثابت میکند که اینها یک رشته انحرافات است که شیطانهای خودکام عنوان کرده اند، و چرا این سه مأمور ویرانگر این همه اصرار می ورزند و این همه از مسیحیت انتقام میگیرند، و چگونه استادانه وارد میدان شدند که با دست خود مسیحیت، مسیحیت را کوبیدند و کسی از این راز آگاه نشد، و سرانجام باین نتیجه میرسد که هم روشنفکران اروپا منحرف شدند و هم روشنفکران ما و هردو انحراف است باید بازگشت داده شود و بسوی خدا برگردند، و در این بازگشت آنها راهشان انحراف است و ما از راه راست بانحراف رفتیم ما برگردیم براه برمیگردیم، و آنان راهی ندارند جز بازگشت براه ما و اینک خدا توفیق داد که سه جلد از آثار این دانشمند اجتماعی را بزبان فارسی برگردانم، تا جوانان ما نیز بتوانند با سبک شیوای اسلام از زبان او آشنا گردند.
جلد اول این کتاب بنام اسلام و نابسامانیهای روشنفکران با همت والای جناب آقای محمدی مه یر (کانون انتشارات محمدی) از سال 42 تاکنون بارها بچاب رسیده، و مورد استقبال جوانان و اندیشمندان قرار گرفته، و اینک جلد دوم آن نیز در دسترس دوستان کتاب قرار میگیرند.
امید است که مانند جلد اول جوانان از آن استقبال نمایند و ما را برای آماده کردن جلد سوم که در نوع خود شاید کم نظیر است یاری دهند. جلد سوم این کتاب در موضوع روانشناسی است که روانشناسی شرق و غرب را با روانشناسی اسلامی از دید قرآنکریم بررسی میکند، بامید آنروز که بتوانیم این خدمت را نیز انجام بدهیم.
محمد علی عابدی 

 

 
مقدمة مترجم
کتاب حاضر ترجمة کتابیست بنام «التطور و الثبات فی حیاة البشرية» تألیف جامعه شناس بصیر و نقاد توانا «محمد قطب» مؤلف با شیوة مخصوص خود در این کتاب موضوع تطور را (جهشهای پیشرفت نما) را که این همه در دنیای امروز جنجال به راه انداخته و افکار روشنفکران را بخود مشغول ساخته بدقت بررسی کرده است. باین ترتیب عنوان میکند که آیا همه چیز در عالم در حال تطور است حتی عقیده و اصول زندگی؟ یا همه چیز ثابت و راکد است؟ حتی اصول و عقاید؟ یا نه اصول ثابت است و سیما ها در حال تطور است؟ آیا تاریخ بچه شهادت میدهد؟ و قرن بیستم چه میگوید؟ آنچه معلوم است هردو شهادت میدهند که اصول ثابت و سیماها متغیر است؟ و این شیوة فطرت است از روز اول، و کسانیکه همه را در حال تطور و یا همه را ثابت می بینند بانحراف افتاده اند، و بیراهه می روند باید هشیار شان ساخت، و خوشبختانه هم اکنون مردانی هم بپا خواسته اند، پدرانه فریاد میزنند که برگردید، مبادا که خود را نابود کنید، مبادا هلاک شوید. 
سپس مؤلف همین نظریه را با اسلام و قرآنکریم می سنجد و با دلیل قاطع ثابت میکند که اسلام هم ثبات اصول و تغییر قیافه های زندگی را برسیمت میشناسد و هردو را فطری میداند، و بلکه مأموریت اسلام فقط این است که همه جا این انحرافات را اصلاح کند، و بشریت را براه راست فطرت باز گرداند، و فاش میگوید: آن مردمی که جز این فکر میکنند در انحرافند، و این دردی است که اگر ادامه یابد سرانجام سر برسوائی، و بلکه بنابودی بشریت خواهد زد! اما با این حال بازهم علاج پذیر است، و یگانه علاجش هم بازگشت بسوی خداست، بازگشت بسوی فطرت و بازگشت بسوی اسلام است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه مؤلف</a><a class="text" href="w:text:6.txt">مقدمه مؤلف در چاپ چهارم</a><a class="folder" href="w:html:7.xml">آیا مقاصد دین به پایان رسیده؟</a><a class="folder" href="w:html:11.xml">بردگی در اسلام</a><a class="text" href="w:text:15.txt">اسلام و سرمایه داری</a><a class="text" href="w:text:16.txt">اسلام و مالکیت فردی</a><a class="text" href="w:text:17.txt">اسلام و امتیاز طبقاتی</a><a class="text" href="w:text:18.txt">اسلام و صدقات</a><a class="folder" href="w:html:19.xml">زن در اسلام</a><a class="text" href="w:text:26.txt">اسلام و نظام تیول</a><a class="text" href="w:text:27.txt">اسلام و قوانین کیفری</a><a class="text" href="w:text:28.txt">اسلام و ارتجاع</a><a class="text" href="w:text:29.txt">اسلام و تمدن امروز</a><a class="text" href="w:text:30.txt">دین و اختناق غرایز</a><a class="text" href="w:text:31.txt">اسلام و آزادی فکر</a><a class="text" href="w:text:32.txt">آیا دین افیون ملتهاست؟</a><a class="text" href="w:text:33.txt">اسلام و ملیتهای غیرمسلمان</a><a class="text" href="w:text:34.txt">آیا اسلام نظام خیالی و اعتباری است؟</a><a class="text" href="w:text:35.txt">اسلام و نظام کمونیستی</a><a class="text" href="w:text:36.txt">راه کدام است؟ و چگونه باید رفت؟</a></body></html>مقدمه مؤلف
همه چیز در این عصر در حال دگرگونی و جنبش است، افکار و عقائد، اساس و اصول معنوی، اخلاق، آداب و رسوم، سیمای مادی زندگی، مسکن، لباس، غذا، وسائل ارتباطات، اطلاعات، جنگ و صلح، و خلاصه کلیه ابزار زندگی، حتی خود انسان.
در غرب تمدن ساز و در شرق عقب افتاده، در همه جا از این سر دنیا تا آن سر دنیا، روزی، ساعتی، و بلکه لحظه ای نمیگذرد که لفظ تحول و جنبش بر زبانها نگذرد. امروز دیگر چیزی یافت 