ول آمده پس اولي الأمر حتماً بايد معصوم باشند، در اينصورت ديگر نمي‌توانيم اولي الأمر را شامل غير معصوم هم بدانيم.
غرويان: نه، بنده اين استدلال را تمام نمي‌دانم. در اين آيه اطاعت از اولي الأمر در طول اطاعت از خدا و رسول بيان شده نه در رديف آنها. و اگر اولي الأمر در طول قرار داديد مي‌توانيد آن را شامل غير معصوم يعني ولي فقيه هم بدانيد.
نيكويي: سومين اشكالي كه بر ادلة نقلي وارد است اين‌است كه ما براي فهم دقيق و درست آيات و روايات، بايد به قرائن حاليه و مقاليه رجوع كنيم و به عبارت بهتر بايد زمينه نزول آيه و يا صدور روايت را بشناسيم. اما شايد ما بطور قطع و يقين نتوانيم به شناخت كامل زمينه نزول آيه و يا صدور روايت و حوادث پيراموني اين آيات و روايات نايل شويم - زيرا براي اينكار بايد به اسناد و مدارك تاريخي رجوع كنيم و اين اسناد ممكن است ناقص و يك طرفه و يا دروغ و جعلي باشند – و لذا نتوانيم معناي دقيق آيه و يا روايات را بطور قطع و يقين به دست آوريم. آيا اين واقعيت، ادلة نقلي را از اعتبار نمي‌اندازد و ظني نمي‌كند؟
غرويان: اين قطع و يقين، قطع و يقين نسبي است. يعني ما تاريخ و اقوال و آراء مختلف در اين زمينه را مطالعه مي‌كنيم و در نهايت به يك جمع بندي مي‌رسيم و مي‌گوييم اين بهترين جمع بندي است. بله، ما در آن زمان نبوده‌ايم و در فضاي آن آيات و روايات حضور نداشتيم. اما براساس نقليات، سعي مي‌كنيم خود را به فضا ببريم و بعد بهترين جمع بندي را بكنيم. بيش از اين هم در توان ما نيست. اين را اعتراف مي‌كنيم. به عبارت ديگر قطع و يقين ما نسبي است. يعني بهترين تفسيري كه مي‌توان از اسناد و مدارك تاريخي كرد مورد نظر ماست. ما قائل به «تخطئه» هستيم و نه «تصويب». بخشي از احكام ما احكام ظاهري است و نه احكام واقعي. اين بحث در علم و اصول بطور مبسوط آمده است.
نيكويي: از اينكه وقت گرانبهايتان را در اختيار اين حقير قرار داديد متشكرم.

والسلام.
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:28.txt">پاسخ آیت الله جعفر سبحانی به معمای غیبت امام زمان </a><a class="folder" href="w:html:29.htm:false:true">پاسخ به نامه آیت الله جعفر سبحانی</a><a class="text" href="w:text:32.txt">نامه به حجت السلام غرویان </a><a class="text" href="w:text:33.txt">نامه به آیت الله العظمی مکارم شیرازی</a></body></html>در اوایل سال 1378 نامه‌ای به آیت ا... سبحانی (از اساتید بزرگ حوزة علمیه قم) دادم و سؤال کردم که: «با توجه به ادلة ضرورت وجود امامان معصوم بعد از پیامبرص، غیبت امام زمان چگونه توجیه می‌شود؟» پاسخ ایشان به قرار ذیل بود:
با تقدیم سلام به شما پرسشگر عزیز جهت روشن شدن مطالب، سؤال فوق را به دو پرسش زیر بیان نموده و سپس هر کدام را جداگانه پاسخ می‌دهیم:
1. علل غیبت امام زمان (عج) چه چیزهایی می‌تواند باشد؟
•	پاسخ:
علت و فلسفه واقعی غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف یکی از رازهای الهی است، جز خداوند و پیشوایان معصوم ع کسی نسبت به آن اطلاع کافی و کامل ندارد. با این حال طبق بیان معصومین ع راز اصلی غیبت آن حضرت عبارت است از :
1-1. فراهم نبودن شرایط ظهور، برای تحقق بخشیدن به آرمانی بزرگ (گسترش عدل و قسط جهانی و به اهتزاز در آوردن پرچم توحید در تمام کره خاکی). این آرمان بزرگ نیاز به گذشت زمان و شکوفایی عقل و دانش بشر و آمادگی روحی بشریت دارد، تا جهان به استقبال آن امام عدل و آزادی رود. طبیعی است اگر آن حضرت پیش از فراهم شدن مقدمات در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتی مانند دیگر امامان (شهادت) یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ دیده از جهان بر خواهد بست.
