زی فحش بدهد ...   
جواب ما :
  اجمالاً این حرف را قبول داریم که سب کنندۀ صحابه ، فاسق است و کافر نیست !
هر چند که امام مالک کسی را که به صحابه بغض داشته باشد، کافر می داند و آیۀ « لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ» را شاهد می آورد .
اما قبول داریم که 12 امامی را به خاطر سبّ صحابه نمی توان کافر گفت. کسانی که این مذهب جعلی را درست کرده اند، دقیقاً می دانستند کجا باید متوقف شوند تا کافر به شمار نیایند ! زیرا از درون به پیکر اسلام ضربه زدن آسانتر است ! عوام شیعه، جاهل هستند اما علمای آنها بی شک منافقند. 
  یاد خاطره ای افتادم:  عموی زنم؛ یعنی، شیخ عبدالحی بن عبدالطیف که روزگاری شاگرد ابو علی مودودی، مفکّر مشهور ، بود، می گوید :
  روزی برای علامه  مودودی شرح دادم که شیعه ها در محلۀ ما اعمال حیرت آوری انجام می دهند و در آخر گفتم: آیا آنها کافرند ؟ گفت: نه کافر نیستند. این حرف بر من گران آمد. باز شرح دادم که چنین می کنند و چنان می کنند. آیا کافرند؟ گفت: نه ، منافقند . دید که مسأله برایم قابل هضم نیست، خطاب به من گفت: چه خیال می کنی؟ آیا منافق از کافر بدتر نیست ؟
«إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا»                                          (النساء/145)
«بدرستی که منافقان در پایین ترین طبقه جهنم هستند و یاوری ندارند.»
میگوید :
دونمونه ذکر کرد: یکی این که از زبان ابوبکر نوشت که ایشان فرمود: علی روباه است؛ روباهی که می گوید شاهدم دمم است.
 و از زبان عایشه، حضرت عثمان را فحش داد . 
جواب ما :
  و همۀ این عجایب و غرایب را در کتاب بی ارزش شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید  یافت که نویسندۀ آن یک شیعۀ غالی و معتزلی است و کارش به سنی ها ربطی ندارد ! البته این را بگوییم که شیعۀ عادی منافق نیست. او گمراه است. او با ابوبکری بد است که برایش ترسیم کرده اند. با اون ابوبکر ما هم بدیم . او با عمر حقیقی دشمن نیست او از عمری تنفر دارد که برایش ترسیم کرده اند. از این عمر ساختۀ ذهن بیمار عالمان شیعه،  ما هم متنفریم .
ادعای 245 -علی قاتل خود را می شناخت
  دروغی آورده است دربارۀ علی که قاتل خود را می شناخت و به او می گفت: تو مرا خواهی کشت! اما به او چیزی نگفت !
پیامبر هم به همین دلیل، چیزی به صحابه نمی گفت؛ زیرا قبل از جرم نمی توان قصاص کرد ...  
جواب ما :
  حرفی که در قوطی هیچ عطاری نیست حتی ابن ابی الحدید! 
 علی اگر می دانست که ابن ملجم قصد ترور او را دارد، می توانست برای احتیاط اقداماتی انجام دهد. رییس جمهور پاکستان دوبار مورد سوء قصد القاعده قرار گرفت و او تدابیر احتیاطی را به صد در صد رساند.
اما رسول الله، کودتا چیان آینده را محرم اسرار خود و حتی مطلع از امور خانۀ خود کرد ! آیا باور می کنید اکنون رییس جمهور پاکستان با دختر بن لادن یا خامنه ای یا دختر رجوی منافق عروسی کند؟ اگر هم بکند؛ یعنی این که دست کم دختر خوب است .
اما شما نه دختر را خوب می دانید نه پدر را ! نه عایشه را نه عمر را !
  این قوم به امامان خود مقام فوق بشری داده اند و در همان حال، آنها را از پیرزن ها هم عاجزتر کرده اند .
ادعای 246- بعضی از بیعت کنندگان در صلح حدیبیه منافق بودند  ...   
جواب ما :
  در این جا، یک حرف بی نهایت بی معنی گفته است با آنکه قرآن به صراحت می گوید: 
{لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ }  (الفتح/18)
بدرستی که الله خشنود شد از مومنان که زیر درخت با تو بیعت کردند.
با این وجود داعی شیاد می گوید که بعضی از این بیعت کنندگان منافق بودند ! پس الله چرا از آنها راضی شد؟
ادعای 247 - حدیث به اصحاب من اقتداء کنید ...  	 	
