ر صحیحین نیامده‌اند. 
3- روایاتی که به تشخیص حاکم صحیح بوده گرچه واحد هیچ یک از شرایط بخاری و مسلم نبوده است. 
روش حاکم در همان کتاب به این صورت است که پس از نقل هر حدیثی به نوع آن طبق توضیح فوق اشاره می‌کند مثلاًَ می‌گوید: «این حدیث واجد شرط بخاری و مسلم است و آنان این حدیث را نیاورده‌اند». شمس‌الدین(2)  ذهبی حاکم در تألیف این مستدرک متساهل و کم‌توجه(3)  شمرده و او را نیز متمایل به اهل تشیع دانسته و دکتر صبحی صالح نیز روش حاکم را نقد کرده و گفته حاکم صحیح بودن احادیثی را بر شیخین لازم دانسته که به هیچ‌وجه لازم نیست آنها را صحیح بدانند زیرا راویان آنها ضعف‌هایی دارند و بر اکثر احادیثی که حاکم یادآور شده(4)  نقد‌هایی وارد است.
--------------------------------------------------
1) کشف الظنون، ج 2، ص 1672 بعد از توصیف مؤلف و کتابش نوشته «قال السمعانی و کان فیه تشیع» و عدد روایت‌ها تنها در تاریخ حدیث فارسی دیده می‌شود. 
2) اختصار علوم‌الحدیث، ابن کثیر، ص 26 و تدریب الراوی، سیوطی، ص 140 به نقل علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 307. 
3) همان. 
4) همان. پنجمین بخش از کتاب‌های غیر مستقل کتاب‌های مستخرجات است، و مستخرجات جمع مستخرج بوده، و آن عبارت از کتابی است که در آن مؤلف احادیث یک کتاب حدیث را به غیر اسناد صاحب آن کتاب بلکه با سندی که خود فراهم نموده است روایت کند و معلوم است که در طبقات بالا (صحابی‌ها یا تابعین) این دو طریق(1)  (طریق اصلی و طریق مستخرج) به هم پیوند می‌خورند. 
تألیف مستخرجات فواید زیادی دارد، از جمله تقویت سند احادیث با توجه به طرق متعاضد، و کم شدن واسطه‌های روایت با توجه به علو اسناد مستخرج و ترمیم سندهای مقطوع و معلق و مرسل به سندهای متصل و اشتمال احادیث کتاب‌های مستخرج بر نکات اضافه و جدید، زیرا مؤلف کتاب مستخرج ملزم نیست که احادیث را با همان عبارات موجود در کتب اصلی بیاورد. 
محور اصلی مستخرجات صحیحین و کتاب‌های سنن و تعداد آنها زیاد است و مهمترین آنها عبارتند از: 
الف- نسبت به صحیح بخاری، مستخرج ابوبکر(2)  اسماعیلی جرجانی (م ـ 371) و مستخرج ابوبکر برقانی (م ـ 425) و مستخرج ابوبکر بن مردویه (م ـ 416) و مستخرج ابواحمد غطریقی (م ـ 377) و مستخرج ابن ابی‌ذهل هروی (م ـ 378). 
ب- نسبت به صحیح مسلم، مستخرج ابوعوانه(3)  اسفرائینی (م ـ 316) و مستخرج محمدبن رجاء نیشابوری (م ـ 286) و مستخرج محمدبن عبدالله جوزقی نیشابوری (م ـ 388) و مستخرج احمدبن سلمه نیشابوری (م ـ 286). 
ج- نسبت به صحیحین، مستخرج محمدبن یعقوب شیبانی معروف به ابن الاحزم (م ـ 344) و مستخرج ابوذر هروی (م ـ 434) و مستخرج ابومحمد بغدادی معروف به خلال (م ـ 439) و مستخرج ابونعیم اصفهانی (م ـ 430). 
د- نسبت به سایر کتب ـ مستخرج محمدبن عبدالملک بن‌امین نسبت به سنن ابوداود، و مستخرج ابونعیم نسبت به کتاب توحید ابن خزیمه و مستخرج ابوعلی طوسی بر سنن ترمذی. 
-----------------------------------------------
1) تدریب الراوی، سیوطی، ص 33 به نقل صبحی، ص 308. 
2) اختصار علوم الحدیث، ابن کثیر، ص 27 و علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 308 و کشف الظنون، ج 2، ص 1671. 
3) همان. ششمین بخش از کتاب‌های غیر مستقل، کتاب‌های اطراف است، که مؤلف در آن کتاب‌ها به ذکر جزئی از حدیث که بر بقیه دلالت دارد، اکتفا کرده است و طرف و اسناد آن حدیث به نقل از ماخذی که حدیث در آن وجود دارد بیان نموده است و کتاب‌های اطراف حکم فهرست راهنما یا فرهنگ حدیث را دارند و دو فایدة بسیار مهم دارند اول اینکه آگاهی بر اساتید حدیث‌ها را آسان می‌کنند زیرا تمام طرف در یک جا فراهم آمده است دوم اینکه نشان می‌دهند از صاحبان منابع و مجموعه‌های حدیثی چه کسانی آن حدیث را نقل کرده‌اند و در چه بابی از کتاب‌های خود آورده‌اند. 
