ضیح داشته باشد، امریست غیر قابل انکار که ما نیازمند آن هستیم و دوستان خود را به آن توصیه می‌کنیم. یقیناً آن، برای پیروان راه کتاب خدا و سنت پیامبر ص سودمند خواهد بود.
در این مورد، علامه ابن عبدالبر توصیه‌های ارزنده‌ای دارد و می‌نویسد: «پس ای برادر! بر تو است که اصول را فرابگیری و به آن توجه کافی نمایی، زیرا کسی که به احکام صریح قرآن و سنت، توجه کند و از سخنان فقها نیز در راه اجتهاد و تفسیر کلمات و جملات مشترک المعنی کمک بگیرد البته از هیچ یک از آنان، کورکورانه تقلید ننماید و به بهانه اینکه گذشتگان، بر سنت، اشراف داشته و همه چیز را گفته‌اند، دست از تحقیق برندارد بلکه همانند آنها به تحقیق و بررسی بپردازند و در پی فهم مسائل باشد و از آنان به خاطر افاداتشان تشکر نموده و به خاطر اینکه اکثر سخنانش درست بوده است، قدردانی نماید و آنها را از لغزش، معصوم مپندارد (همانطور که خودشان نیز خود را از این‌گونه لغزش‌ها بری نمی‌دانستند). چنین کسی موفق است و راهرو راه سلف صالح و پیرو سنت پیامبر ص و اصحاب به شمار می‌رود.
اما کسی که پا فراتر نهد و به خود زحمت تحقیق در مورد سخنان فقها ندهد و از آنچه که ذکر کردیم اعراض نماید و با رأی خویش به مبارزه با اصول ثابت بپردازد و آنها را مطابق با مقیاس ذهن خود، بسنجد پس او خود، راه را گم کرده و دیگران را نیز گمراه خواهد کرد.
همچنین کسی که همه اینها را نادیده بگیرد و بدون علم، فتوا دهد، کورتَر و از راه حق، دورتَر است[2]. باید گفت: آنچه که ایشان بیان کردند حق و حقیقت است که هیچ‌گونه ابهامی در آن وجود ندارد.

--------------------------------------
1.(2/91-92).
2.ابن عبدالبر، (2/172).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه مؤلف</a><a class="text" href="w:text:6.txt">انگیزه تألیف کتاب</a><a class="text" href="w:text:7.txt">شیوه ما، در این کتاب</a><a class="folder" href="w:html:8.xml">سخنان ائمه در پیروی از سنت صحیح و ترک آراء و سخنان مخالف با حدیث</a><a class="folder" href="w:html:15.xml">چند شبهه و پاسخ آن</a><a class="text" href="w:text:21.txt">استقبال قبله</a><a class="text" href="w:text:22.txt">قیام</a><a class="text" href="w:text:23.txt">نماز بیمار</a><a class="text" href="w:text:24.txt">نماز خواندن در کشتی</a><a class="text" href="w:text:25.txt">جمع ایستادن و نشستن در نماز شب</a><a class="text" href="w:text:26.txt">نماز خواندن با کفش</a><a class="text" href="w:text:27.txt">نماز خواندن بر روی منبر</a><a class="folder" href="w:html:28.xml">ستره در نماز</a><a class="text" href="w:text:31.txt">حکم نماز خواندن به سوی قبر</a><a class="text" href="w:text:32.txt">نیت نماز</a><a class="text" href="w:text:33.txt">تکبیر تحریمه</a><a class="text" href="w:text:34.txt">بلند کردن دست‌ها هنگام تکبیر گفتن</a><a class="text" href="w:text:35.txt">گذاشتن دست راست بر پشت دست چپ</a><a class="text" href="w:text:36.txt">بستن دست‌ها، روی سینه</a><a class="text" href="w:text:37.txt">چشم دوختن به محل سجده و خشوع در نماز</a><a class="text" href="w:text:38.txt">دعاهایی که در رکعت اول قبل از فاتحه خوانده می‌شود</a><a class="folder" href="w:html:39.xml">قرائت در نماز</a><a class="folder" href="w:html:70.xml">رکوع</a><a class="folder" href="w:html:79.xml">سجده</a><a class="folder" href="w:html:94.xml">تشهد و سلام</a><a class="text" href="w:text:111.txt">پایان</a><a class="text" href="w:text:112.txt">منابع کتاب</a></body></html>وهم دیگری که نزد مقلدین، شایع است و آنها را از پیروی سنت در جایی که سخن مذهبشان مخالف با آن شد، باز می‌دارد، این است که آنها گمان می‌کنند با این کار به اشتباه امام مذهب خود اعتراف کرده و از او عیبجویی کرده‌اند. آنگاه می‌گویند: وقتی نمی‌توان از یک مسلمان عادی، عیبجویی کرد، چگونه می‌توان به امامی از ائمه‌ی مسلمین، طعن وارد ساخت؟!
