xt">تعريف اهل بيت</a></body></html>اهانت هاى شيعه به اهل بيت عليهم السلام

شيعيان جز با زبان هرگز در عمل دوست دار ومحب وفرمانبردار اهل بيت نبوده اند، بلكه بنا به روايات كتب خود شيعيان چنانكه در صفحات گذشته ثابت شد، از همان ابتدا واز روز اول جز براى تفرقه اندازى وفتنهء داخلى وويران نمودن عقيدهء اسلامى ومخالفت با آن در قالب خود اسلام ، واهانت به بزرگان صدر اول اسلام ودر رأس آنها امام ورهبر و پيامبروناجى اين امت وخلفاء راشدين او واهل بيت طاهر او ميباشد، 

مدعيان تشيع هميشه لاف زده اند كه خود ثمرهء درخت ائمه اهل بيت بوده، وآنها بوده اند كه قواعد وبنيان مذهب وعقايد  آنها را گذاشته اند، ما سابقا براين پندارها اشاره كرديم اما سعى ميكنيم در اينجا به مطالبى اشاره كنيم كه شايد براى بعضى -بى خبران- تازگى داشته باشد، وآن اينكه در اينجا خيلى واضح وصريح روشن كنيم كه اين غُلات-افراطيون- مدعى تشيع نه اينكه به مخالفت با اهل بيت وافتراء ودروغ بر آنها اكتفا ننموده بلكه به درجهء اهانت واسائه ادب علنى وصريح به آنها رسيده اند، سابقا اگر براى اصحاب محمدصلى الله عليه وآله وصحبه وسلم با اشاره وكنايه بى احترامى ميكردند  و چون مرحلهء سوء استفاده  از ائمه بپايان رسيده در اين مرحله تقيه را كنار گذاشته وعلنا به آنها اهانت نموده اند، چرا كه آنها در زير عباى ائمه پنهان شده بودند تا خلفاء رسول خدا ودوستان وياران اورا ناسزا گفته وسب وشتم نمايند، ليكن وقتى كه از آنها فارغ شدند كمانهاى خودرا متوجه كسانى نمودند كه در زير عبايشان مخفى شده بودند، چرا هدف اينها دشمنى با آنها ودوستى به اينها نبوده بلكه تنها هدف اصلى آنها ايجاد شك وشبهه در ميان مسلمانان وبرانگيختن كينه ها ودشمنى هاى جاهلى در ميان آنها وويرانى كيان امت اسلامى واز بين بردن قدرت خلافت اسلامى بوده است،  در اينراه در طول تاريخ هرگز با همكارى با هيچ دشمنى  هم كوتاهى نكرده اند، و گرنه چطور ممكن است فردى ادعاء مسلمانى نمايد وبه خانوادهء پيامبر وخانوادهء على وحتى  به خود حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم  وبخود على اهانت نمايد؟زبان درازى شيعيان به خاتم النبيين محمد صلى الله عليه وآله وسلم

آرى خود حضرت خاتم النبيين كه خداوند اورا بر همهء خلق برترى داده ورسالت او بر جن وانس واجب شده وقيادت وزعامت او در دنيا وآخرت مسلم شده كه در آخرت نيز لواء حمد در دست او ميباشد، وآدم وهمهء پيامبران وصالحان در زير پرچم او قرار ميگيرند، 

آرى شيعيان براين نبى عظيم كه خداوند اورا برهمهء انبياء ورسولان برترى داده است اهانت نموده اند ، ببينيم كه  در مقايسه على با اوچه ميگويند و چه از زبان على جعل نموده اند:

على بين خود وبين او مقارنه كرده وميگويد:
من تقسيم كنندهء بهشت و دوزخ از طرف خدا ميباشم و من فاروق اكبر هستم ومن صاحب عصا و ميسم هستم و همهء ملائكه و و پيامبران برايم به همان چيزى اقرار نموده اند كه براى محمد صلى الله عليه وسلم اقرار كرده اند، و همان مسئوليت پرودگار برمن گذاشته شده است!! ومن ورسول خدا هر دو در قيامت خواند ميشويم وبرما لباس پوشانده ميشود- تا اينجا ما برابريم اما –به من خصلت هاى خاصى داده شده است كه هيچ كس قبل از آن برمن سبقت نگرفته است، من مصيب ها وأجل ها  وانساب را ميدانم وسخن قاطع به من داده شده است، وآنچه سابقا رخ داده از من پوشيده نيست، وهيچ غيبى برمن مخفى نيست[1]!!- مگر خدايى بالاتر از اينست.؟ آيا اين ياوه  ها اهانت بر رسول اكرم نيست؟ وحتى اهانت برخود على هم نيست؟

