به حقی جز خداوند نیست) که عبدالحسین رافضی آن را از (کنز العمال) (32969) نقل نموده و طبق معمول «و هم یشهدون ان لا اله الا الله» را از آن حذف نموده که در آن اقرار به ایمان کسانی است گرچه تجاوزگر بوده باشد که با علی جنگیده‌اند، اما رافضیان از این سخن خوشنود نیستند لذا امامشان بر حذف و قطع آن اقدام نموده است. 
و حدیث ابو رافع(رض): که پیامبر(ص) فرمود: ای ابو رافع بعد از من قومی با علی می‌جنگد: جهاد و مبارزه با آنان حق است و هر آنکه نتوانست با دست خود با آنان بجنگد پس با زبانش با آنان مبارزه نماید، و هر آنکه نتوانست با زبان هم مبارزه نماید با قلب خود [و نفرت از آنان] با آنان جهاد نماید، و جز این مراحل او را راهی دیگر نیست) طبرانی در (الکبیر) (955) آن را با اسناد واهی روایت نموده است که در آن محمد بن عبیدالله بن ابو رافع است و او ضعیف است، و بخاری می‌گوید: او منکر الحدیث است، و ابو حاتم: وی ضعیف الحدیث و بسیار منکر الحدیث است، و دارقطنی روایت از او را متروک نموده است و در آن یحیی بن حسن بن فرات است، و او ناشناخته است، هیثمی به علت وجود او در روایت آن را معلل به شمار آورده است و در اسناد آن محمد بن عثمان بن ابو شیبه هم وجود دارد او جای سخن و محل انتقاد است. آخرین حدیث در میان احادیث در این بخش تنها حدیث اخضر انصاری – یا ابن ابی اخضر – است که می‌گوید: پیامبر(ص) فرمود: «انا اقاتل علی تنزیل القرآن، و علی یقاتل علی تأویله» ابن سکن آن را روایت نموده است – (الکنز) (32968) و (الاصابه (1/25) – و این حدیث از نظر مفهوم همچون حدیث ابو سعید است که با شماره (39) ذکر گردید، و عبدالحسین خود زحمت تخریج و تحقیق آن را به عهده گرفته است، زیرا اسناد آن را - که از طریق حارث بن حصیره از جابر جعفی از محمد باقر از پدرش علی بن حسین زید العابدین از اخضر است – نقل نموده است و حارث بن حصیره خود به تنهایی قابل احتجاج نیست و حافظ در (التقریب): (او فردی صادق و در روایت اشتباه می‌نماید). و شرح حال وی در ضمن راویان صد گانه (با شماره 18) ذکر گردید. 
و دارقطنی نیز این روایت را در (الافراد) از طریق حسین یعنی طریق جابر – که عبدالحسین در حاشیه (42/196-197) به آن اقرار نموده است – روایت نموده است. و عبدالحسین در حاشیه مذکور به ضعف و سقوط این حدیث از استدلال که خود نقل نموده اعتراف نموده، پس چگونه در اینجا به آن احتجاج نموده است؟!
40- حدیث معاذ بن جبل(رض) پیامبر(ص) فرمود: (ای علی من با نبوت با شما مبارزه [رقابت] می‌کنم و حال بعد از من نبی نیست). و مردم با هفت [چیز] با شما رقابت و خصومت می‌ورزند و فردی از قریش در آن با شما مبارزه و احتجاج نمی‌نماید، شما اولین فردی از آنان می‌باشی که به خداوند ایمان آورده‌ای و شما با وفاترین آنان نسبت به پیمان خداوند می‌باشی، و استوارترین آنان در اجرای امر خداوند، و مهربانترین مردم در برابر رعیت می‌باشی، و عادلترین مردم در مقابل رعیت، و بصیرترین مردم در قضاوت، و عظیم‌ترین مردم از لحاظ منزلت نزد خداوند می‌باشید. و حدیث ابو سعید خدری(رض) که پیامبر(ص) به علی فرمود: و به میان شانه‌هایش زد – (ای علی شما دارای خصال هفتگانه‌ای می‌باشی و کسی در روز قیامت به پای شما نمی‌رسد، شما اولین مؤمن به خداوند می‌باشی ... و ابو نعیم هر دو حدیث را در (الحلیه) (1/65-66) روایت نموده است، و هر دو حدیث موضوع و مکذوب می‌باشند ابن جوزی آنها [یا یکی از آنها] را در (الموضوعات) (1/343) ذکر نموده است. و سیوطی و ابن عراق کنانی نیز هر کدام آن را در (اللآلیء المصنوعه) (1/323)، و (التنزیه الشریعه) (1/352) ذکر نموده‌اند، و علت [ضعف] سه حدیث اول: اینکه از روایت خلف بن خالد عبدی بصری از بشر بن ابراهیم انصاری است، و خلف شناخته شده نیست و دارقطنی او را به وضع حدیث متهم می‌نماید – نگا: المیزان (1/659) – و ذهبی حدیث مذکور او را نقل نموده و می‌گوید: این خبر دروغین است، و شیخ او بشر نیز کذاب و حدیث وضع می‌نماید و ذهبی در شرح حال او در (المیزان) این روایت را از مصائب او به شمار آورده است. 
