 طاعت خود برگردان و بر اطاعتت صرف گردان». (4)
تنها خدا است که ميان انسان و دل او جدايي مي افکند و مي تواند انسان را از رسيدن به خواسته هايش باز دارد (أنفال/24). قطعاً هيچ کس در روز قيامت نجات نمي يابد مگر کسي که با دلي سالم از بيماري کفر و نفاق به پيشگاه خدا حاضر شود (شعراء/89). و اما واي بر کساني که دلهاي سخت و سنگيني دارند که ياد خدا به آن راه نمي يابد و از ذکر خدا متأثّر نمي گردد(زمر / 22). البته که رستگاري به بهشت پرنعمت در انتظار کسي است که در خلوت و تنهايي از خداي مهربان مي ترسد (يس / 11). مؤمن بايد از ته و توي دلش سر در آورد و علّت سنگدلي و قساوت خويش را بررسي کند و در جستجوي کمينگاهِ عاملي باشد که او را قسي نموده تا به خوبي بتواند پيش از آنکه زنگار دل، او را به هلاکت افکند، بيماري دل و در واقع قساوتش را معالجه نمايد. کاملاً واضح است که چنين کاري، بس بزرگ و دشوار است. خداوند متعال نيز ما را از قلب سخت، بسته، مريض و کور و از قلبي که آن را زنگار گناه در بر گرفته يا از قلبي که مهر خورده و پذيراي حق و حقيقت نيست، برحذر داشته است.
آنچه پيش روي داريد، کوششي است در جهت شناسايي عوامل ضعف ايمان و راههاي پيشگيري و درمان اين بيماري مهلک؛ از خداوند متعال مي خواهم که از اين اثر به من و برادران مسلمانم فايده برساند و به تمام کساني که در انتشار اين کتابچه سهمي داشته اند، پاداش کامل عنايت فرمايد. همچنين از خدا مي خواهم که دلهايمان را نرم و حق پذير گرداند و بر هدايت و راه درست موفق فرمايد.
متأثر شدن از نشانه هاي طبيعي، باعث تجديد ايمان مي شود. بخاري و مسلم روايت کرده اند که : «هرگاه آسمان ابري مي شد و يا باد مي وزيد، در چهره ي رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - دگرگوني و تغيير ديده مي شد». عايشه رضي الله عنها عرض کرد : اي رسول خدا! مردم، وقتي که ابر مي بينند، خوشحال مي شوند که شايد باران ببارد؛ اما من، شما را مي بينم که با ديدن ابر طورِ ديگري مي شويد! فرمودند : «اي عايشه! من آسوده خاطر نيستم (و از اين مي ترسم) که در آن عذابي باشد که قومي (از پيشينيان) را هلاک کرد؛ حال آنکه آنان، با ديدن آن گفتند :
(هذَا عارِضٌ مُمْطِرُنا( : (اين ابر که در کرانه هاي آسمان نمايان شده، بر ما باران مي باراند). (1)
آن حضرت - صلى الله عليه وسلم - به هنگام خورشيدگرفتگي، آشفته و پريشان برمي خاست. ابوموسي اشعري - رضي الله عنه - مي گويد : خورشيد گرفت و رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - سراسيمه برخاستند و از اين هراس داشتند که قيامت است. (1)
آن حضرت، به ما دستور داده اند که به هنگام ماه گرفتگي و خورشيدگرفتگي، هراسان به سوي نماز بشتابيم و به ما اين را آموزش داده اند که خسوف و کسوف، از نشانه هاي الهي است که بندگانش را به آنها در هراس مي اندازد. قطعاً اگر قلب از اين نشانه هاي الهي اثر پذيرد و در هراس افتد، ايمان انسان در قلب تازگي مي يابد و سبب مي شود، انسان، عذاب و گرفتِ الهي و عظمت و قدرتش را به ياد آورد. عايشه رضي الله عنها مي گويد : رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - ، دستم را گرفتند و ضمن اشاره به ماه فرمودند: «اي عايشه، از شرّ اين به خدا پناه ببر که همين است، (معناي پناه بردن به خدا از شرِّ) شب که به ناگاه فرا رسد (و جهان را در تاريکي فرو برد)». 
