م، ولی چنین کاری نمی‌کنیم زیرا همچنان که گفتیم سودی در احتجاج و استدلال ندارد. 
و به نظر من سخن و عمل عبدالحسین در این مراجعه همچون عمل نصرانی می‌‌ماند که به اقوال هم‌کیشان خود و آنچه به مسیح انتساب داد‌ه‌اند احتجاج می‌نماید که در آن قول به کفریاتشان معلوم است و سپس ادعا می‌نماید که این مسأله قدیمی و گذشتگان بر آن بوده و بر آن هم رفته‌اند و حال به آن اقرار می‌نمایند. 
و هدفمان در این تمثیل این است كه طبیعت استدلال را تشبیه نمائیم نه اینکه تمام شیعه را همچون نصاری به شمار آوریم و اینگونه سخن روا نیست و خداوند به راه راست هدایت می‌نماید.مراجعه (109) س: 
- درخواست شیخ الازهر برای کشف اسانید شیعه به اهل بیت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:204.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:205.txt">قسمت دوم</a></body></html>مراجعه‌ی (110) ش: 
1- [عبدالحسین] ادعا می‌نماید که شیعه در فروع و اصول به اهل بیت اقتدا می‌نمایند، و به امام مهدی منتظر [باز هم خود] نیز اشاره می‌نماید. 
2- می‌گویند که شیعه مذهب و دیدگاهشان را با تواتر از ائمه‌ی معصوم نقل کرده‌اند. 
3- به بیان تفاوت میان اهل سنت و شیعه در موضع‌گیری هر دو نسبت به ائمه‌ی خود پرداخته است. 
4- درباره‌ی مسأله تدوین علم حدیث سخن گفته و ادعا نموده که علی در قرن اول به تنهائی به این امر پرداخته و سپس یاران او راه او را ادامه دادند و به ذکر تعدادی دلایل پرداخته است. 
5- می‌گوید: که مذهب شیعه در عصر تابعین – گسترش یافته و مردم در فروع و اصول به علی‌بن حسین – زین‌العابدین – روی آورده‌اند. 
6- به ذکر تعدادی از راویان و مؤلفان شیعه در آن عصر و بعد از آن پرداخته ولیکن در میان سخن خود امام بخاری را مورد انتقاد قرار داده که از برخی ائمه‌ی اهل بیت روایت ننموده است. 
پاسخ بر مراجعه‌ی (110): 
1- تکذیب او در ادعای اقتدای شیعه به اهل بیت با نصوصی از ائمه در کتب شیعه و تفصیل سخن در خرافاتشان درباره‌ی مهدی مُنتظر. 
2- نقض سخنان او که مذهبشان را با تواتر و حجت عقلی واضح از ائمه بر معصومین نقل نموده‌اند. 
3- بیان تفاوت و ویژگی اهل سنت نسبت به شیعه در برابر ائمه و اینکه آنان همچون شیعه در ائمه غلو نمی‌نمایند و ذکر نمونه‌هايی بر آن غلو، با بیان فضیلت ائمه چهارگانه بر سایرین. 
4- تفصیل سخن بر مسأله تدوین علم حدیث. 
5- تکذیب او در ادعای اینکه مردم به علی‌ زین‌العابدین روی آورده‌اند و بیان اینکه او در علم و فقه و عبادت دارای دیدگاه‌های خود می‌باشد. 
6- تبرئه امام بخاری از اتهامی که عبدالحسین به وی وارد نموده و بیان عذر او که - در کتب شیعه گرفته شده است – از اینکه از برخی اهل بیت روایت ننموده است. 
7- روش او در ارائه رجال مورد ذکر شیعه و بیان انتقاد از بسیاری از آنان که در کتب شیعه به ثبت رسیده است. 
در این مراجعه می‌خواهد چنین وانمود نماید که اهل سنت پیروان اهل بیت‌اند و آنان در دین و مذهب خود به [علت فقر علمی] به آنان روی آورده‌اند؟ و در فقره اول این مراجعه در آغاز سخنش می‌گوید: (صاحبان خرد می‌دانند که شیعه امامیه نسل به نسل در اصول دین و فروع آن به عترت طاهره [اهل بیت] روی آورده‌اند پس رأی و دیدگاهشان پیرو دیدگاه ائمه‌ی عترت است – و در ادامه می‌گوید – پس ما هم اکنون در فروع و اصول برآنیم که ائمه آل محمد(ص) بر آن بوده‌اند. 
