ییم: پدر علی از پدران صحابه بهتر بود. آیا این عیب گویی است ؟!
افسوس بر حال ابوطالب ، این آدم خوب که چرا مسلمان از دنیا نرفت تا اجر زحمات خود را بگیرد.
بر مسلمانان گران آمد به جهنم رفتن ابوطالب و پرسیدند: یا رسول الله ، آیا این دعاهای توبه ، به ابوطالب نفع نرسانید؟ فرمود : او را از قعر جهنم بر سر آورد و فقط تا قوزک پا در آتش است و از دماغش بخار بیرون می آید ! (از حرارت جهنم ) . کسی برای دشمن علی نمی گوید که  افسوس ! بر حال ابوطالب .
و می بینیم که بدون «لا اله الا الله» حتی یاری دادن پیامبر، آدم را از جهنم نجات نمی دهد .
ادعای 382 - قرآن می گوید: صیغه حلال است
مناظره گر سنی میپرسد :  چگونه ممکن است خبر ایمان آوردن ابو طالب برعکس شود؟!  داعی می گوید: این تازگی ندارد خیلی از دستورات اسلام عوض شدند؛ از جمله قانون متعه که حکم قرآن مجید و مورد اتفاق فریقین ( شیعه و سنی ) و در زمان رسول اکرم شایع و مشروع بود. حتی در دورۀ خلافت ابی بکر و قسمتی از زمان خلافت عمر بن الخطاب هم درمیان امت جاری بود؛ فقط با یک کلام خلیفه عمر که گفت: متعتان کانتا علی عهد رسول الله انا احرمهما و اعاقب علیهما . 
دو متعه که در زمان پیغمبر بود من آنها را حرام نمودم و عقاب می نمایم عمل کنندگان به آن را.
به کلی حرام گردید؛ یعنی، حلال خدا ، هزار و سیصد سال است که  حرام گردید! چنان این کلام عمر از زمان خلافت او به بعد تقویت شد و بدون دلیل بر خلاف نص صریح قرآن مجید و عمل رسول  اکرم و صحابه آن حضرت با اطاعت کور کورانه پیروی شد که حقیقت اولیۀ خود را از دست داد …   
دلائل بر این معنی بسیار است: دلیل اول، قرآن مجید و سند محکم آسمانی است که در آیه 24 از سوره نساء به صراحت می فرماید: «...فما استتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه ...»
... و زنانی را که متعه کرده اید مهرشان را به آنها به عنوان فریضه ای بدهید ... 
چون اساس دین ، قرآن مجید است، لذا هر حکمی که در قرآن به آن امر شده است، ناسخ آن هم باید در قرآن یا به لسان خاتم الانبیاء باشد. بفرمایید در کجای قرآن این حکم نسخ شده است.

جواب ما :
  این هم یک دروغ از سلسله دروغ های شماست . عمر هر گز نمی توانست حلال را حرام و حرام را حلال کند .
 این آیه هم ربطی به متعه ندارد و به دنبال آیات ازدواج دایم است ! چگونه در وسط آیات واضح ، یک آیه مبهم می آید ؟ ازدواج نتایجی دارد؛ از جمله  بچه ای به وجود می آید، مسأله ارث و عِدّت پیش می آید. الله همه این ها را دربارۀ ازدواج دایم توضیح داده است. اگر این آیه دربارۀ ازدواج موقت باشد، چرا درباره ارث و عده و طلاق و جدایی آن آیه ای نازل نشده است؟ این ازدواج را هرگز اسلام وضع نکرد.البته در جاهلیت بود و پیامبر منع کردند.
یک دلیل ما برای رد متعه و ازدواج موقت این است که این نوع ازدوج، آیه 3 از سوره نساء را باطل می کند:
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا                                                           ( النساء/3)
در این آیه آمده است که مرد حق ندارد بیش از 4 زن بگیرد .
اینها می گویند: بله درست است؛ اما آن ، ازدواج دائم است ! و این ، موقت !
 ما می گوییم که هر ازدواج دائمی، موقت است. معمولاً 50 سال ، عمر یک ازدواج دائم است !
 و باز می گوییم هر ازدواج موقتی هم دائم است ! زیرا می توانی زنی را 99 ساله صیغه کنی می توان زنی را مادام العمر صیغه کرد .