و اما حدیث دوم از ابو سعید، در اسناد آن عصمت بن محمد وجود دارد و او همچون بشر بن ابراهیم مذکور است که ابن معین درباره‌ی وی گفته است: او دروغگو و حدیث وضع می‌نماید آنچه [ذکر شد وضعیت کالا و [تحفه‌ی] عبدالحسین حقه‌باز و دجال صفت است. و به ذکر چهل نص پرداخته و با تصور اینکه علی بعد از رسول خدا(ص) دومین این امت است(3) . و گویا او بعد از پیامبر رهبری امت را به عهده دارد و خداوند در راستای سخن او و امثال او چه زیبا می‌فرماید: [كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ] {الأنعام:108} » و از مجموع چهل نصی که در این زمینه ذکر نموده حدود بیست و چهار نص آن موضوع و دروغین بود، که ذکر آنها جز برای تبیین کذب روا نیست، و حدود چهار نص از آنها نیز ضعیف و بی‌اعتبار و نمی‌توان به آنها احتجاج نمود. و سایر نصوص دیگر صحیح بوده اما فضایل آنها خاص تنها علی نبوده است و سایر صحابه و بلکه بیشتر از علی در آن سهیم و شریک می‌باشند که به طور مفصل به ذکر آنها پرداختیم. 
«والحمدلله رب العالمین» 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث صحیح مسلم آن را در مقدمه صحیح خود (1/9) از شمره بن جندب و مغیره بن شعبه روایت نموده است. 
2) با لفظ : «علی منی وانا من علی و لا یقضی دینی الا انا او علی». 
3) و حال خداوند در قرآن کریم دومین امت را با (ثانی اثنین) معین نموده است. مترجم مؤلّف آن یکی از علمای متقدم آنها به نام ابی‌عمرو محمدبن عبدالعزیز کشی است.
وی که در قرن چهارم هجری می‌زیست کتابش را در زمینة رجال‌شناسی نوشت. دربارة وی گفته‌اند: در مورد نقل اخبار و رجال آن قدر گفتة او موثق است که گویی با تمام این رویدادها و اتفاقات و تمام رجال سیر تاریخی داشته است. کثیرالعلم، حسن‌الاعتقاد و مستقیم المذهب بوده است. و در مورد کتابش می‌گویند ـ همانطور که در مقدمة کتابش نیز آمده است ـ مهمترین کتاب‌های نوشته شده در زمینة رجال‌شناسی چهار کتاب بوده و آنها تنها مراجع و منابع موثّق هستند. این چهار کتاب به مثابة اصول اربعة این شاخه می‌باشند، مهمترین و مقدم‌ترین آنها کتاب (معرفه‌الناقلین عن الأئمه الصادقین) می‌باشد که معروف به (رجال‌ الکشی) است.
این مقام و منزلت مؤلف نزد شیعیان و همچنین کتاب وی بود. کتابی که در آن انواع فحاشی‌ها و زشتی‌ها در مورد عموم صحابه بالأخص دو یار پیامبر ـ ابوبکر و عمر ـ به کار رفته است. و با این وجود از ما می‌خواهند در مورد این کتاب منصفانه قضاوت کنیم!!! چه قضاوت منصفانه‌ای در حالیکه وی در (ص 12-13) از ابی‌جعفر روایت می‌کند که می‌گوید: «همة مردم بعد از درگذشت پیامبر ص به اهل رده پیوستند، مگر سه نفر، گفتم: آن سه نفر چه کسانی هستند؟ فرمود: مقدادبن اسود، ابوذر غفاری، و سلمان فارسی)، و باز در (ص 13) از ابی‌جعفر روایت می‌کند که: «مهاجرین و انصار برگشتند مگر سه نفر ـ و با دستش اشاره نمود ـ و باز در (ص