عیت بهتری ندارد، زیرا او بر رازی دروغ نموده است و استدلال و سخن حمص را به وی نسبت داده است، و ما به شیعه می‌گوئیم آیا این [عبدالحسین دروغگو / م] پیشوای شماست، آیا این متقلب و حقه باز نزد شما پیشوا و آيتي از آیات عظام است؟ و گر چنین است ننگ و خواری بر چنین مذهبی و گرنه از عبدالحسین و افعال او تبرئه جوئید. 
------------------------------------------------------------------------------
1) متن عربی.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:125.txt">مراجعه (51): س</a><a class="text" href="w:text:126.txt">مراجعه (52): ش</a><a class="text" href="w:text:127.txt">مراجعه (53): س</a><a class="text" href="w:text:128.txt">مراجعه (54): ش</a><a class="text" href="w:text:129.txt">مراجعه (55): س</a></body></html>مراجعه (51): س: 
شیخ الازهر از فضائل خلفای سه گانه‌ی راشدین اعتراض نموده است.مراجعه (52): ش: 
1-	ادعای باور به فضائل سابقین مهاجر و انصار 
2-	عدم رضایت به مقابله به مثل 
3-	تصور عدم دلالت آن نصوص بر خلافت و عدم استناد کسی به آنها
 
پاسخ بر مراجعه (52): 
1-	تکذیب او – با ادله و برهان – در ادعایش به ایمان و باور به فضایل سابقین مهاجر و انصار. 
2-	عدم رضایت او (عبدالحسین) به معارضه‌ی فضایل صحابه از موضوع این کتاب [مراجعات] خارج است. 
3-	تکذیب او [عبدالحسین] در عدم دلالت آن نصوص بر خلافت خلفای سه گانه و عدم استناد کسی به آنها. 
و در صدر این مراجعه به ایمان خود در فضایل همه‌ی سابقین مهاجر و انصار تصریح می‌نماید و می‌گوید: (و فضایل‌شان قابل شمارش نیست و آنچه در آیات و قرآن و صحاح سنت در موردشان وارد شده است آنها را حکایت می‌نماید) و با اقرار به فضایل همه‌ی صحابیان و او را در این ادعایی تکذیب می‌نمائیم - و این تقیه‌ای است که با آن نفرت صالحین را از خویش دور می‌نماید. 
و تکذیب ما برای وی در این زمینه نیازمند استدلال و برهان نیست زیرا مذهب رافضیان از جمله همین عبدالحسین در کینه و نفرت صحابه رسول خدا و همسران او [امهات المؤمنین] و نفرین و دشنام تبرّی از آنان به تواتر رسیده است، و هر که اندکی با آنان معاشرت نماید به این تأثیرات و نفرین‌های یهودی‌گری در میانشان آگاهی می‌یابد. چه برسد به کسی که در مذهبشان تحقیق نماید، و ما شواهدی در سخنان این حقه باز دجال [صفت] در همین کتاب [المراجعات] می‌یابیم که بر شدت بغض صحابة کرام از جمله ابوبکر، عمر، عثمان دلالت می‌نماید. 
و اگر در پی این نمی‌بود که با نوشتن این مراجعات فتنه و پلیدی مورد نظر خود را میان اهل سنت القا ‌نماید، صراحتاً به دشنام و بلکه به کفر صحابه می‌پرداخت از جمله [شواهد] می‌توان به (مراجعه 74-96) مراجعه نمود بلکه مراجعه‌های بعد از آن هم گاهی پنهان و یا آشکارا ام المؤمنین عائشه – رضی الله عنها – و سایر صحابه و خاصتاً خلفای سه گانه را مورد سرزنش قرار می‌دهند، که در جاهای مختلفی به ذکر آن پرداخته است، از جمله در حاشیه (10) صفحه (52) از مراجعات از ابن حجر نقل می‌نماید که: (چگونه برادر و ولی پیامبر در خلافت و جانشینی به تأخیر افتاد و حال غیر او کار وی را انجام نمی‌دهد، و پسران قورباغه بر او مقدم شدند) و همین طور به کلام خود پایان می‌دهد که بیانگر نفرت و کینه از این بزرگان است و در پایان سخن خود چنانچه ابوبکر، عمر و عثمان را مد نظر نداشته باشد هدف وی خارج و دور از صحابه نیست. 
