ن امر به موالات مومنين و نهي از موالات كفار اعم از يهود و منافقين و ديگران است، ‌مانند ابن ابي  و اين هنگامي بود كه عباده ابن صامت رضي الله عنه از يهود اعلان بيزاري كرد و گفت:
 أتولي الله و رسوله و الذين آمنوا.
 دوستي من با خدا و رسول و مومنان است لذا آيات كريمه ذيل نازل شد:
 (‌يا أيهاالذين آمنوا لا تتخذوا اليهود و النصاري أولياء )‌ تا (‌إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة‌ و يؤتون الزكاة‌ و هم راكعون).
اين مطلب همچنين از عبدالله بن سلام و غيره از صحابه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نيز روايت شده است.
 بنابراين مصداق اول آيه كساني هستند كه آيه در باره آنان نازل شده سپس بقيه صحابه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم كه به آن عمل كردند، ‌و سپس بقيه مومناني كه به آنان اقتداء‌ كردند ‌هيچ دليلي وجود ندارد كه آيه اختصاص به علي رضي الله عنه داشته باشد.‌ادعاي آقايان مبني بر صدقه علي در ركوع را ثعلبي بدون سند در تفسيرش ذكر كرده و معروف است كه ثعلبي روايات ضعيف و جعلي بسيار نقل مي كند.
 با اين وجود همين ثعلبي در ذيل اين آيه قول ديگري نيز نقل كرده كه آيه در باره ابوبكر صديق رضي الله عنه نارل شده است.
 ‌و از عبد الملك نقل مي كند كه از ابوجعفر (امام  باقر عليه السلام) در باره تفسير آيه پرسيدم فرمود: همه مؤمنان مرادند، (‌هم المؤمنون)‌ گفتم: بعضي مي گويند: ‌مقصود آيه علي ابن ابي طالب است، فرمود: علي نيز جزو‌ مؤمنان است.
شيخ الاسلام ابن تيميه در منهاج السنه‌ در چندين جاي از جمله 7/11-31 بانوزده دليل استدلال رافضه مبني بر اختصاص آيه مذكور به علي ابن ابي طالب را رد كرده است و در 2/30 با نه دليل، و در 3/404، با اين توضيح كه حتي خود سدي كه متهم نيز هست و داستان صدقه انگشتر در ركوع را نقل كرده اختصاصا آيه را به علي منحصر نكرده است بلكه علي رضي الله عنه را در ضمن عموم مؤمنان شمرده كه آيه كريمه شامل حالشان مي شود.
همچنين حديثي كه از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نقل كرده كه:
 (الحمد لله الذي جعلها في و في أهل بيتي) در هيچ كتاب حديثي نيافتم و بعيد نيست كه از طرف روافض جعل شده باشد، كه البته اين عادتشان است:  (‌و الشيء من معدنه لا يستغرب).اينكه امام صادق عليه السلام آيه مذكور را رها كرده و به آيه ديگري روي آوردند گويا از باب تنزل با خصم است كه از اساليب معروف مناظره است كه امروز بكار گرفته مي شود.
از پدر حضرت صادق امام باقر رضي الله عنه در اينجا جواب مفصل و باسندي در جواب اين مرد نقل شده است.
 امام ابن أبي حاتم رازي در تفسيرش با سند متصل از عبدالملك ابن ابي سليمان نقل مي كند كه گفت: از ابوجعفر محمد بن علي در باره  اين آيه پرسيدم فرمود:
(هم الذين آمنوا)‌ گفتم: درباره علي نازل شده فرمود: علي نيز از جمله مؤمنان است.
همچنين از سدي و ديگر تابعين نيز اين مطلب ثابت شده است ابن تيميه از تفسير ابن ابي حاتم ابن مطلب را در منهاج السنة‌ 7/15 نقل كرده است.اين كلمه در تمام نسخه ها به همين صورت آمده است،‌ و اين تعجب آور است،‌ زيرا نهاوند يكي از شهرهاي مهم ايران است،‌ و تا آن زمان هنوز ايران فتح نشده بود،‌ بلكه در زمان عمر فاروق رضي الله عنه فتح گرديد،‌ و اين امر در نزد تمام سيره نويسان مشهور است كه اولين لشكر جهاد عليه مرتدين را حضرت صديق خودش فرماندهي مي كرد،‌ بعدا حضرت خالد ابن وليد را فرمانده انتخاب كرد زماني كه طليحه أسدي از قبيله بني أسد در كنار چشمه معروف آنان نزديك حائل ادعاي نبوت كرد.با سلام و تحیات خالصانه خدمت تمامی خوانندگان عزیز و گرامی برادران و خواهران  دینی! خداوند متعال را شاکر و سپاسگذارم که اینک کتاب ارزشمند «مناظرۀ امام جعفر صادق با یک رافضی» را که سالها پیش ترجمه کرده بودم خدمت شما تقدیم می کنم.
