نها و يگانه مي باشد و همال و همتايي ندارد؛ صمد و بي نياز است و فرزندي ندارد؛ بلندمرتبه ي والامقامي است که او را همانندي نيست؛ همه چيز جز ذات او، نابود و فاني مي شود و هر چيز مُلک جز او
زوال مي پذيرد؛ تنها به خواست او است که بنده توفيق اطاعت مي يابد؛ از هر عصيان و معصيتي آگاه است؛ او، مهرباني است که اگر از او اطاعت شود، بي پاداش نمي گذارد و اگر از او نافرماني شود، مي آمرزد و درگذر مي فرمايد؛ هر عذاب و گرفتش، از عدل اوست و هر نعمتي از فضل و دهش او؛ نزديک ترين گواه است و مراقب هميشه آگاه؛ اوست که به امور بندگان مي پردازد، آنان را راه مي نمايد و اجل و مهلتشان را مي نگارد و به آنها مهلت مشخصّي ارزاني مي دارد؛ دل ها به او وابسته است و به سوي او پر مي کشد؛ هر سر و نهاني بر او آشکار است؛ هر آنچه بخواهد، مي کند و براي هر عذاب يا بخششي، تنها همين کافي است که اراده کند و گويد : بشو، و آن هم مي شود.
طلب علوم شرعي، روشي مؤثّر براي درمان ضعف ايمان است؛ زيرا تحصيل و فراگيري علوم ديني به خوف و خشيت الهي و افزايش ايمان مي انجامد. خداوند متعال فرموده است :
(إِنَّمَا يَخْشَي اللهَ مِنْ عِبَادِهِ العُلَمَاءُ( (فاطر : 28)
يعني : «تنها عالمان و دانايان، از خداوند مي ترسند (و ترسشان آميخته با تعظيم است)».
بنابراين ايمان اهل علم و ديگران برابر نيست. کسي که به خوبي از مسايل شرعي آگاه است و معنا و حقيقت شهادتين را با مقتضاي آن مي داند و از دانش مسايل غيبي و حالات پس از مرگ از قبيل فتنه ي قبر، وحشت روز قيامت، حالات وحشتناک حشر، نعمت هاي بهشت و عذاب جهنّم بهره ي کافي دارد و حکمت شرعي احکام حلال و حرام را در مي يابد و نسبت به سيرت نبي اکرم - صلى الله عليه وسلم - و ديگر علوم شرعي، آگاهي و شناخت کافي دارد، هرگز در ايمان، با شخصي برابر نيست که نسبت به دين ناآگاه است و احکام شرعي و داده هاي ديني درباره ي امور غيبي را نمي داند و از دين، بهره و برداشتي تقليدي دارد و از بضاعت علمي اندک و ناچيزي برخوردار است:
(هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمونَ( (زمر : 9)
يعني : «آيا کساني که مي دانند و کساني که نمي دانند، برابرند؟ (قطعاً برابر نيستند)».
نشستن در مجالس ذکر و پايبندي بر آن، به افزايش ايمان انسان مي انجامد؛ چرا که مجالس ذکر نتايج زيادي دارد که از آن دسته مي توان به اين فوايد اشاره کرد : در مجالس ذکر، ياد خدا براي انسان تازه مي شود؛ رحمت الهي و سکينه و آرامش مجلس ذکر را د بر مي گيرد؛ فرشتگان، گرداگرد مجلس ذکر جمع مي شوند؛ خداوند متعال در عالم بالا و در ميان فرشتگان، ذاکران را ياد مي فرمايد و در نزد فرشتگان به آنها فخر و مباهات مي ورزد و گناهانشان را مي آمرزد. به همه ي اين پيامدهاي ذکر و مجالس ياد خدا در احاديث صحيح اشاره شده است. رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند: «هيچ قوم و گروهي براي ذکر خدا نمي نشينند مگر آنکه فرشتگان آنان را احاطه مي کنند، رحمت الهي آنان را مي پوشاند و سکينه و آرامش بر آنان نازل مي گردد وخداوند متعال نيز آنان را در ميان اهل آسمان، ياد مي فرمايد».
سهل بن حنظليه مي گويد: از رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - شنيدم که فرمودند : «هيچ گروهي براي ذکر خدا جمع نمي شوند (و پس از ذکر او) برنمي خيزند و پراکنده نمي شوند مگر آنکه به آنان گفته مي شود : در حالي برخيزيد که گناهانتان آمرزيده شده است». 
