ست که اهل سنت این همه احادیث داشته باشند که علی جانشین پیامبر است و در همان حال دشمن علی باشند! جالب است که بعضی از احادیث را از زبان عمر می گوید! 
این مرد حقه باز استراتژی خود را بر این قرار داده است که پرگویی را با بی حیایی بیامیزد تا طرف خود را خسته کند که بالاخره کدام حرفش را جواب دهم .  
در جواب این حرفش  می گویم :
یا رب، نظر تو برنگردد            آدم که دچار خر نگردد 
  اگر این داعی حقه باز این ملت را … تصور نمی کرد که این کتاب را نمی نوشت. داعی می دانست که این ملت نمی داند که خوارزمی نویسنده است یا خوردنی یا نوشیدنی؟!  اگر این ملت را داخل آدم حساب می کرد، کتاب خوارزمی را از کتب معتبر اهل سنت معرفی نمی کرد. ای کاش این مرد یک بار این حقه را به کار می برد. تمام کتابش از این اباطیل پی در پی پر است؛ نه شرمی و نه حیایی !!
گمان می کند که ما با پرگویی از میدان در می رویم.
چگونه ممکن است این همه حدیث معتبر در کتب ما باشد و خودمان ذکر کنیم،  باز منکر شویم و برویم  به  دنبال عمر و ابوبکر ؟!
چگونه ممکن است این همه احادیث معتبر در کتاب های ما باشد و آن همه احادیث معتبرتر در کتاب های شما باشد، اما در قرآن ذکر و یاد و نام و نشانی از علی نباشد؟!
چگونه ممکن است الله بگوید: علی مقامی دارد که نه در اول کسی داشت نه در آخر کسی خواهد داشت، اما چنین انسان والا مقامی را قابل نداند که در قرآن فقط یک بار نامش را ذکر کند ؟!
او می دانست که کسی در میان این ملت، چنین سوال هایی نخواهد کرد و هرکس هم که بپرسد به او می گوید: وهابی . یا اصلاً چماق و کلاشینکوف را برای چه آفریده اند؟ 
اگر در خارج از محدودۀ چماق هم کسی پرسید، چارۀ کار در بی حیایی و لجاجت است. آنها فکر همه چیز را کرده اند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:156.txt">ادعای 121 - سنی ها در بارۀ جانشینی ابوبکر حدیث جعلی دارند</a><a class="text" href="w:text:157.txt">ادعای 122 -ابوهریره  دینش را به شکم فروخت</a><a class="text" href="w:text:158.txt">ادعای 123 - علی از حق  و قرآن جدا نمی باشد</a><a class="text" href="w:text:159.txt">ادعای 124 - با وجود این همه احادیث مشابه چرا بعضی از صحابه علی را رها کردند و با معاویه رفتند</a><a class="text" href="w:text:160.txt">ادعای 125 - مظلومیت شیعیان در مقابل مخالفان</a><a class="text" href="w:text:161.txt">ادعای 126 - تهمت علمای سنی به شیعیان</a><a class="text" href="w:text:162.txt">ادعای 127 - ما گرفتن بیش از چهار زن را جایز نمی دانیم</a><a class="text" href="w:text:163.txt">ادعای 128 - تهمتهای ابن تیمیه  به ما</a><a class="text" href="w:text:164.txt">ادعای 129 -شهر ستانی بی سواد بود</a><a class="text" href="w:text:165.txt">ادعای 130 - سنی ابو هریره را  مذمت می کند</a></body></html>ادعای 121 - سنی ها در بارۀ جانشینی ابوبکر حدیث جعلی دارند
  بدون دادن آدرس می گوید که سنی ها حدیث دارند که پیامبر فرمود: 
ای مردم، بدرستی که خدا ابوبکر را جانشین من کرد. خدا گفت: من از ابوبکر راضیم. آیا او هم از من راضی است ...  
جواب ما: 
  البته از نظر ما این دو حدیث جعلی هستند و هردو دروغ . اما در صفحات آینده خواهید دید که چه حقه ای در کار است.
ادعای 122 -ابوهریره  دینش را به شکم فروخت
  باز از  ابن ابی الحدید و زمخشری روایت کرده است که ابوهریره در جنگ صفین گفت: حق با علی است اما سفرۀ معاویه چرب تر است ...  
 جواب ما:
  این مرد می خواهد هزار صفحه را از دروغ پر کند! ابوهریره را همۀ علمای ما قبول دارند. اگر قبول نداشتند، چرا هزاران حدیث او را پایۀ کتاب های خود قرار دادند. 