همين طور، زماني که انسان از گورستان ظالمان يا محلّ عذاب شدن آنان و جاهاي خسف و فرو رفتنشان در زمين مي گذرد، بايد دگرگون و متأثّر شود. از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - ، هنگام گذر از سرزمين قوم لوط، فرمودند : «بر اين عذاب شدگان در نياييد مگر آنکه گريان باشيد؛ پس اگر گريان نبوديد، بر اينها در نياييد (و از محلّ آنان ديدن نکنيد، مگر براي عبرت گرفتن و ترس از اينکه مبادا شما هم به عذاب آنان، دچار شويد که در اين صورت به عذاب آنان گرفتار نمي شويد». (1) متأسّفانه جاي بسي تعجّب و افسوس است که اينک، مردم به همان سرزمين و ديگر مکان هاي تاريخي که اقوامي در آن جا عذاب شده اند، سفر مي کنند و بي آنکه از حال گذشتگان پند گيرند و متأثّر شوند، به گردش مي پردازند و عکس هم مي گيرند!
ذکر خداوند متعال، اهميت ويژه و زيادي در درمان ضعف ايمان دارد. چرا که قلب ها را جلا و بهبود مي بخشد و دواي دل هاي بيمار است. بلکه ذکر و ياد خدا، روح اعمال مي باشد. خداوند متعال دستور داده است :
(يَا أَيُّهَا الَّذينَ ءَامَنُوا اذْکُرُوا اللهَ ذِکْراً کَثيراً( :
يعني : «اي مؤمنان! خدا را زياد ياد کنيد».
خداوند متعال، به کساني که او را زياد ياد مي کنند، وعده ي رستگاري داده است :
(وَ اذْکُرُوا الله کَثيِراً لَعَلَّکُم تُفْلِحونَ( :
يعني : «و خدا را زياد ذکر و ياد کنيد؛ شايد و باشد که رستگار شويد».
ذکر و ياد خدا، از هر چيزي بزرگ تر و فراتر است :
(وَ لَذِکْرُ اللهِ أَکْبَرُ(
يعني : «قطعاً ذکر و ياد الله، والاتر و بزرگ تر است».
ياد الله، سبب خرسندي و رضايت پروردگار مهربان مي شود و شيطان را دور مي کند؛ ذکر خدا، غم و اندوه را از بين مي برد و رزق و روزي را افزايش مي دهد؛ ياد خداي متعال، دروازه هاي معرفت و شناخت را بر انسان مي گشايد و زبان آدمي را از آفات و بدي هاي گفتار مي رهاند؛ ذکر الله، مايه ي آرامش خاطر فقيراني است که از عدم توانايي بر بذل و صدقه ناراحتند؛ چرا که خداوند، ياد خودش را بدل و عوض عبادت هاي بدني و مالي قرار داده است. بنابراين اگر خدا را ياد نکنيم، به قساوت قلب و سنگدلي مبتلا مي شويم :
فنسيانُ ذکرِ اللهِ موتُ قلوبهم
... ... ... ... وَ أجسامهم قبل القبور قبورٌ
از ياد بردن خدا، مرگ دل ها است و جسدها را پيش از آنکه به قبر رسند و بميرند، مي ميراند و همسان قبر مي کند.
وَ أرواحهم في وحشه مِن جسومهم
... ... ... ... و ليس لهم حتي النشورِ نشورٌ
ارواح غافلان از مردگي جسم هايشان و همانندي آنها به قبر، در وحشت هستند و آنان طوري بي حرکت و مرده اند که گويا تا رستاخيز، خيزشي ندارند.
شخصي به رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - عرض نمود که شرايع اسلام بر من زياد شده (و سواي فرائض، نمي توانم به همه ي نوافل بپردازم). رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - به او سفارش فرمودند که : «همواره زبانت به ياد خدا تازه و مشغول باشد». (1) هر که مي خواهد، ضعف ايمانش درمان شود، چاره اي جز ذکر زياد ندارد. خداوند متعال مي فرمايد :
(وَ اَذْکْرْ رَبِّکَ إِذَا نِسيتَ(
يعني : «و هرگاه دچار فراموشي شدي، خدا را به ياد بياور (تا گذشته ي غفلت زده را جبران نمايي)».
خداوند متعال، تأثير ذکر بر قلب را چنين بيان فرموده است :
(الَّذينَ ءَامَنُوا وَ تطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ( (رعد : 28)
__________
(1) 1- روايت ترمذي (3375)، وي اين حديث را حسن غريب دانسته است.
يعني : «کساني که ايمان مي آورند و دل هايشان با ياد خدا، سکون و آرامش پيدا مي کند؛ بدانيد که دل ها با ياد خدا آرام مي گيرند».
ابن قيم رحمه الله، در بيان زدودنِ قساوت قلب با ياد الله مي گويد : «