 «التحریر» آنان را مشخص کرده و این نقص را هم برطرف نموده است. 
3- «الاصابه فی معرفه الصحابه»(3)  تألیف ابن حجر عسقلانی (م ـ 852) این کتاب جامع کتاب‌های استیعاب و اسدالغابه و عاری از اشکالات اسد الغابه و مشتمل بر اضافاتی است که ابن حجر از کتاب‌های دیگر استفاده کرده است، و این کتاب سودمندترین کتابی است که در صحابی‌شناسی تألیف گردیده و شیخ سیوطی که شاگرد مؤلف بوده آن را تلخیص نموده و «عین(4)  الاصابه» نامیده است. 
برخی از رجالیون با ترکیب طبقات و ترکیب علم رجال و علم تراجم شرح حال جمع بی‌شماری از حافظان و راویان احادیث را به گونه‌ای مفصل بیان نموده‌اند مانند شمس‌الدین محمد ذهبی (م ـ 748) که کتاب مفصل چند جلدی (تذکره الحفاظ)(5)  را به این شیوه تألیف نموده است. 
دوم طبقه غیر اصحاب که پذیرای جرح و تعدیل می‌باشند و به صورت‌های گوناگون از آنان بحث شده است. 
1- عده‌ای در تألیفات خود فقط «ضعفاء» و افراد بدنام را شناسایی کرده‌اند، تا مردم از قبول احادیث روایت شدة آنان پرهیز کنند، مانند یحیی‌بن معین (م ـ 223) و علی‌بن مدینی (م ـ 234) و محمدبن اسماعیل(6)  بخاری (م ـ 256) در کتاب «الضعفاء الکبیر» و نسائی (م ـ 303)(7)  در کتاب «الکامل فی ضعفاء الرجال». 
2- عده‌ای در تألیفات خود فقط به شناسایی افراد مورد وثوق پرداخته‌اند و تحت عنوان «الثقات» کتاب‌هایی را تألیف نموده‌اند، تا مردم با اطمینان خاطر، احادیث روایت شدة آنان را قبول کنند مانند ابوالحسن احمدبن عبدالله عجلی (م ـ 261) و ابوالعرب محمدبن احمد تمیمی (م ـ 333) و احمدبن حبان(8)  بستی (م ـ 354) در کتاب‌های «الثقات» و «مشاهیر علماء الامصار» و عمربن احمدبن(9)  شاهین (م ـ 385) و در قرن نهم زین‌الدین قاسم(10)  حنفی (م ـ 876) کتاب‌هایی در بیان «ثقات» نوشتند. 
3- برخی از رجالیون تنها به بررسی رجال برخی از کتب حدیث پرداخته‌اند و در این زمینه بررسی رجال راوی صحیح بخاری و صحیح مسلم از رجال بقیة کتب چشمگیرتر است، از جمله کتاب : «التعدیل و التجریح لمن روی(11)  عنه البخاری فی الصحیح» تألیف سلیمان‌بن خلف ماجی (م ـ 474) و کتاب «رجال صحیح مسلم» تألیف احمد بن علی (م ـ 428) و کتاب «رجال البخاری و مسلم» تألیف دارقطنی (م ـ 385) و کتاب الجمع بین رجال الصحیحین» تألیف ابونصر کلاباذی (م ـ 398) و کتاب دیگر باز به نام «الجمع بین رجال الصحیحین» تألیف محمدبن طاهر مقدسی (م ـ 507) و همچنین حاکم نیشابوری (م ـ 404) و هبه‌الله بن حسن لالکالی، هر یک کتابی را در بررسی رجال بخاری و مسلم نوشته‌اند. 
در بررسی رجال کتاب‌های حدیث دیگر نیز کتاب‌های نوشته شده‌اند از جمله کتاب «التعریف برجال الموطا» تألیف محمدبن یحیی (م ـ 416) و کتاب «تسمیه شیوخ ابی‌داود» تألیف حسین‌بن محمد (م ـ 498) و کتاب «الکمال(12)  فی معرفه الرجال» تألیف عبدالغنی مقدسی (م ـ 600) که مشتمل بر رجال صحاح سته است و در اوایل قرن هشتم یوسف زکی مزی (م ـ 746) با تألیف کتاب «تهذیب(13)  الکمال» به تکمیل آن کتاب اقدام نمود، سپس هر یک از ذهبی (م ـ 748) و ابن حجر عسقلانی (م ـ 852) در کتاب‌های تحت عنوان « تهذیب التهذیب» به تلخیص و ویرایش کتاب مزی پرداختند. 
--------------------------------------------------
1) منهل الحدیث، زرقانی ص 10 و الرسالة المستطرفه، کتانی، ص 96 و 100 (فصل رجال)، به نقل صبحی، ص 109. 
2) کشف الظنون، ج 1، ص 81 و 82. 
3) کشف الظنون، ج 1، ص 109، توجه اخیراً (الاصابة) در چهار جلد قطور که (استیعاب) نیز در هامش آن قرارداد چاپ شده است و مورد استفاده نگارنده است. 
4) همان. 
5) کشف الظنون، ج 2، ص 1087 از تعداد بسیاری نام برده است. 
6) همان. 
7) همان. 
8) کشف الظنون، ج 1، ص 521 و 522 علاوه بر شخصیت‌های نامبرده شخصیت‌های دیگری را نیز به عنوان مؤلفین «ثقات و ضعاف» نامبرده است و همچنین کشف الظنون، ج 1، ص 843، در مورد علم رجال احادیث و کتاب‌هایی که در این زمینه تألیف شده‌اند به تفصیل بحث کرده است. 
9) همان. 
10) همان. 
11) کشف الظنون، ج 2، ص 1509. 
12) همان. 
13) کشف الظنون، ج 2، ص 1509 نوشته: «کتاب بزرگی است که نظیر آن نوشته نشده و به گمانم کسی نمی‌تواند همتایش را بنویسد آنگاه در همین جا درباره تهذیب التهذیب ابن حجر در شش جلد و تهذیب التهذیب ذهبی بحث می‌کند». یکی دیگر از شعبه‌های علم الحدیث درایتی علم جرح و تعدیل است، و آن علمی است که از روایان احادیث بحث می‌کند از حیث عیبی که دارند و سبب رد روایت آنان می‌شود و از حیث حسنی که دارند و واجد شرایط قبول(1)  روایت‌ها می‌باشند و تعبیرات و الفاظی که برای نشان دادن عیب راوی یا حسن راوی به کار گرفته می‌شود ماند: «ثقه، مُتقِن، صدوقٌ، ثقه حافظٌ لابأس به و ...» برای نشان دادن تعدیل و مانند: «متهم بالکذب، متروک الحدیث، واهی الحدیث، کذّابٌ، وضّاعٌ» برای نشان دادن جرح. 
این علم از عصر اصحاب به بعد، مورد استفاده قرار گرفته است از صحابی‌ها ابن عباس(2)  (م ـ 96) و انس‌بن مالک (م ـ 93) و از تابعین شعبی (م ـ 104) و ابن سیرین (م ـ 110) و در اواخر عصر تابعین اعمش (م ـ 148) و شعبه (م ـ 160) و مالک (م ـ 179) و از اتباع تابعین ابن مبارک (م ـ 180) و ابن عیینه (م ـ 197) و عبدالرحمن بن مهدی (م ـ 148) عموماً این علم را در جهت رد و قبول روایت‌ها به کار گرفته‌اند، و یحیی بن معین (م ـ 233) و امام احمد بن حنبل (م ـ 241) در تألیفات خود قلة رفیع این علم را نشان داده‌اند، و از کتاب‌های بسیار مفصل و جامع جرح و تعدیل «طبقات ابن سعد»(3)  زهری بصری (م ـ 230) می‌باشد که پانزده جلد است و به چاپ هم رسیده است. 
این کتاب بعد از چند قرن توسط شیخ(4)  سیوطی تلخیص گردیده و به نام: «إنجاز الوعد(5)  المنتقی من طبقات ابن سعد» نامگذاری گردیده است و علی‌بن المدینی (م ـ 234) در تاریخش که ده جلد است و همچنین بخاری (م ـ 256) در تاریخ‌های سه‌گانة خود، و ابوحاتم رازی (م ـ 327) در کتاب «جرح و تعدیل و ابن حبان(6)  (م ـ 354) در کتاب اوهام اصحاب التواریخ که ده جلد است، مفصل از جرح و تعدیل راویان بحث کرده‌اند، و ذهبی (م ـ 747) نیز کتاب «میزان الاعتدال» را در جرح و تعدیل راویان تألیف نمود، و ابن حجر عسقلانی (م ـ 852) با تألیف کتاب «لسان المیزان»(7)  آن کتاب را مرتب و مهذب ساخته است. 
در این لحظه که زبان بیان خامه، به پایان بحث نامه رسیده است، بعد از گفتن «الحمدالله، و الصلوة علی محمد رسول‌الله(ص)، و السلام علی الصالحین من عباد الله» خامه، شکرگویان و وداع‌کنان تا زمینه و زمان دیگر، دم از بیان فرومی‌بندد. 
مهاباد ـ بیست و نهم فروردین سال یک هزار و سیصد و هشتاد و دو شمسی مطابق با پانزدهم صفر یک هزار و چهارصد و بیست و چهار قمری ـ عبدالله احمدیان
--------------------------------------------------
1) همان. 
2) علوم الحدیث، مصطلحه، صبحی صالح، ص 108. 
3) همان. 
4) علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 108. 
5) همان. 
6) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 920 تا 924. 
7) کشف الظنون، ج 2، ص 1917 و 1918. توجه: علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 108. این کتاب‌ها را در زمینه جرح و تعدیل یادآور شده است : «تاریخ‌های سه‌گانه بخاری ده جلد واوهام اصحاب توار