می‌گویم: شیعه تلاش می‌نماید مردم را بفریبند که آنان همواره پیرو اهل بیت پیامبر(ص) و آنان نزدیک‌ترین مردم میان مسلمانان به حق و صواب‌اند و آنان به علت تمسک‌شان به خویشان پیامبر(ص) و فرزندان او برترین و هدایت ‌یافته‌‌ترین مردم‌اند و حال در تمام ادعاهای خود دروغ گفته‌اند و آنان دورترین مردم از اطاعت اهل‌بیت‌اند، و آنان از ائمه اهل بیت تبعیت ننموده، و در دیدگاه خود به آنان اقتدا نمی‌نمایند و از آنان پیروی نمی‌نمایند بلکه برعکس با آنان مخالفت می‌ورزند و هرگز نبوده که ائمه اهل بیت را دوست داشته باشند، و در نصوص کتب خود شیعه ذکر شده است که آنان جز برای افساد اعتقاد مسلمانان و اضرار به آن و متلاشی نمودن جمع آنان به وجود نیامده‌اند و اهل بیت از اَعمال این گمراهان آگاه بوده‌اند و در بیان واقعیت حالشان کوتاهی نکرده‌اند و تمام موارد مذکور با توجه به کتاب‌های مورد احتجاج شیعه نه از روی کتب اهل سنت مورد احتجاج قرار می‌دهیم و ما آنان را ملزم به کتاب‌هایی می‌نمائیم که خود روایاتشان را به آن ارجاع می‌دهند و در خلال سخن بر مراجعه (14) نصوصی از کتب قابل اعتماد ائمه معصوم - با زعم آنها – ذکر کردیم که بیانگر تکذیب شیعه در ادعای پیروی از ائمه می‌باشد و تکرار آن با افزودن مطالبی دیگر بر آن خالی از لطف نیست. 
از جمله آنچه کلینی در (الکافی)، (8/228) چاپ طهران با سند آن از موسی‌بن بکر واسطی روایت نموده است که گفته است: که ابوحسن(رض) به من گفت: (اگر شیعه‌ام را جدایی نمایم آنها را نمی‌یابم مگر اینکه واضع [دروغ]‌اند و اگر آنها را امتحان و آزمایش نمایم آنها را جز با ارتداد نمی‌یابم و اگر آنان را بررسی و مورد تحقیق قرار دهم در میان هزار نفر یکی نجات نمی‌یابد). 
و الکشی در کتاب (الرجال)، (ص 253) (چاپ مؤسسه اعلمی – کربلا) از صادق روایت نموده که او گفته است: اگر امام قائم ما قیام نماید از دروغ‌گویان شیعیان شروع نموده و آنان را از بین می‌برد). و در ص 254 نیز از صادق نقل می‌نماید: (خداوند سبحان آیه‌ای درباره‌ی منافقین نازل ننموده مگر اینکه شامل کسانی می‌گردد که تشیع را به وجود آورده‌اند). و در (ص 252) از صادق روایت می‌کند که او گفته است: (هر آنکه تشیع را ایجاد نماید او در زمره‌ی یهود و نصاری و مجوسیان مشرک است). و باز الکشی (ص 179) از محمدباقر روایت می‌نماید که او گفته است: که اگر تمام مردم شیعه ما می‌بودند   از آنها شکاک و بقیه هم نادان می‌باشند). و در (ص 111) از علی‌زین‌العابدین روایت نموده است که (گروهی از شیعیان مرا دوست خواهند داشت تا حدی در مورد ما همان گویند که یهود و نصاری درباره‌ی عُزیر و عیسی گفته‌اند، پس آنان از ما نیستند و ما از آنان نیستیم). نصوص مذکور و [نصوص فراوان دیگر از ائمه] بر این مسأله دلالت می‌نمایند که شیعه بر مسیری و اهل بیت بر مسیری دیگر [خلاف یکدیگر] قرار دارند، و در هیچ مسأله با هم جمع نمی‌آیند، علاوه بر این مخالفت و ستیزه‌هایی با ائمه اهل بیت در اصول و فروع دارند که در اینجا مجال ارائه آن نیست و به احاله‌ی [شما خوانندگان عزیز] به کتاب استاد احسان ظهیر رحمه‌ا... تحت عنوان (الشیعه و اهل بیت) اکتفا می‌نمائیم که در آن با نصوصی از کتاب‌های ائمه، شیعه را رسوا نموده و دروغ‌های آنان را برملا ساخته است. 
اما تکذیب ادعاهای شیعه از جانب اهل سنت در اثنای پاسخ بر مراجعه (14) هنگام بحث از روایت اهل بدعت ذکر شد. 
و هدف این است که قول دروغین موسوی: بر اینکه او و طرفدارانش بر آنچه اهل بیت بوده‌اند عمل می‌نمایند معلوم و آشکار گردد، و در آنچه