ابن حجر رحمه الله مي گويد : ذکر خداوند، به هر عملي اطلاق مي شود که انجام و پايبندي آن، ياد خدا و تضرّع و زاري براي او را به دنبال داشته باشد؛ مانند تلاوت قرآن، خواندن حديث و مطالعه و پژوهش مسايل و علوم ديني. (3)
يکي از دلايلي که بر تأثير مجالس ذکر در افزايش ايمان، دلالت مي کند، حديث حنظله الأسيدي - رضي الله عنه - به روايت امام مسلم رحمه الله است؛ حنظله - رضي الله عنه - مي گويد : ابوبکر - رضي الله عنه - مرا ديد و پرسيد : چطوري حنظله؟ گفتم : حنظله، منافق شده است. گفت : سبحان الله! چه مي گويي؟ گفتم : هنگامي که در حضور رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - هستيم و ما را به بهشت و جهنّم پند مي دهند و يادآور مي شوند، طوري مي شويم که گويا بهشت و جهنّم را با چشم مي بينيم و چون محضر و مجلس پيامبر - صلى الله عليه وسلم - را ترک مي کنيم، همسران و فرزندان و کار و بارهاي دنيوي ما را به غفلت و فراموشي مي اندازند و آن شور و حالت پيشين را از ياد مي بريم.
ابوبکر - رضي الله عنه - فرمود : به خدا سوگند که ما نيز چنين حالتي داريم. به همراه ابوبکر - رضي الله عنه - به نزد رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - رفتم و گفتم : اي رسول خدا! حنظله منافق شده است. فرمودند : چرا؟ گفتم : اي رسول خدا! وقتي که در حضور شما هستيم و ما را به بهشت و جهنّم اندرز مي دهيد، به گونه اي مي شويم که گويا بهشت و جهنّم را با چشم مي بينيم و وقتي از حضور شما مي رويم، زنان، فرزندان و کارها و مشاغل دنيوي، ما را آن چنان مشغول مي سازد که اين حالت را فراموش مي کنيم. رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرمودند : «به خدا سوگند، اگر شما همچنان به ذکر و همان حالتِ نزدِ من مي بوديد، فرشتگان در بسترها و در راه هايي که مي رفتيد با شما مصافحه مي کردند؛ اما اي حنظله گاهي و گاهي». 
صحابه رضي الله عنهم همواره بر مجالس ذکر که آن را مجالس ايمان نيز مي ناميدند، اشتياق فراوان داشتند؛ معاذ - رضي الله عنه - به شخصي فرمود : «با ما بنشين تا ساعتي ايمان بياوريم». (1) يعني با ذکر و ياد خدا و صحبت از دين او بر ايمان خود بيفزاييم.
انجام زياد کارهاي نيک و پر کردن اوقات به اعمال شايسته، يکي از زمينه هاي تقويت ايمان است و از بزرگ ترين اسباب درمان ضعف ايمان مي باشد که تأثيري آشکار و بزرگ بر افزايش ايمان دارد. ابوبکر صديق - رضي الله عنه - نمونه ي والا و بزرگي است که بسيار به کارهاي نيک مي پرداخت. باري رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - از صحابه پرسيدند : «کدامين شما امروز، روزه گرفته است؟» ابوبگر گفت : من؛ فرمودند : «کدام يک از شما در تشييع جنازه اي شرکت کرده؟» ابوبکر گفت : من؛ پرسيدند : «چه کسي از شما، امروز مسکيني را طعام داده است؟» ابوبکر گفت : من؛ باز هم سؤال فرمودند : «کدامين شما امروز، مريضي را عيادت و احوال پرسي کرده؟» ابوبکر گفت : من؛ رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرمودند : «همه ي اين اعمال نيک در شخصي جمع نمي شوند مگر آنکه آن شخص به بهشت داخل مي شود».
اين قصّه، به خوبي نشان مي دهد که ابوبکر صدّيق - رضي الله عنه - فرصت ها را غنيمت مي دانست و در انجام عبادت هاي گوناگون مي کوشيد. آن هنگام که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - ناگهاني و بدون مقدّمه از اعمال و کرده هاي نيک پرس و جو فرمود، اين ابوبکر بود که روز و روزگارش را در توجّه و مالامال از اعمال شايسته سپري کرده بود. سلف صالح نيز همواره در انجام اعمال نيک و پر کردن اوقات به آن، کوششي وصف ناپذير داشتند که درباره شان اوصاف و اقوال بسياري وجود دارد. از جمله گفتار 