 استنتاج و احتجاجاتشان را آن قدر گسترش می‌دهند تا به نتایجی ـ نظیر آنچه که موسوی بدست آورده ـ می‌رسند، و زنان پیامبر را ـ همانا اهل بیت ـ افضل و برترین امت اسلام قلمداد می‌نمایند، و این همان چیزی است که موسوی از آن وحشت دارد و به هیچ وجه نمی‌پذیرد. اما متأسفانه به واسطة جهل و عدم دقت‌نظر در استدلالات خویش به چنین ورطه‌ای افتاده است. اما قول اصّح و برتر در مورد اهل بیت همان قول نخست است، چون احادیث موثّقی که دالّ بر اثبات همین قول است وجود دارد. از جمله حدیث صحابی جلیل‌القدر زیدبن ارقم(رض) راوی حدیث غدیر خم، در همان حدیث در برابر این پرسش حصین بن سبره که: اهل بیت پیامبر(ص) چه کسانی هستند؟ و آیا زنان پیامبر هم جزو اهل بیت وی هستند؟ فرمودند: «بله به تحقیق، ازواج پیامبر(ص) هم جزو اهل بیت وی هستند. و اما اهل بیت پیامبر کسانی می‌باشند که زکات و صدقه برای آنها تحریم شده است». حصین گفت: آنها چه کسانی می‌باشند؟ زید فرمود: «آنها آل علی، آل عقیل، آل جعفر و آل عباس هستند» گفت: آیا زکات و صدقه بر تمامی آنها حرام است؟ فرمودند (بله) ـ (صحیح مسلم) (4/1873) ـ و مجموع آنها اهل بیت پیامبر را شکل می‌دهند، آنهایی که صلوات برایشان در نماز داده می‌شود، به علاوة زنان پیامبر(ص) آنهایی که نام مبارکشان در برخی از احادیث ذکر شده است، ـ آنهایی که در احادیث ذکرشان آمده است برتر و اولی‌تر از آنانی هستند که ذکرشان نیامده است ـ.
و اما اگر آنچه که موسوی به آن پرداخته، و نتایجی را که استخراج نموده است، صحیح می‌بود، لزوماً باید حکم او در مورد اهل بیت بر تمام مصادیق آن صدق می‌کرد. یعنی: حکم وی هم شامل ازواج پیامبر می‌بود و هم شامل آل عباس و آل جعفر و آل عقیل و آل علی. این چیزی است که موسوی حتی توان فکر کردن در مورد آن را هم ندارد. و ما در اینجا با استفاده از دلایل و سخنان خود وی، تمام احکام او را باطل گردانده و نشان خواهیم داد که راه غلطی را در پیش گرفته است.
و نیز من باب عدل و امانت، به حدیث دیگری هم در این زمینه خواهیم پرداخت. خیلی وقت‌ها اهل تشیع برای اینکه توهمات خویش را ثابت کنند، و اهل بیت پیامبر(ص) را محصور و محدود به اهل بیت علی(رض) بنمایند، به حدیث مشهور (کساء) احتجاج می‌ورزند، و آن حدیث هم از قول پیامبر(ص) در صحیح مسلم روایت شده است، که فرموده‌اند «اللهم انّ هؤلاء أهل بیتی» اشاره به همان کسانی که زیر عباء قرار گرفتند. در جواب آنان باید گفت: این حدیث هم چیزی همانند حدیث قبلی است که در آن تنها صلوات بر پیامبر و ازواج مطهرش نقل شده بود، و آنهایی که معتقد هستند آل نبی تنها ازواج و ذریّة پیامبر است بر همان حدیث اتکا و احتجاج می‌ورزند، و درجة صحت این حدیث هم به موازات حدیث (کساء) است که دقیقاً اهل بیت را مختصّ زنان و ذریّه پیامبر دانسته است، و هر دو حدیث من باب تعیین ذکر جزیی از یک کلیّت هستند. اما قول اصّح و برتر، رسیدن به همان لفظ اعمّ و اشمل در میان احادیث مربوطه است.
و بر علیه آنهایی که به حدیث (کساء) احتجاج می‌کنند، که گویا اهل بیت پیامبر(ص) همان اهل بیت علی است، کافی است که ما نیز با همان حدیثی که تنها ازواج و ذریّه پیامبر را اهل بیت می‌داند معارضه نماییم. ما نیز معتقد به آنچه هستیم که آنها در مورد حدیث کساء بیان می‌دارند، و در مورد آن ـ الحمدلله ـ مشکلی نداریم، آن را صحیح می‌شماریم و روایت آن را از پیامبر(ص) ثابت نموده‌ایم.
