شما  ( منظور ابن ابی الحدید) در تمام امور مملکت و به خصوص لشکرکشی ها عمر با امیر المومنین شور می کرد و مطابق دستور آن حضرت رفتار می نمود ...   
جواب ما:
  این نادان نمی داند که با اثبات یک چیز، چیز دیگری هم ثابت می شود. وقتی می گویی که حضرت عمر بدون اجازۀ علی آب هم نمی خورد تا علی را فاتح ایران و روم معرفی کنی، بدان با این گفته، عمر را خیر خواه اسلام معرفی می کنی که برای پیشرفت اسلام مردی چون علی را وزیر خود کرد و نترسید که مبادا علی قیام کند و حق خود را بگیرد. آن حق خوری اول کار و این وزیر کردن آخر کار، با هم مناسبت ندارد! آیا ممکن است که یک نمونه دیگر در تاریخ را ذکر کنید ؟!
می گوید: فتوحاتی که در زمان پیامبر انجام شد، رهین منت شخص شخیص امیر المومنین علی بود؛ بعد شعر می گوید که «یکی مرد جنگی به از صد هزار ...»  
جواب ما :
  این مردک نمی داند که متضاد حرف می زند. اگر علی به تنهایی کفار را شکست داد، چرا نتوانست کاری کند که دو آدم ترسوی بی تدبیر و جاهل دور پیامبر را نگیرند و بعد از مرگ بر جایش ننشینند؟!
  خنده دار است که می گوید: فتوحات اسلام در زمان عمر و ابوبکر رهین منت شجاعان نامی و سرداران زبردست اسلام و نقشه کشی و کاردانی آنها بوده است که در میدان های جنگ مقابل دشمنان قوی، شجاعت و فداکاری و جان بازی می نمودند تا بر آنها غالب آمدند. 
او برای کم کردن ارزش کارنامۀ عمر از سردارانش تعریف می کند. اما نمی داند که باز در منطق خود به دام افتاد. اگر آنان چنین بودند، پس چنین مردان پاک بازی محال است که حق را از علی بگیرند و راضی شوند که جلوی چشم آنها به شکم دختر پیامبر بزنند و حق علی خورده شود! دشمنی با عمر کورتان کرده است و نمی دانید که چه می گویید!
به یاد شعری افتادم:
بشکست عمر  پشت دلیران  عجم   را            بر باد فنا داد رگ و ریشه جم  را 
این عربده برغصب خلافت، زعلی نیست        با آل عمر کینه قدیم است عجم را 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:200.txt">ادعای 161- ابوبکر و عمر در خیبر   شکست خوردند</a><a class="text" href="w:text:201.txt">ادعای 162 - علی محبوب خدا و پیغمبر بود</a><a class="text" href="w:text:202.txt">ادعای 163 - سنی هم  قبول دارد که الله ، رسولش و علی را دوست داشت </a><a class="text" href="w:text:203.txt">ادعای164 - عمر و ابوبکر در خیبر شکست خوردند</a><a class="text" href="w:text:204.txt">ادعای 165 - آیۀ «رحماء بینهم» در حق عثمان نازل نشد</a><a class="text" href="w:text:205.txt">ادعای 166 - عثمان بذل و بخشش های بی حدی  می کرد و مسرف بود</a><a class="text" href="w:text:206.txt">ادعای 167  - درمقایسه با عثمان، عمر خوب تر بود</a><a class="text" href="w:text:207.txt">ادعای 168- عثمان، فاسدهای بنی امیه را روی کار آورد </a><a class="text" href="w:text:208.txt">ادعای169 - بنی امیّه و حکم بن ابی العاص و مروان ملعون خدا و پیغمبر بودند و عثمان آنها را برسر کار آورد. </a><a class="text" href="w:text:209.txt">ادعای170  - حکم بن أبی العاص  را رسول الله تبعید کرد و عثمان بر سر کار آورد</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">حقه بازی هاي علمای شیعه</a><a class="folder" href="w:html:17.xml">ادعاهای مطرح شده در کتاب شبهای پیشاور و جواب آنها</a><a class="text" href="w:text:548.txt">حرف آخر</a></body></html>ادعای 1 : سنی ها کتب خود را تغییر می دهند تا اسنادی را که بر ضد خودشان است، از بین ببرند. 
و بعد مثال می زند که در سال 1319 کتاب «تفسیر کشاف» جار الله زمحشری چاپ شد و حاوی شعری بود که در سال  1373 هجری  آن شعر را از چاپ جدید حذف کردند و بعد نتیجه می گیرد: اگر ما در کتاب خود به فلان مسأله در کتاب سنی حواله کردیم و در آن کتاب نیافتید، بدانید که سنی ها کتاب خود را تغییر داده اند ...  