2-1. محفوظ ماندن از شرّ جبّاران و ستمگران است.
3-1. در بعضی از روایات حکمتهای دیگری از جمله آزمایش مردم و اندازه پایبندی و پایداری آنان به دین ولایت بیان شده است. غیبت آن حضرت سبب می‌شود تا نفاق پنهان عدّه‌ای آشکار شود، ایمان حقیقی محبّان و شیعیان واقعی امام (عج) از افراد ناخالص و سست ایمان جدا و پاک شود و در یک جمله مؤمن از منافق معلوم گردد.
2. چه علتی داردکه بعد از رحلت پیامبر سلسله‌وار امامانی جهت حفظ شریعت و امامت جامعه اسلامی معرفی می‌شوند اما در این زمانهای بحرانی که بیشتر نیازمند به امامت معصوم می‌باشد امام زمان (عج) از نظرها مخفی می‌شود. چرا از دیده پنهان، و چگونه از وجود او بهره‌مند شویم؟
● پاسخ:
نخست باید توجه نمود که غیبت امام به این معنی نیست که او در جهان دیگری جز این جهان زندگی می‌کند و یا وجود جسمانی او به وجود ناپیدایی مانند امواج دریا تبدیل گردیده است، بلکه معنی غیبت امام – عجل الله تعالی فرجه الشریف – این است که او در میان مردم زندگی می‌کند و مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند و از یک زندگی طبیعی برخوردار است.
ثانیاً طبق بیان امام علی بن ابی‌طالب ع در نهج البلاغه خدا دو نوع حجت دارد یکی حاضر و آشکار و دیگری غایب و ناپیدا، آنجا که می‌فرماید: «خدایا روی زمین هیچگاه از حجتهای تو خالی نمی‌ماند، حجتهایی که گاهی حاضر و آشکار و گاهی ام از بیم مردم پنهان هستند تا دلایل آیین الهی محو و نابود نشود.» این بیان می‌رساند که رهبران الهی در پنهان و آشکار وظیفه سنگین رهبری را انجام می‌دهند. و در همه حال در راهنمایی مردم می‌کوشند. و قرآن مجید ما را به مقام والای ولایت و شئون و نحوه هدایت‌های اولیاء رهبری نموده و به روشنی ثابت نموده که ممکن است یکی از مردان الهی در عین اینکه از نظر غایب و پنهان باشد به امر هدایت و ارشاد بپردازد. 
ثالثاً گروهی از اولیاء الهی اگر چه از نظرها غایب بودند، با این حال جامعه را هدایت می‌کردند و یا اینکه به صورت استتار با پوشش خاصی به سازندگی افراد اشتغال داشتند، و با اینکه نبی و ولی بودند ولی منتظر آن بودند که فرمان حق برسد سپس انجام وظیفه کنند. برخی از افراد این گروه عبارتند از: 
الف) معلم حضرت موسی ع که در اخبار به نام «خضر» معرفی شده است. این ولی زمان به صورت ناشناس زندگی می‌کرد، او علم وسیع و روح قوی و نیرومندی داشت. به تصریح قرآن، حضرت موسی ع با او آشنا شده از علم او بهره‌مند می‌شد، و اگر خدا او را معرفی نمی‌کرد کسی با او آشنا نمی‌شد، او با اینکه از دیدگان پنهان بود، هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشت. و روی ولایت و اختیاراتی که از جانب خدا به او داده شده بوده، در اموال و نفوس تصرف می‌کرد و اوضاع را طبق مصالحی رهبری می‌نمود. این جریان در قرآن کریم سورة کهف آیه 65 تا 82 بطور مفصل آمده است. 
ب) حضرت موسی ع، چهل روز از دیدگان پنهان و غایب بود. اگر امام و پیشوا پیوسته باید در دل اجتماع باشد و غیبت امام با مقام هدایت و سودبخشی او منافات دارد، درباره حضرت موسی ع چه باید گفت با اینکه می‌دانیم در نبود او بنی‌ اسرائیل به گوساله‌پرستی روی آوردند؟ آیا این پیامبر الهی که طبق تصریح قرآن چهل روز تمام از بنی اسرائیل دوری گزید (سوره بقره: 51 و سوره اعراف: 142) در این مدت رهبر بود یا نه؟ امام بو