 با عرض پوزش آنچه در پی خواهد آمد نوشتاری از مترجم است که برای مقدمه انتخاب کردم چون فعلا فرصت نوشتن مقدمه ای فراهم نشد در فرصت مناسب انشاالله مطالبی را که لازم باشد یاد داشت خواهم کرد اگر دوستان اشکالات و نواقص را یادآوری کنند ممنون خواهم شد.
 «كينه توزان و مريضان جهل و نفاق نمي توانند تحمل كنند و با كلمات زشت خود گويا مي توانند اوراق پاك تاريخ زرين آنان را لكه دار كنند! هيهات هيهات! و گويا دانسته يا ندانسته امروز هم مي خواهند با اين برخورد منفي و حركت متهورانه خود همانند جدشان ابولؤلؤ قلب پاك پيامبر وآل بيت اطهار و صحابه اخيارش صلوات الله وسلامه عليهم اجمعين را برنجانند! غافل از اينكه آنان به آرمان خود رسيدند و خوشنودي پروردگارشان را خريدند، خداوند از آنان راضي شد و آنان از خداوند راضي و خوشنود گردیدند، خوشا به سعادتشان.
شگفت: انگیز اینکه اینها مدعي اسلام ناب محمدي و پیروی از اهل بیت هستند كدام اهل بيت؟! و كدام اسلام ناب محمدي؟! اهل بيت پیامبر گرامی علیهم السلام كه نور چشم شان امام صادق است، چنين عقيده دارند، شما از كدام اهل بيت سخن مي گوئيد؟! منظور شما كيست؟! اسلام ناب شما به كدام محمد منسوب است؟!.
 اگر منظورتان خاتم پيامبران و رسولان حضرت محمد مصطفی صلی الله عليه وآله وسلم است؟ اگر منظورتان داماد ابوبكر صديق و عمر فاروق است؟ اگر منظورتان پدر دو تا همسر گرامی عثمان ذی النورين است؟! اگر منظورتان همان اسلامي است كه با شمشير و خون صحابه جانباز پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم به خارج از جزيره العرب رسيده و كاخهاي زر و زور و تزور را در همه جا درهم شكسته، پس ببخشيد اشتباه می کنید و راهی که شما در پیش گرفته اید به خرابستان است؟!.
 چرا به خلق الله دروغ ميگوئيد؟! چرا اسلام را دين كينه و جسارت و نفرين و منفي بافي و حقه بازي معرفي مي كنيد؟! از خدا بترسيد از قبر تاريك حذر كنيد، از وقوف در پيشگاه ذاتي كه به دروغ عدالت را جزو اصول دينش مي دانيد بترسيد، از دوزخ بترسيد، از پيامبر عزيز وگرامی صلي الله عليه وآله وسلم خجالت بكشيد، از اهل بيت حيا كنيد.
 تا به كي مي خواهيد جهاني را با دروغ سرگرم كنيد، تصور نمي كنيد كه همچنانكه دارد كم كم دروغها رو مي شود همه دروغهايتان روشود؟ حتي نزديك ترين افراد و مخلص ترين مريدهايتان در چشمانتان چشم بيندازند و بگويند چرا به ما دروغ گفتيد؟! همانهايي كه شما را تأمين ميكنند، هزينه چاپ و نشر دروغهايتان را ميپردازند؟ هزينه تمام دروغ پردازيهايتان را ميپردازند!.
 تصور نميكنيد روزي در داخل منزلتان و داخل دفترتان، بغل دستتان در ماشين، داخل مسجد و حسينيه سركلاس و حتي در خيابان به شما بگويند چه لزومي داشت كه به ما دروغ بگوئيد؟!.
 چرا با سرنوشت ما بازي كرديد اين معامله، معاملة آخرت است شوخي نيست، كار شركت و كارخانه اي نيست كه اگر فسادش آشكار شد حد اكثر يك ضرر مالي باشد. خير، بعد از مردن ديگر بازگشتی نيست، اينجا اگر پولهاي شما قلابي در آمد ميتوانيد تحمل كنيد اما تصور كنيد كه ايمان و اسلام ناب و ادعاهاي گزاف شما آنجا قلابي درآيد!.
 آنجا بگوئيد كه م