در اينجا دقت نمائيد در بعضى از صفات با على مساوى است اما چون بشر است در بعضى صفات ديگر  به على نرسيده است ، چون بشر به هر درجه برسد نميتواند به آن برسد، براى اينكه قرآن در آيهء 16 سورهء كهف به او آموخته است كه بگويد: (من بشرى مثل شما هستم ولى بمن وحى ميشود)، ويا در سورهء لقمان ميفرمايد" (آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در رحم‏ها(ى مادران) است مى‏داند، و هيچ كس نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد، و هيچ كس نمى‏داند در چه سرزمينى مى‏ميرد؟ خداوند عالم و آگاه است! (34) ودر سورهء النمل ميفرمايد: (بگو: «كسانى كه در آسمانها و زمين هستند غيب نمى‏دانند جز خدا، و نمى‏دانند كى برانگيخته مى‏شوند!» (65) واما على در نزد اين غُلات-افراطيون- برتر از پيامبر است چون برتر از بشر ميباشد، -معاذالله-  حتى اين كفر صريح را نيزاز زبان او جعل نموده اند: ميگويد:

 (من صورت خدا هستم، من پهلوى خدا هستم، من اولم ومن آخرم ومن ظاهرم ومن باطنم، ومن وارث زمين هستم ومن سبيل الله هستم ....)[2]

خوب اين افراط هاى كفر آميز از ملايان شيعه چه در تاريخ و چه در حال حاضر بعيد نيست، مگر خمينى كه قدرت اورا مست كرده بود پيامبر اكرم را متهم به شكست نكرد؟ براى اينكه اينها عادت كرده اند كه در مقابل على –كه برذرات كون حاكم است وولايت دارد- پيامبر را كوچك شمارند، وسابقا تعدادى روايت مجعول آنهارا نشان داديم، وبراى مزيد اسشتهاد اين روايت را كه عياشى وحويزى در دو تفسير خود آورده اند نقل ميكنيم كه دليل برترى على بر نبى اكرم ميباشد!! ، كه در زير آيهء  (بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد 238-بقره) نوشته اند: رسول خدا واميرالمؤمنين وفاطمه وحسن وحسين ونماز ميانه يعنى اميرالمؤمنين !! آيا اهانتى بالاتر از اين بر پيامبر وجود دارد؟

آرى در كتب اين قوم زشت تر از اين هم وجود دارد، حويزى از صدوق-كه در واقع كذوب است- نقل ميكند كه پيامبر جز براى تبليغ ولايت على فرستاده نشده است واگر ولايت على را تبليغ نميكرد وبه مردم نميرساند همهء اعمالش باطل ميشد [3]-العياذ بالله- واين هم روايت جعلى كه ساخته اند، صدوق در "الأمالى" خود نقل ميكند كه رسول خدا به على گفت: 

اگر ولايت تورا كه بدان مأمور شده بودم بمردم نميرساندم عملم باطل ميشد،[4]

چرا چنين نباشد، مگر بخاطر على نبود –برحسب زعم شيعيان- كه ذكر و آوازه او بلند شد، و مگر بخاطر على بارگران  از او برداشته نشد؟ چنانكه بحرانى از ابن شهر آشوب در شرح آيهء (و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم 2-الشرح) ، يعنى بار گران جنگ با كفار واهل تأويل با على بن ابيطالب از تو برداشتيم واز برسى روايت ميكنند كه: نام و آوازهء تورا با دامادت على بلند نموديم! ....)[5] وبحرانى از سيد رضى در كتاب " المناقب الفاخرهء في العترهء الطاهرهء" از ابن مسعود جعل كرده كه  گفته است: 

من بسوى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم رفتم واورا در حالت ركوع وسجده ديدم كه ميگفت : بارخدايا به حرمت على ! گناهكاران امت مرا ببخش، وبه اين هم اكتفا ننموده بل در غلو وافراط خود افزوده وميگويند، آسمانها وزمين از نور پيامبر خلق شده اند واو از همهء آنها بهتر است، ليكن عرش وكرسى خدا از نور على خلق شده اند، وعلى از عرش وكرسى خدا بهتر است![6] -يعنى در اينجا هم على جلوتر است! 

اينست پي