جواب ما :
1-	محال است کتب اصلی ما دست خوش تحریف شود. چهار مذهب اصلی اهل سنت که با سلفی ها  می شوند پنج مذهب، در طول تاریخ در رقابت شدیدی با یکدیگر بوده اند و هرکدام سعی می کردند که روش خود را به عنوان روش پیامبر ثابت کنند. اگر تحریف کتابها ممکن بود، حنفی ها برای خود یک کتاب بخاری داشتند و شافعی ها نیز، بخاری دیگر ! ... و هر کس سعی می کرد احادیثی را که خلاف مذهبش است، از صحیح بخاری حذف کند. اما می بینیم از مغرب تا مشرق از شمال تا جنوب  یک بخاری و  یک مسلم  و یک ترمذی و  یک نسایی  داریم. پس عوض کردن و تغییر دادن  کتاب های ما  ممکن نیست !
2- شما برای سرکوب مذهب اهل سنت دست به دامان کسانی شده اید که خودشان ازاهل سنت متنفرند و از سخنان آنها مثال آورده ای که ببینید اهل سنت خودش چه می گوید ! مخالف اهل سنت را به عنوان اهل سنت معرفی کرده ای.  همین شعری که می گویی، حذف شده است؛ ببین در آن چه نوشته شده بود؟ 
آن شعر را در  صفحۀ 523 کتابت آورده ای و در آن سنی ها متهم شده اند که شراب و گوشت سگ را حلال می دانند و نکاح با دختر خود را جایز می شمارند و خداوند را مجسم می کنند و گوساله هستند ! 
  شما را به خدا چنین شخصی می تواند اهل سنت باشد؟
 من این کتاب را علیه  شیعه ها نوشته ام  در حالی که در گذشته شیعه بودم و نامم محمد باقر است. آیا سنی مکار حق دارد سخنان مرا به عنوان سند بیاورد و بگوید: ببینید محمد باقر شیعی ،خودش، می گوید: عمر خوب بود؟! بله این هم سند از کتب شیعه که عمر خوب بوده است. مراجعه کنید به کتاب «روز های پیشاور» ؟!
  جار الله زمخشری از نظر اهل سنت یک انسان گمراه است او معتزلی است و نزد ما ارزشی ندارد.
  نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور، این مرد، که ادعا می کند، سنی ها نکاح با دختر خود را جایز می دانند را  سنی معرفی  کرده است و در صفحه های مختلف کتابش ؛ او شاهد آورده است که خود سنی ها می گویند: علی برحق و عمر باطل بود!!!
4- وقتی شما می بینید که سنی ها  خود، کوس رسوایی می زنند و کتاب های خود را تغییر می دهند، خوب است شما هم آستین ها را بالا بزنید و با نشان دادن این تحریف های روز مره، آبروی سنی ها را ببرید.
 آیا چنین چیزی ممکن است ؟ امروزه که کتاب ها در جاهای مختلفی چاپ می شوند و  نسخه های اصلی در موزه ها نگهداری می شوند، آیا ممکن است که کتابها براحتی دستخوش تحریف شوند؟
چگونه ممکن است سنی ها با اینهمه اختلافی که بین خود دارند، بیایند و متحدانه و هماهنگ، کتابی را تغییر دهند و دشمنان در طول و عرض دنیا از آن بویی نبرند؟! 
  نویسندۀ کتاب شبهای پیشاور می گوید اگر سندی ارائه کردم و نیافتید، بدانید که من صادقم ! و کتب سنی ها کاذب است!  به این ترتیب، هر نویسنده ای می تواند در آغاز کتاب خود  چنین ادعای کند که در این صورت خود سند از اعتبار می افتد!
5- آیا حق نداریم به نیت نویسندۀ کتاب شک کنیم؟ شما را به خدا تا به حال شنیده اید که سنی سگ و شراب را حلال بداند؟! و با دختر خود عروسی کند ؟! و آن وقت همین را به عنوان سند ارائه دهد؟! و بعد بگوید سنی ها کتاب خود را تغییر داده اند. در طول تاریخ چنین چیزی هرگز  اتفاق نیفتاده است که سنی با دختر خود عروسی کند.آیا دروغ گویی بزرگتر از زمخشری و این آقای داعی شیاد ( نویسنده کتاب شبهای پیشاور ) سراغ دار