  حدیثی را از سنی پیش کشیده است به این الفاظ : «ان اصحابی کالنجوم  بایهم اقتدیتم اهتدیتم»
بدرستی که یاران من چون ستارگانند به هر کدام اقتدا کنید، هدایت می یابید ...   
جواب ما :
  داعی سعی کرده است این حدیث را عقلانی جواب بدهد. لازم نیست چون این حدیث پیش ما قوی نیست. یک حدیث صحیح نیست و ما به  آن آستدلال نمی کنیم. 
  این را می گویند پیروی از هوای نفس! هرجا به نفعشان باشد حدیث ما درست است و اگر به ضررشان باشد، همان حدیث نادرست می شود !

ادعای 248 -  اصحاب منافق بودند می خواستند پیامبر را بکشند
  در این جا، سعی می کند با استفاده از وجود منافقان در مدینه ، نیت شوم خود را بیان کند  و نتیجه بگیرد که اصحاب منافق بوده اند ...   
جواب ما :
  در جواب این جاهل می گویم: اگر این طور باشد که تو می گویی؛ یعنی، اگر قرار باشد به حجت خالی نبودن مدینه از منافقان ،  ما انگشت اتهام به هر کسی که خواستیم بگذاریم و هیچ قواعد علمی درکار نباشد، آن وقت به همان آسانی که تو عمر را به نفاق متهم می کنی، می توان علی را نیز، به نفاق متهم کرد!
  آیا پیغمبر از منافق زن می گیرد؟! به منافق زن بدهد ؟! منافق را  وزیر خود کند؟! آیا این ممکن است؟ !
ادعای 249 -  ابوهریره دروغگو بود ...  
جواب ما :
  باز حضرت ابوهریره را متهم کرده است! اگر تو در کتابت سعی کرده ای از اهل سنت حدیث بیاوری تا حقانیت مذهب خود را آشکار کنی، پس گوش هایت را خوب باز کن: اگر سنی، ما هستیم، اگر حدیث از ماست، پس بدان که بزرگترین راوی احادیث ما  «ابوهریره»  است !
این دروغ بزرگی است که گمان می کنی عمر احادیث ابوهریره را قبول نداشت .
و جالب این که خودش در همین کتاب شبهای پیشاور چندین حدیث از ابوهریره آورده است و او را شاهد گرفته برای اثبات حقانیت مذهب خود !
قربان برم خدا را ... یک بام و دو هوا !

ادعای 250 -  اصحاب با یکدیگر در امر جانشینی پیامبر اختلاف کردند ...  
جواب ما :
  می گوید: اصحاب با هم اختلاف پیدا کردند . درست است. خب از این می خواهی چی را ثابت کنی؟ آیا دو مومن نمی توانند با هم جنگ کنند؟ 
برو قرآن را بخوان آیۀ : 
{وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ...}(الحجرات/9)
و اگر دو طایفه از مومنان با هم بجنگند، میان آنان را اصلاح دهید ...
پس می بینی، مخالفت که سهل است، مومنان ممکن است با یکدیگر جنگ کنند و همچنان مومن باقی بمانند. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:300.txt">ادعای 251 - سعد بن عباده با ابی بکر و عمر در موضوع انتخاب خلیفه مخالف بود</a><a class="text" href="w:text:301.txt">ادعای 252 - قیام طلحه و زبیر در مقابل علی در بصره باعث قتل مسلمانان شد</a><a class="text" href="w:text:302.txt">ادعای 253 - معاویه و عمرو  بن عاص، علی را سب می نمودند</a><a class="text" href="w:text:303.txt">ادعای 254 - اسناد حدیث «اصحابی کالنجوم» ضعیف است</a><a class="text" href="w:text:304.txt">ادعای 255 -  صحابه معصوم نبودند </a><a class="text" href="w:text:305.txt">ادعای 256 -  شراب خوردن ده نفر از صحابه در مجلس سرّی</a><a class="text" href="w:text:306.txt">ادعای 257- صحابه پیمان شکنی کردند</a><a class="text" href="w:text:307.txt">ادعای258 - محّمد (ص) و علی(ع) صادقان در قرآنند</a><a class="text" href="w:text:308.txt">ادعای 259- در حدیث غدیر و چگونگی آن</a><a class="text" href="w:text:309.txt">ادعای260- عالمان سنی درباره غدیر حم 