در پاسخ بایدگفت: چه پندار باطلی؟ و علت چنین پندارهایی، انصراف از فقه سنت است.
و گرنه، چگونه یک مسلمان عاقل به خود اجازه چنین سخنی را می‌دهد؟ در حالی که رسول خدا ص می‌فرماید: «هر گاه حاکم (عالم) حکمی را بر اساس اجتهاد خویش، صادر نماید، در صورتی که حکمش درست باشد به او دو اجر می‌رسد و اگر اشتباه باشد باز هم یک اجر دارد»[1].
حدیث فوق، بیانگر این مطلب است که معنی شرعی سخن کسی که می‌گوید: «اخطأ فلان» این است که: «أثیب فلان أجراً واحداً» یعنی زمانی که گفتیم فلانی در این اجتهاد، اشتباه کرده است، این سخن، بیانگر آن است که به ایشان یک اجر می‌رسد.
پس کسی که اشتباه عالمی را در مسئله‌ی متذکر می‌شود، در واقع، اعتراف می‌کند که به او یک اجر می‌رسد. کجای این عمل را می‌توان طعن و تحقیر نامید؟ بی‌تردید این یک سوء برداشت و توهم باطل است که باید از آن دست برداشت زیرا دارنده‌ی چنین اعتقادی در واقع، سایر مسلمانان و ائمه و تابعین را طعن و تحقیر می‌نماید چون که سلف صالح و بزرگان قوم در برخی موارد آراء یکدیگر را نقض می‌کردند. و اگر ما این عمل را طعن و تحقیر بنامیم، گویا آنها یکدیگر را طعن و تحقیر می‌نمودند، حتی خود پیامبر خدا ص خطاب به ابوبکر رضی الله عنه در مورد تعبیر خوابی فرمود: «أصبت بعضاً و أخطأت بعضاً»[2] (بخشی از تعبیر شما درست و بخشی، اشتباه بود).
آیا می‌توان گفت که رسول‌الله ص قصد طعن و تحقیر ابوبکر رضی الله عنه را داشته است؟ چه تأثیر بدی این وهم بر اذهان آنها گذاشته است که حاضراند از حدیث صحیح، چشم بپوشند چون پیروی از آن به معنی نقض سخن امام مذهب است که نوعی تحقیر و بی‌احترامی به شخصیت ایشان تلقی می‌شود.
نمی‌دانم اینها فراموش کرده‌اند یا خود را به فراموشی زده‌اند که با این وهم، از چاله به چاه افتاده‌اند زیرا اگر پذیرفتن سخن شخص، به معنی احترام و تعظیم، و رد کردن آن به معنی طعن و تحقیر آن شخص باشد، پس اینها چگونه حاضر شده‌اند با سخن صحیح و ثابت رسول‌الله ص به خاطر پیروی از سخن مذهب خویش، مخالفت کنند و سخن مذهب را ولو اینکه مخالف با سنت صحیح باشد بپذیرند حال آنکه امام مذهب آنها معصوم نیست و طعن و تحقیر کفر محسوب نمی‌شود اما پیامبر خدا ص معصوم است و طعن و تحقیرش، کفر محسوب می‌گردد؟!
باید گفت: مقلدین برای این اعتراض، پاسخی ندارند جز سخن معروفی که همواره آن را دستاویز خود قرار داده و می‌گویند: ما به امام خود اعتماد داریم و یقیناً ایشان از ما نسبت به سنت، آگاهی بیشتری داشته است.
ما برای این سخن آنها، نیز جواب‌هایی داریم اما به علت ضیق مقام به ذکر یکی از آنها بسنده می‌کنم که به امید خدا، کافی خواهد بود.
می‌گویم : تنها امام شما نیست که از شما نسبت به سنت، آگاهی بیشتری دارد بلکه ده‌ها و هزاران امام دیگر نیز وجود داشته است که سنت را از شما بهتر درک کرده‌اند. پس اگر سنت صحیحی نقل شد که مذهب شما با مقتضای آن موافق نبود ولی یکی دیگر از ائمه‌ی آشنا به سنت بر آن عمل کرده بود، شما طبق سخن خودتان باید آن را بپذیرید زیرا مخالف شما نیز می‌گوید: امام من بر این عمل کرده است و من به امام خود اعتماد دارم. یقیناً امامی که این سنت را پذیرفته است شایستگی بیشتری دارد که در این مورد از وی پیروی شود.
در پایان، به صراحت می‌گویم: