توا داده اند که مسح بر عمامه جایز است. چنانچه امام فخر رازی در تفسیر کبیر خود نقل نموده است . 
و حال آنکه هر عاقلی می داند که مسح بر روی عمامه غیر از مسح بر سر می باشد. سر عبارت است از گوشت و پوست و استخوان و موهای متصل به آن، اما عمامه پارچه های بافته ایست که بر روی سر     گذارده اند.   

جواب ما:
  سر با عمامه ، سر است بی عمامه هم سر است. رسول الله بر عمامه مسح کشیده اند. این که تعارضی با آیات ندارد. 
  مجبورم به روش خودش پاسخ بدهم : طبق فتوای علمای شما در سجد ه باید 7 جای آدم بر زمین باشد: سر، دو دست، دو انگشت پا و دو زانو . وقتی که جوراب و شلوار پوشیده اید بین پا و زانوی شما با زمین حائلی ایجاد می شود و 4 جای شما به زمین نمی رسد؛ پس بی شلوار و بی جوراب نماز بخوانید .
و ببینید چه حرف خوبی درباره قران  زده است اما هنگامی که گفته های گنجی شافعی و سلیمان بلخی و ابن ابی الحدید را می نویسد این قانون را به فراموش می کند !
 تو که این قدر دقیق است چرا این آیه را نمی بینی :
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ       (احقاف/5)
و چه کسی گمراه تر است از آن کسی که غیر از الله کسی را می خواند که اجابت نمی کند او را تا روز قیامت و از دعای او غافل است.
در ادامه می فرماید: و روزی که آدمیان بر انگیخته شوند، او دشمن دعا کننده می شود و می گوید: من از تو بیزارم ! و منکرم به آنچه که گفته ای !
چرا وقتی که حدیث می آوری و از علی حاجت می خواهی، آن را در تعارض با این آیه نمی بینی ؟!