و اگر هر چیز دیگر فراموش گردد نکوهش و ایرادگیری از صحابی بزرگوار ابو هریره را فراموش نمی‌کنیم که او حافظ سنت رسول خدا است که همه‌ی رافضیان بدون استثناء با طعن در کسانی که خداوند آنها را نزد مؤمنین محبوب ساخته سنت پیامبر را ضایع نموده‌اند در صحیح مسلم (4/1939) از پیامبر روایت شده است که برای ابو هریره دعا کرد و فرمود: خدایا بنده‌ات ابو هریره و مادرش را نزد ایمانداران محبوب گردان و مؤمنین را نزد آنان محبوب گردان و ابو هریره می‌گوید: خداوند مؤمنی را خلق نکرده است دربارة من شنیده و یا دیده باشد مگر اینکه مرا دوست می‌دارد. و امام احمد نیز [در مسند] (2/320) آن را روایت نموده است و حتی حاکم در (المستدرک) (2/621) علیرغم گرایشش به مذهب تشيع - و عبدالحسین هم بسیار به وی ارجاع می‌دهد - روایت مذکور را ذکر کرده است، ولی اینجا جای پاسخ کتاب عبدالحسین نیست و امیدواریم خداوند فرصت پیش آورد تا بتوانیم به رد آن بپردازیم و باطل و دروغ‌های آن را که از آنچه در کتاب او است محکوم و برملا سازیم و هدف در اینجا اشاره به ادعای دروغین وی در ایمان به فضائل صحابه می‌باشد و چنین ایمانی همچون ایمان کسانی است که خداوند آنان را توصیف می‌نماید: [وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ] {البقرة:14} و می‌توان عبدالحسین را تصور کرد که چون کتابش را به پایان رسانده نزد رافضیان در عراق یا لبنان و یا در ایران رفت و در مورد ستایشی که در کتاب خویش از صحابه کرده بود مورد سؤال قرار گرفت، و گفت: [إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ] {البقرة:14}  و خداوند بر آنان پاسخ داده و می‌فرماید: [اللهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ] {البقرة:15}  و خداوند در آغاز آیات آنان را چنین وصف نموده است زیرا آنان [فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ] {البقرة:10}  و از جملة کسانی‌اند که گفته‌اند: [آَمَنَّا بِاللهِ وَبِاليَوْمِ الآَخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ] {البقرة:8} و چون این آیه در ایمانشان را با آیة [مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ] {الفتح:29}  در وصف اصحاب محمد(ص) جمع نمائیم خداوند درباره‌شان می‌فرماید: [لِيَغِيظَ بِهِمُ الكُفَّارَ] {الفتح:29}  و چون دو آیه مذکور در کنار روایت ابو هریره در حدیث سابق «اللهم حبب عبیدک هذا و امه الی عبادک المؤمنین»(1)  قرار دهیم و سپس وضعیت این رافضیان را با صحابه به طور کلی و با ابو هریره به طور خاص مورد نظر قرار دهیم. و بدون تصریح و تنها با اشاره می‌توانیم حدیث مفصل بخوانیم. 
در مقدمه کتاب خود نصوصی از کتاب‌های – منابع - آنان که دین و مذهب خود را بر آن بر پا می‌دارند ذکر کردیم که بیانگر شدت نفرت آنان از صحابه و دشنام و نفرین و بلکه تکفیرشان بود که با ادعای عبدالحسین (در ذکر فضایل صحابه) در تضاد است. 
و هر انسان صاحب خردی می‌داند که برای بررسی و تحقیق درباره اعتقاد و باورهای هر مذهب و گروه می‌بایست به کتاب‌های اصول و منابع مورد اعتماد آنان مراجعه کرد و ما دربارة شیعه چنین کرده‌ایم، در سیر مطالعات خود منابع آنان همچون - (الکافی) – الخصال، الاحتجاج و ... را مطالعه نموده‌ایم که همگی به دشنام صحابه و همسران پیامبر و نفرین و تکفیر آنان امر می‌نمایند و اگر مصلحت دیدند از تقیه استفاده می‌نمایند و مصلحتی برتر از فتنه‌انگیزی میان اهل سنت ندارند و سخنان عبدالحسین هم براساس منابع و اصول شیعه است و ذره‌ای با آن تفاوت ندارد، و آنان از قا