<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">عوامل ضعف ایمان</a></body></html>تنبلي و سستي در انجام عبادات : ضعف ايمان باعث مي شود، انسان در انجام وظايف شرعي سستي کند و اگر هم به عبادت و اداي وظيفه اي شرعي بپردازد، تنها حرکات تهي و بي روحي انجام مي دهد. خداوند متعال، ويژگي منافقان را چنين بيان فرموده است:
(وَ إِذَا قَامُوا إِلَي الصَّلَوهِ قَاموا کُسَالَي( (نساء : 142)
يعني : «منافقان هنگامي که براي نماز برمي خيزند، سست و بي حال به نماز مي ايستند ...».
يکي از نشانه هاي ضعف ايمان اين است که اگر وقت عبادت يا کار نيکي فوت يا سلب گردد، شخص اندوهگين نمي شود؛ اين مسأله نشانگر عدم توجّه شخص به دريافت پاداش است. شخص سست ايمان، در حالي که توانايي حج دارد، حج را به تأخير مي اندازد و يا موقع جهاد مي گذرد و او نشسته است؛ ضعف ايمان باعث مي شود از نماز جماعت و سپس از نماز جمعه غفلت ورزد و براي رفتن به مسجد شتاب نکند. رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «هيچ قومي، پيوسته از صف اول باز نمي مانند تا آنکه خداوند، نتيجه ي کارشان را در آتش پس مي دهد». (1) شخصي که به انجام عبادات بي رغبت شده، چنانچه خواب بماند و نمازش قضا شود و يا به هر ترتيبي نمازهاي سنّتش و اذکار و اورادي را که انجام مي داده، از دست بدهد، احساس خودخوري و پشيماني نمي کند و نمي کوشد قضاي آن را انجام دهد و جبرانش نمايد؛ بلکه چنين شخصي از روي عمد، سنت ها و فرايض کفايي را ترک مي کند؛ گاهي در نماز عيد که بنا بر باور برخي از علما واجب است، حاضر نمي شود يا به وقت کسوف و خسوف نماز نمي گذارد و در تشييع جنازه و نماز آن شرکت نمي کند و از اجر و پاداش روگردان است و برخلاف کساني که در کسب نيکي ها شتاب مي کنند، خود را بي نياز مي پندارد. او با کساني که خداوند، آنها را به سرعت و شتاب در نيکي ها ستوده فرق دارد. خداي متعال مي فرمايد :
(إِنَّهُمْ کَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَباً و رَهَباً و کَانُوا لَنَا خَاشِعينَ( (انبياء : 90)
يعني : «آنان در انجام کارهاي نيک بر يکديگر سرعت مي گرفتند و با رغبت و ترس، ما را به فرياد مي خواندند و همواره از ما مي ترسيدند».
از نشانه هاي سستي و تنبلي در عبادات، کوتاهي کردن نسبت به نمازهاي سنّت، تهجد و ديگر نوافل و همچنين دير به مسجد رفتن است. به طور مثال اصلاً به ذهنش نمي رسد که نمازي به نام ضحي (چاشت) وجود دارد و نسبت به خواندن دو رکعت نماز توبه و استخاره هم بي توجّه است.
 تنگدلي، گرفتگي روحي، بدخُلقي و بي مزاجي: معمولاً در اثر ضعف ايمان بر انسان حالاتي چيره مي گردد که گويا چيز سنگيني به دوش مي کشد و در نتيجه ي آن در خود به گونه اي فرو مي رود که به اندک چيزي دلتنگ، ناراحت و آزرده خاطر مي شود و از کارهاي اطرافيانش دلگير مي گردد و عزّت نفسش را از دست مي دهد. رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در حديثي ايمان را اين گونه تعريف کرده اند که : «ايمان عبارتست از صبر و عزّت (نفس)» (1) و در بيان ويژگي مؤمن فرموده اند : «با ديگران انس مي گيرد و مورد الفت نيز واقع مي شود و نيکي و خيري نيست در کسي که (با ديگران) انس و سازگاري نمي يابد و مورد الفت و هماهنگي قرار نمي گيرد». (2) عدم تأثّر از آيات قرآن : ضعف ايمان سبب مي شود، انسان نه از وعده و وعيد قرآن اثر پذيرد و نه از امر و نهي آن. شخص ضعيف الايمان از تلاوت و شنيدن آيه هايي که در وصف قيامت است، دگرگون نمي شود و بلکه از شنيدن قرآن خسته مي گردد و توان تلاوت قرآن را ندارد و نمي تواند پيوسته قرآن بخواند؛ هر بار که قرآن را باز مي کند، خيلي زود مي بندد و اصلاً ياراي تلاوت قرآن در او نيست.