مهمترین کتاب‌های اطراف به ترتیب تاریخ تألیف آنها عبارتند از: 
1- اطراف الصحیحین، تألیف ابراهیم‌بن محمدبن(1)  عبید دمشقی (م ـ 400). 
2- اطراف الصحیحین، تألیف ابومحمد خلف‌بن(2)  محمد واسطی (م ـ 401). 
3- اطراف الصحیحین، تألیف ابونعیم(3)  اصفهانی (م ـ 430). 
4- اطراف الکتب(4)  السته، تألیف محمدبن طاهر مقدسی (م ـ 507). 
5- اطراف السنن الاربعه، تألیف ابوالقاسم علی‌بن حسن معروف به ابن عساکر (م ـ 571). 
6- تحفه الاشراف بمعرفه الاطراف، تألیف یوسف بن عبدالرحمن مزی(5)  (م ـ 742). 
7- اتحاف المهره باطراف العشره(6) ، تألیف ابن حجر عسقلانی (م ـ 852). 
8- اطراف المسانید العشره، تألیف احمدبن ابی‌بکر بوصیری، (م ـ 840). 
9- موسوعه اطراف الحدیث النبوی الشریف در یازده جلد تألیف و تنظیم و تحریر دانشمندان معاصر (محمد سعید بسیونی زغلول و دکتر عبدالغفار و سلیمان عبدالغفار بنداری). 
--------------------------------------------------------
1) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 116 و 117. 
2) همان. 
3) همان. 
4) همان. 
5) همان. 
6) کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، ص 7. هفتمین بخش از کتاب‌های غیر مستقل، کتاب‌های تخریج است، بسیاری از مؤلفان در تألیفات خود به عنوان استشهاد یا استدلال احادیثی را ذکر کرده‌اند و چون مرجع و مأخذ و اسناد آنها را بیان نکرده‌اند به همین جهت وضعیت آن احادیث از حیث صحت و حسن و ضعف معلوم نیست و مؤلفین کتب تخریج به منبع‌شناسی اینگونه روایات پرداخته و وضعیت آنها را معلوم کرده‌اند، بسیاری از مؤلفین به تألیف کتب تخریج اقدام نموده‌اند، و کوشاترین آنان(1)  جمال‌الدین ابومحمد سبکی و زین‌الدین(2)  عراقی بوده‌اند، زین‌الدین کتابی را با عنوان «المغنی عن حمل الاسفاد فی الاسفار(3)  فی تخریج ما فی الاحیاء من الاخبار» تألیف و در آن احادیث موجود در احیاء علوم‌الدین غزالی را تخریج کرد و سپس توضیح داده است که چه کسی آن حدیث را در کتاب خود آورده و کدام صحابی آن را روایت کرده است و بعد بیان می‌کند که آن حدیث صحیح است یا حسن یا ضعیف این اثر مهم اخیراً همراه کتاب احیاء علوم‌الدین به چاپ رسیده است. 
از موارد مهم کتب تخریج، تعیین وضعیت روایاتی است که به صورت پند و مثل در بین مردم رایج گشته‌اند و شهرت و معروفیت یافته‌اند و چون در میان آن روایات صحیح و سقیم به هم آمیخته‌اند عده‌ای از محدثان، با تألیف کتبی به تحقیق در منابع آن روایات و ارزش و اعتبار آنها پرداخته‌اند و معروف‌ترین این نوع کتاب‌های تخریج کتاب‌های زیر می‌باشند: 
1- المقاصد الحسنه(4)  فی بیان کثیر من الاحادیث المشتهره علی الالسنه» تألیف شمس‌الدین محمدبن عبدالرحمن سخاوی (م ـ 902) مؤلف در این کتاب به ریشه‌یابی روایت‌های مشهور پرداخته و با عبارت «لااصل له و لااعرفه» اصل و منشأ بسیاری از آنها زیر سؤال برده است، و این کتاب به وسیله یکی از شاگردان سخاوی، عبدالرحمن بن الدبیع شیبانی تلخیص و تکمیل گردیده، بنام «تمییز الطیب من الخبیث فیما یدور(5)  علی الالسنه من الحدیث» و اسماعیل‌بن محمد عجلونی (م ـ 1162) پس از تلخیص کتاب مقاصد سخاوی و نقل گزیده‌ای از مطالب آن، مطالب و احادیث فراوانی به نقل از کتب دیگر به آن ضمیمه نمود و آن را «کشف الخفاء و مُزیل الال