جيش العسره‌ (‌لشكر سي هزار نفري مجاهدين اسلام كه به رهبري خود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم عازم تبوك گرديد) ‌را تأمين كردند.
 ‌اما آنچه مشهور است و روايت شده اين است كه آيه در باره كساني نازل شده كه اسبهاي جهادي راه خدا را علف مي دهند چه آناني كه عملا در جهاد هستند يا اينكه اسبان را براي جهاد آماده مي كنند،‌ چنانكه ابن كثير در تفسيرش آنرا نقل كرده است.
منظور اين است كه آيه كريمه اختصاصا در باره كسي نازل نشده است، بلكه اسباب نزول آن فراوان ذكر شده  است، ‌و اين عام است در باره همه كساني كه بنوعي در راه خدا خرج مي كند شب يا روز،‌ پنهان يا آشكار، پس هر كس به آن عمل كرده مشمول آيه كريمه قرار گرفته است چه علي چه عثمان چه صديق و چه غير آنان رضي الله عنهم أجمعين.
بنابراين آيه كريمه از ويژگيهاي علي نيست بلكه صحابه ديگر رضي الله عنهم نيز كه چه بسا در انفاق و خرج در راه خدا از علي پيشي گرفته اند آيه شامل حال ِآنان نيز مي گردد:
 مانند عثمان رضي الله عنه كه در بسياري موارد به قدري در راه خدا خرج كرده كه كسي ياراي رقابت با ايشان را نداشته است، ‌مانند خريدن بئر رومه، تجهيز جيش العسره كه هزار شتر با سلاح و بارش را در راه خدا داد، و نيز انفاق بي دريغ عبدالرحمن ابن عوف و خرج كردن عمر نصف مالش را. 
‌و از همه برتر خود ابوبكر رضي الله عنه بود كه شاخص ترين چهره هاي صحابه بي بضاعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم مانند بلال و خباب و غيره را با پول خودش خريد و از بردگي آزاد كرد، در غزوه تبوك تمام مالش را در راه دين خدا و نصرت شريعت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم داد. ‌ 
كما اينكه انصار نيز مشمول آيه كريمه قرار مي گيرند كه از صفات بارزشان در قرآن كريم انفاق ذكر شده است:
(وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ). الحشر:9 
«و(نيز) كساني راست كه پيش از آنان در دارالاسلام جاي گرفتند و ايمان (نيز) در دلشان جاي گرفت كساني را كه به سوي انان هجرت كنند  دوست مي دارند و در دلهاي خود از انچه (به مهاجران) داده اند احساس نيازي نكنند و (ديگران را) برخودشان – و لو نيازمند باشند – ترجيح مي دهند».
پس هيچ مانعي نيست كه آيه كريمه ديگران را نيز شامل شود. ‌اما مشكل اينجاست كه بعضي از مطالعه و تحقيق و پذيرش دلائل صريح قرآن و سنت و عقل طفره مي روند و اصرار دارد موضع ضعيف و چه بسا خلاف واقع خودشان را حتي با دلائل واهي ثابت كنند اما از  پذيرش دلائل روشن و قطعي و نصوص فراوان و متواتر ابا مي ورزند.
‌اما حال عموم اينطور نيست آنها عده بسيار اندكي هستند عموما مردم در پي تحقيق و پژوهش و پذيرش حق هستند و اين جاي خوشبختي است.اين آيه كريمه جواب بخش قبلي است كه فرمود: (‌فأما من أعطي) ‌تا آخر آيات كه امام صادق رحمت الله‌ عليه  عليه مي فرمايد: در باره جد بزرگوارش صديق رضي الله عنه نازل شده است، ‌و اين كاملا درست و بر حق است،‌ زيرا صديق رضي الله عنه از كساني است كه فعل شرط در آنان متحقق گرديده است كه ايشان نه تنها چيزي كه خداوند به انفاق آن امر فرموده داده است، بلكه علاوه برآن نيز نافله بسيار در راه خدا انفاق كرده است، زيرا ايشان از بزرگترين پرهيزگاران بود، و به تمام معني «‌صدق بالحسني»‌ را عنييت بخشيده است.
گر چه ظاهر سياق آيات مختص به ابوبكر صديق رضي الله عنه نيست بلكه هر كسي به آن عمل كند مشمول آيه كريمه قرار مي گيرد و صديق بحمدلله از آنان است،‌ و در نزد علماء همين تفسير معتبر است كه اگر بخواهند براي صفات مذكور در اين آيه موصوف تعيين كنند موصوف اول صديق اكبر است.