  با استفاده از این قانون فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه و دیگران توانستند آیه 3 از سوره نساء را باطل کنند و تا 900 زن دائمی را تحت نام موقت در حرم سراهای خود جمع کنند. 
عیب دیگر این که این زنهای به ظاهر موقت اما در عمل همیشگی، حق شب ندارند؛ یعنی، لازم نیست که مرد دربارۀ آنها عدالت داشته باشد، اگر خواست می تواند هیچ شبی پیش آنها نرود و بر عکس. این مسأله، یک آیه دیگر قرآن را که امر به عدالت بین زنان می کند،  باطل می کند. 
و معلوم است که نو که آمد به بازار ، کهنه شود دل آزار . اجبار و تعهدی هم نیست. پس قانون عدل هم با ازدواج موقت باطل می شود ! 
اگر بگویید این چیزها دربارۀ کنیز هم هست؛ می گوییم: درست است؛ اما کنیز مثل مال و کالا است و حق طلاق و جدایی ندارد در حالی که زن موقت مثل مال یا کالا نیست و کاملاً حیثیت یک زن آزاد را دارد و مثل کنیز نصف مجازات بر او نیست؛ بلکه مستحق تمام مجازات می شود. و مرد مجبور است مراعات حالش را بکند مثل یک زن دایم تا او را از دست ندهد در حالی که کنیز از خدمتکار هم کم ارزش تر است ! و شیعه هم می گوید: زن موقت ، حیثیت زن آزاد را دارد و می تواند از مرد جدا شود ! 
ادعای383 - در حقیقت سنی ها ،رافصی و شیعه ها ، سنی می باشند ...  	
جواب ما :
  چرند گفتن هنر نیست. اگر پیرو اهل بیت هستید، چرا عایشه را فحش می دهید. و اگر پیرو سنت هستید، چرا زنا را با نام متعه رواج می دهید و تازه طلبکار هم هستید ؟
ادعای 384 - سنی ها می گویند : صیغه حلال است 
می گوید: بیا روایات اهل تسنن را بخوان . علمای بزرگ، خودشان از قبیل طبری در «تفسیر کبیر»  و امام فخررازی در «تفسیر مفاتیح الغیب»  و دیگران این آیه شریفه را در باب متعه آورده اند :
پس از این که از آنها بهره مند شدید و تمتع از آنها برداشتید، مِهر که مزد آنهاست به آنان بپردازید که فریضه و واجب است .
  در صحیح بخاری و مسند امام احمد بن حنبل از ابو رجاء از عمران بن حصین نقل است که گفت :
«نزلت آیة المتعة فی کتاب الله فعلناها مع رسول الله ولم ینزل قرآن بحرمته ولم ینهی عنها رسول الله حتی اذا مات قال رجل برأیه ماشاء قال محمد ( یقال انّه عمر ) »
و در صحیح مسلم بن حجاح باب نکاح المتعه  است :
«حدثنا الحسن الحاوائی قال حدثنا عبدالرزاق قال اخبرنا ابن جریح قال قال عطا قدم جابر بن عبدالله الانصاری معتمراً فجئناه فی منزله فساله القوم عن اشیاء ثم ذکروا المتعة فقال نعم استمتعنا علی عهد رسول الله و علی عهدا بی بکر و عمر »
حدیث آورد مرا حسن حلوایی و گفت: حدیث آورد مرا عبدالرزاق و گفت: خبر داد مرا ابن جریح از عطاءک و گفت: جابر بن عبدالله انصاری برای عمره به مکه آمد به منزل او رفتیم مردمان از او مسائل و حکایات می پرسیدند تا رسید به متعه . گفت: بلی ما در زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله) و هم در زمان ابی بکر و عمر متعه می کردیم .
و نیز در همان کتاب باب «المتعه بالحج و العمرة مسنداً»  از ابی نضره روایت نموده است که گفت: من در نزد جابر بن عبدالله انصاری بودم، شخصی بر او وارد شد :
«فقال ابن عباس و الزبیر اختلافا فی المتعتین فقال جابر فعلنا هما مع رسول الله (ص) ثم نهی عنهما عمر فلم نعد هما »
گفت: عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر در موضوع دو متعه ( متعه نساء و متعه حج ) اختلاف نظر دارند. جابر گفت: ما در زمان رسول الله هر دو را بجا می آوردیم بعد عمر آن دو را نهی کرد و ما هم دیگر پ