 غفلت از ذکر و دعا : ضعف ايمان سبب مي شود، انسان از ذکر خداوند و دعا و تضرّع به پيشگاه او غفلت ورزد. اصلاً بر چنين شخصي ذکر خدا دشوار است و هر زماني هم که دستش را به دعا مي گشايد و بلند مي کند، خيلي زود در فکر بستن دست ها و اتمام دعا است. از چنين حالتي بايد ترسيد که خداوند متعال، آن را يکي از ويژگي هاي منافقان برشمرده است :
(وَ لاَ يَذکُرُونَ اللهَ إِلاَّ قَلِيلاً( (نساء : 142)
يعني : «و منافقان، خدا را کمتر ياد مي کنند».
 بي توجّهي نسبت به نافرماني خدا و عدم ناراحتي و خشم از بي حرمتي به دستورات الهي : يکي ديگر از عوارض و نشانه هاي ضعف ايمان است. ضعف ايمان سبب مي شود، فروغ غيرت در دل فرو کشد و در پي آن اعضا و جوارح از انکار بدي ها باز آيند؛ شخصي كه به اين حالت گرفتار شده، نه به کار نيک و معروفي فرا مي خواند و نه از منکري باز مي دارد و حتي با ديدن نافرماني خدا نيز در چهره اش دگرگوني و ناراحتي نمي آيد. رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - در بيان ويژگي چنين قلبي فرموده اند : «فتنه ها بر دل، آن چنان پهن و پديدار مي گردد که حصير دفعه، او دو قسمت، قسمت در جايي تُنُک و پهن مي شود)؛ هر قلبي که فتنه ها در آن وارد شود، بر آن نقطه اي سياه ايجاد مي شود». و کار به جايي مي کشد که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در حديث ديگري مي فرمايند : «سياه آميخته با سفيد (خاکسترگون) مي شود و چون کوزه ي وارونه و شکسته (بدرد نخور مي گردد که) نه معروف و نيکي را مي شناسد و نه منکر و بدي را بد مي داند (و گنجايش پذيرش خير و نيکي را در خود ندارد و نمي تواند چيزي بازشناسد)، مگر آنچه از هوا و خواهش در او جاي گرفته است». (1) شخصي که فروغ غيرت و ايمان در دلش فرو کشيده، محبت نيکي و زشتيِ منکر و بدي از قلبش مي رود و همه چيز اعم از نيک و بد در نزد او برابر و همسان مي شود و ديگر انگيزه ي نيکي از وجودش رخت بر مي بندد و نيروي بازدارنده اي در وجودش نمي ماند که او را از بدي باز دارد و ممکن است کارش به جايي کشد که اگر به او خبر رسد در جاي ديگري فلان عمل زشت صورت گرفته، خرسند و خشنود شود؛ چنين شخصي، همسان و همانند گنهکاران و کساني که در محل گناه حاضر بوده اند، گنهکار مي گردد.
در حديث صحيحي آمده است : «هرگاه در محلّي گناه شود و شخصي آنجا حاضر باشد و آن بدي و گناه را ناپسند شمارد، مانند کسي است که حضور نداشته (و بر او گناهي نيست) و هر کس در محل انجام گناه حاضر نباشد، اما به آن راضي و خرسند شود، مانند کسي است که حضور داشته (و از منکر منع نکرده است)» (1) . اين رضايت قلبي که در حديث بيان شد، همان گناهي را براي شخص در پي دارد که گويا در محلّ معصيت حاضر بوده است.
محبت برتري و چيرگي بر ديگران (سيطره طلبي) : نشانه و عارضه ي ديگر ضعف ايمان است که اشکال گوناگوني دارد؛ از جمله:
* حس رياست طلبي بدون در نظر داشتن ميزان مسؤوليت ها و خطرهايي که در رياست وجود دارد؛ رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - از رياست طلبي برحذر داشته و فرموده اند : «شما بر امارت و رياست حرص و آز مي ورزيد، در حالي که اين امارت براي شما در روز قيامت، (سبب) ندامت و پشيماني خواهد بود؛ (رياست) آغاز نيکي دارد و پايان بدي» (2) . يعني رياست با پست و جاه و همچنين ثروت و برخي لذايذ ديگر آغاز مي شود و با عزل شدن يا کشته شدن پا