همچنانكه از عموم آيات بر مي آيد هر مؤمني مي تواند مشمول آيات كريمات قرار گيرد اما امام صادق عليه السلام شخص ابوبكر صديق را در اينجا تعيين فرموده است به قرينه آياتي كه به دنبال مي آيد،‌ و اين تعيين كاملاً درست است البته اختصاص به ايشان ندارد كه بقيه را شامل نشود، ‌كساني هم كه از علماء بطور كلي تعيين را نپذيرفته اند، ‌تعيين مشخص را رد كرده اند، ‌و نه تعيين مصداق يا اولين مصداقها را.
 به عبارت ديگر انحصار را نپذيرفته اند كه بگوييم فلان آيه (بويژه آيه هايي كه مي تواند عموميت داشته باشد)‌ انحصارا در باره فلاني است.در تفسير اين آيات،‌ احاديث صحيحي نيز در صحيحين آمده است كه امير المؤمنين علي رضي الله عنه فرمود: 
براي تشيع جنازه اي در بقيع غرقد بوديم كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم تشريف آوردند و نشستند ما نيز دور و بر حضرت نشستيم  سپس فرمودند:
 ‌‌ (ما منكم من أحد ما من نفس منفوسة‌ إلا كتب مكانها من الجنة‌ و النار و إلا كتب شقية‌ أو سعيدة)
‌ «هيچ احدي از شما نيست هيچ نفس كشنده اي نيست مگر اينكه جايگاهش در بهشت و دوزخ نوشته شده است، ‌و مگر اينكه نوشته شده است كه بدبخت است يا خوشبخت.
 «مردي گفت: اي رسول خدا! آيا به تقديري كه بر ايمان نوشته شده اكتفا نكنيم و عمل را فرو نگذاريم؟ ‌پس كسي كه از ما جزو اهل سعادت و خوشبختي باشد به سوي عمل اهل سعادت راه مي يابد، ‌و كسي كه از ما جزو اهل  شقاوت و بدبختي باشد به سوي عمل اهل شقاوت روي مي آورد.
رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند:
(‌اما اهل السعادة‌ فيسيرون لعمل السعادة‌ اما اهل الشقاوة‌ فيسيرون لعمل الشقاوة)‌
 سپس اين آيات كريمه را تلاوت فرمودند:
(‌فاما من أعطي و اتقي …. للعسري)‌.حافظ ابن كثير در تفسير اين آيه از چندين نفر از مفسرين نقل كرده كه گفته اند اين آيه در باره ابوبكر صديق رضي الله عنه نازل شده است،‌ حتي بعضي اجماع مفسرين را در اين باره نقل كرده ‌و گفته بدون شك ابوبكر هم در مفهوم اين آيه داخل است و هم شايسته ترين فرد امت است كه مي تواند مصداق اول عموم آيه كريمه قرار گيرد.
 زيرا لفظ آيات لفظ عموم است و صديق رضي الله عنه از همه امت پيشگام تر و در داشتن صفات مذكوره در آيات و ديگر صفات حميده از همه سابقه دار تراست زيرا ايشان صديق و پرهيزگار و خوش اخلاق و شجاع و سخاوتمند بود و در خرج كردن مالش در راه اطاعت الله و نصرت و ياري رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بسيار دست بازي داشت، ‌چقدر پولهاي بي شماري در راه كسب رضاي پروردگارش خرج كرد،‌ كسي نبود كه بر ايشان منت و احساني داشته باشد بلكه ايشان بود كه حتي بر سرداران و روساي قبايل احسان مي كرد.
 لذا به عروه ابن مسعود كه سردار قبيله ثقيف بود در روز صلح حديبه فرمود:
 ‌اعصص نطير اللات أنحن نفر عنه و ندعه؟ ‌قال لابي بكر: ‌لولا يدٌ لك عندي لم أجزك بها لاجبتك.
 روايت از بخاري است.همچنين در صحيحين آمده است كه رسول گرامي صلي الله عليه وآله سلم فرمودند:
 ‌كسي كه در عدد از يك نوع از چيزها در راه خدا انفاق كند از درهاي بهشت فراخوانده مي شود: ‌اي بنده خدا اين خيرات، ‌پس 