ادعای428 - فقه شیعه بهتر است از فقه سنی
  ابو حنیفه و حنفی ها را مشرک نمی خوانید که خلاف تمام موازین، فتوا به طهارت و وضو با آب نبیذ می دهند. همچنین فتاوی سایر فقهاء را که مخالف با هم و خلاف نصوص قرآن مجید است، مردود نمی دانید!
در حالی که اگر با دیدۀ انصاف و تعمق بنگرید، فتاوی فقهای امامیه به نص صریح قرآن مجید نزدیکتر است تا فتاوی فقهای شما .
مثلاً فقهای شما، فرشهای بافته شده از پشم و پنبه و ابریشم و چرم و مشمع وغیره را که روی زمین افتاده است، جزء زمین می دانند و بر آنها سجده می نمایند و به آن فتوا می دهند .
حال آنکه اگر از جمیع علماء و عقلاء و ارباب ملل و نحل سؤال کنید که آیا فرشهای بافته شده از پشم و نخ و ابریشم و غیره جزء زمین است و زمین بر آنها اطلاق می شود؟ جواب منفی می دهند.
  شما جامعه شیعیان امامیه را که تبعاً للأئمة العترة الطاهره می گویند: «لا یجوز السجود الاعلی الارض اوما انبتته الارض مما لا یؤکل و لا یلبس»، مشرک می خوانید ! اما سجده به نجاست خشکیده را شرک نمی دانید؟! 
بدیهی است سجده بر زمین ( که دستور و امر الهی است ) با سجده بر فرش از هم جدا می باشد .
اما در عملِ سجده که مانند سایر اختلافات فروعی بین ما و شما خلاف رای و فتوی می باشد، این همه هیاهو و جار و جنجال راه می اندازید که شیعیان مشرک و بت پرست هستند؛ اما فتوی به سجده کردن بغذر یاسبه( بزبان امروزی کثافت خشک شده) را ندیده گرفته اید و اعتنا نمی کنید ؟ ...   
جواب ما:
  ابو حنیفه رحمه الله  هم اگر ما را امر به سجده بر قبر حسین بدهد، مشرک می شود و اگر فتوی به سجده بر خاک قبر حسین به نیت تعظیم خاک بدهد، مشرک می شود !
  اما در یک مسأله خلافی و فرعی، اگر فتوای دهد از دو حال خارج نیست: فتوایش صحیح است که دو اجر می گیرد یا غلط است که یک اجر می گیرد. اگر صحیح باشد ما پیروی می کنیم و اگر نباشد، پیروی نمی کنیم. به همین سادگی !  امام نزد ما آن مقام را ندارد که پیش شما دارد .
مقام امام ابو حنیفه پیش ما همین است . او را با امام خودت که می گویی: عالم غیب و شهاده و معصوم و غیب دان است، مقایسه نکن !
  باید بیشتر توجه کنی تا فرق فتوا بین یک مسأله فرعی و شرک را بدانی! مغلطه نکن! تو به خاکی که قرار است بی ارزش باشد و زیر پا باشد، بها داده ای و به بهانۀ خاک قبر حسین مقدس کرده ای! درست مثل صلیب نصاری ! خاک مُهر تو ، قیمتی است و سجده بر آن نشانه ذلت نیست؛ نشانۀ محبت به حسین است ! شما مفهوم سجده را خراب کردید ! اگر بر مهر قبر حسین نشستید، آن وقت می فهمیم که سوء نیت ندارید. اما شما این خاک را برای شفا می خورید ! سجده بر آن مثل سجده بر بت است ! در حالی که سجده بر زمین، ذلیل شدن در برابر الله است . فرش زیر پا به هر حال در زیر پاست و حقیر... خلاف مهر که شما آن را می بوسید و ما هرگز مشمع و فرش را نمی بوسیم. بلکه بروی آن مینشینیم .
ادعای 429 - سجده بر خاک کربلا ، فضیلت دارد. این را رسول خدا گفته است 
  علت با خود داشتن قطعاتی از خاک آنست که امر سجده بر زمین پاک وجوبی است و در اکثر اوقات، نماز در منازل و خانه ها اداء می شود و تمام حجرات مفروش از قالی ها و نمدها و غیره است که از پشم و ابریشم و نخ  هستند و وجود آنها مانع از سجده بر زمین می شود و ممکن نیست که در وقت نماز فرشها را کنار بزنند و اگر هم کنار بزنند، غالب زمینها از گچ و سنگ و کاشی و چوب و موزائیک وغیره می باشد و سجده بر آنها جائز نیست. لذا قطعاتی از خاکی پاک با خود داریم که در موقع نماز ، سجده بر خاک نموده باشیم و دیگر آنکه ما مجبوریم طبق دستور فقها بر زمین پاک سجده نماییم پس قطعاتی از خاک پاک با خود برمی داریم تا هر کجا با مانعی بر خورد نمودیم، قطعه ای از خاک پاک داشته باشیم که بر او سجده نماییم .
صحیح است سجده بر خاک پاک کربلا می نماییم اما نه به طریق وجوب . بنابر اخباری که از اهل بیت طهارت که آگاه بر خواص اشیاء بودند، رسیده است که سجده بر تربت پاک حسینی بهتر و موجب فضیلت و ثواب فراوان است نه به طور وجوب .
  ما ابداً حسین پرست ، علی پرست و محمد پرست نیستیم و کسی را که بر این عقیده باشد، کافر می دانیم. ما خدا پرست می باشیم و سجده نمی نماییم مگر بر خاک پاک بر طبق دستور قرآن مجید . سجده هم برای حسین نیست بلکه بر خاک پاک کربلا است که به فرموده ائمه از عترت طاهره ، باعث زیادتی ثواب و موجب فضیلت می گردد که آن هم به طریق وجوب می باشد ...    

جواب ما:
  این ، دلیل درستی نیست که مثلاً خوردن شراب را واجب ندانیم و بخوریم. باز کارمان حرام است . احترام به لات و عزی را فرض ندانیم، اما برای تفریح (مستحب که بماند) و وقت گذارانی به آن بت ها احترام کنیم.  این طوری مشرک می شویم .
این سفسطه عجیبی است که می گوید: ما سجده بر خاک قبر حسین را واجب نمی دانیم. می دانی یا نمی دانی؛ عمل تو ملاک قضاوت است ! و بس
  الله امر کرده است که رو به قبله نماز بخوانیم. تو اضافه می کنی که هم قبله هم قبر حسین ! این شرک است!  همین عمل را برای خاک قبر حسین انجام می دهید؛ هم برای الله سجده می کنید و هم به خاک قبر حسین احترام می گذارید. این شرک است !
این گفته شرک صریح است و به این می ماند که بگوییم: اگر در نماز بین خود و قبله ، قبر حسین را مایل کنیم ثواب بیشتری دارد ! این که شد دو اله!
 چه اعتراف کنی چه نکنی، هم برای الله سجده می کنی هم برای قبر حسین !
ادع