و اما امام شوکانی در ردّ آنهایی که در رابطه با معنی (آل) احتجاج به حدیث کساء می‌کنند گفتار مهمی را در کتاب (نیل الأوطار) (2/327-328) بیان داشته است. می‌فرماید: «... و اما گفته می‌شود که اگر این ترکیب به اعتبار مقام و منزلت و ... دالّ بر حصر بود، پس نهایت امر در این حدیث خارج داشتن غیر آنان ـ افراد زیر عباء ـ از دایرة اهل بیت است. اما در جاهای دیگر احادیث صحیح دیگری هم وجود دارد که دالّ بر اینست که اهل بیت گسترده‌تر از اهل کساء هستند، چنانکه در مورد بنی‌هاشم و برخی از زنان پیامبر که اسمشان در احادیث مذکور است وارد شده است.
اقتصار نمودن پیامبر(ص) بر تعیین برخی از آنان به هنگام نزول آیه هرگز منافی آن نیست که بعداً آنان را زیاد نموده باشد. چون اقتصار نمودن خیلی وقت‌ها نشانة مزیّت عدّه‌ای بر سایرین است. و یا این کار پیش از آن بوده که پیامبر آگاهی یابد که اهل بیت وی گسترده‌تر از همان افراد معیّن است. باز گفته می‌شود که اگر این صیغه مقتضی حصر است پس چه دلیلی وجود دارد در مورد داخل نمودن ذریة اهل کساء در دایرة اهل بیت، چون مفهوم حصر آنها را هم بیرون می‌اندازد.
در این رابطه نیز می‌توان به آنچه که امام ابن القیم در «جلاء الأفهام فی الصلاة و السّلام علی خیر الأنام» در معنی اهل بیت فرموده‌اند رجوع کرد.
نکتة پنجم: در واقع اختصاص ذکر اهل بیت در نماز دلیل بر افضلیّت آنها نیست، بلکه دلیل بر فضل آنهاست، و اگر این آیه را دلیل بر افضلیت آنها قرار بدهیم، مقصود اعیان و افراد آن نیست، بلکه مقصود عموم اهل بیت است، زیرا خداوند متعال نبوّت و رسالت را ویژة آنها قرار داده است. و بعلاوه لفظ صلوات بر پیامبر و اهل بیت وی همانند صلوات بر ابراهیم و آل بیت وی است، آیا کسی می‌تواند ادعا ورزد که ابراهیم و اهل بیت وی برتر از محمد(ص) و اهل بیت مبارکش است؟ با این استدلال که در قضیة تشبیه همیشه (مشبه به) افضل و برتر از (مشبه) است؟ و این چیزی است که هم موسوی و هم غیر موسوی آن را قبول ندارند، اما تمام استدلال‌هایشان در همین راستا است. و اگر آنچه را که موسوی در باب افضلیت اهل بیت آورده صحیح باشد لابد برای عموم اهل بیت است. حتی ولو اینکه تک‌تک آن افراد هم باشد. پس بر موسوی لازم می‌آید که عموم اهل بیت را در مقولة افضلیت آنها قبول داشته باشد، آنهایی را که قبلاً مذکور داشتیم، که هم شامل ازواج پیامبر بود و هم شامل آل علی و آل عباس و آل جعفر و آل عقیل.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:29.txt">مراجعة (11): س</a><a class="text" href="w:text:30.txt">مراجعه (12): ش</a></body></html>مراجعة (11): س:
1-	موافقت شیخ‌الأزهر باوی به همراه تعجبی که به شیخ دست می‌دهد (به گمان موسوی).
2-	درخواست شیخ‌الأزهر به دلایلی از قرآن کریم.پاسخ های کوبنده به کتاب مراجعات

ترجمه کتاب:
« الحجج الدامغات لنقض كتاب المراجعات »
 
تألیف:
ابومریم بن محمد اعظمی

دو جلدمراجعات (12): ش:
احتجاج نمودن به آیاتی از قرآن کریم برای اثبات افضلیت اهل بیت بر غیر آنها. 

ردیّه بر مراجعات (12):
نقض تمام استدلال‌های وی با استفاده از همان آیات، سپس بیان معانی صحیح آیات منقوله، و در آخر آشکار نمودن نیرنگ و دروغ‌پردازی و حیله‌گری‌هایی که در کلام وی آمده است.
در این قسمت از مراجعات آیاتی را از قرآن وارد نموده است با این پندار که آن آیات دالّ بر خواسته‌ها و وهمیّات وی هستند. و ما نیز با استعانت از خداوند متعال ردیّة مفصلی را بر آن می‌نگاریم:
می‌گوید: «آیا همچون این آیات روشنی که د