  آخر ابی الحدید معتزلی و جار الله زمخشری کی باشند که بدگویی آنها بر شخصیت ابوهریره تاثیر سوء بگذارد؟!
 آخر آن دو خودشان نزد اهل سنت قیمتی ندارند و چون معتزلی بودند از نظر اهل سنت گمراه هستند. حرف های آن دو فقط باب دل اهل شرک؛ یعنی، افرادی مثل تو است؛ ای داعی .
تو چگونه می توانی از کتب اهل سنت بد بودن ابو هریره را ثابت کنی در حالی که هیچ کتاب حدیثی از احادیث او خالی نیست؟!
ادعای 123 - علی از حق  و قرآن جدا نمی باشد
  می گوید: حدیث داریم که سلیمان بلخی در کتاب خود ( که 70 سال پیش ، از روی مناظره شبهای پیشاور نوشته است) از رسول الله نقل کرده است که ایشان فرمود: حق با علی است. 
و باز سلیمان بلخی و دیگران نقل کرده اند که علی با قرآن است و قرآن با علی است. 
باز پرسیده است: چگونه ممکن است ابوهریره آدم خوبی باشد در حالی که در لشگر مخالف علی سنگر گرفته بود ...   
جواب ما:
  جالب است که نوشته راوی حدیث ابوهریره است! آیا همین حالا به ابوهریره خائن و دروغ گو نگفت؟ پس چرا از او حدیث نقل می کند ! 
  بدان که حدیث «حق با علی است» دروغ است و از این حدیث، علی اللهی ها نتیجه گرفتند که الله (حق) وعلی، هردو، یک چیزند.
  اما حدیث قرآن با علی است و علی با قرآن،  درست است. 
و اهل سنت نیز، عقیده دارند که علی از ابوهریره و معاویه افضل است، اما خوب تر بودن یکی دلیل بر بد بودن دیگری نیست. اشتباه انسان در یک موضوع دلیل خطای او در تمام امور نیست. اینگونه نتیجه گیری اصلاً معنا ندارد، مگر غرض ورزی باشد.
  ما اهل سنت، صحابه را معصوم نمی دانیم؛ یعنی، اشتباهات آنها را می پذیریم. اما همیشه نظر نیک به اصحاب داریم.  ابوهریره به علی اعتراض داشت که چرا قاتلان عثمان را مجازات نمی کند؟ شاید حدیث علی با قرآن است را نشنیده بود.
شاید شنیده بود اما آز آن نتیجه نگرفت که علی معصوم است و درست این است که این حدیث معنیش این نیست که علی معصوم است 
  شما چرا فراموش می کنید که  حضرت حسن از جنگ دست کشید و حکومت را به حضرت  معاویه داد اگر معاویه این قدر بد بود که شما می گویید، پس رسمیت بخشیدن به حکومت او توسط حسن بسیار بدتر بود. 
این جا جواب ندارید!!  پس معاویه بد نبود. حرف همان است که ما گفتیم، یکی خوب بود و یکی خوبتر .
بعد اگر علی با حق و حق با علی بود، پس  معنی اش این است که وقتی دختر به عمر داد و وزیر او شد، هم حق  با علی بود و هم علی با حق . 
ادعای 124 - با وجود این همه احادیث مشابه چرا بعضی از صحابه علی را رها کردند و با معاویه رفتند ...  
جواب ما:
1-	اصحاب معصوم نبودند.
2-	چون معصوم نبودند، پس اشتباه هم می کردند.
3-	چون معصوم نبودند، گاهی در دام مکر و فریبی که دشمنان اسلام کنده بودند هم می افتادند. 
4-	 آنها فاعل مایشاء نبودند که جلوی حوادث را بگیرند؛ مثلاً جنگ جمل نا خواسته و در اثر فتنۀ دشمنان اسلام شعله ور شد. 
5-	اما بهترین راه برای ما این است که ببینیم، خودشان پس از فتنه چگونه عمل کردند؛ اگر کاسۀ داغتر از آش شدیم، پس هدف نا مقدسی داریم. 
6-	 علی مثل این داعی حقه باز عمل نکرد. عایشه را ناسزا نگفت؛ بلکه با احترام به خانه برگرداند.
7-	 معنی حدیث این نیست که علی معصوم است و اصلاً خطا نمی کند و خود علی هم این را نمی گفت  و دعاهایش در شب و طلب استغفارش دلیل ادعای ماست.
8-	و قرآن نیز، این را نمی گوید و این آیه، دلیل ادعای ماست.
«تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً...»  (سجده/16) پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى‏شود (و بپ