 تألیف محدث بزرگ و معروف، اسماعیل‌بن عمربن کثیر معروف به ابن کثیر دمشقی (م ـ 694) است، در این کتاب در حدود یکصد هزار روایت از صحاح سته و مسند احمدبن حنبل و مسند ابوبکر بزاز و مسند ابویعلی موصلی و معجم کبیر طبرانی آورده شده است و در آن هر نوع حدیثی اعم از صحیح، حسن، ضعیف، دیده می‌شود. ابن کثیر کتاب مسانید الحدیث را به ترتیب مسانید حدیثی تنظیم کرده است وی در آغاز در مورد هر کدام از اصحاب شرح حالی نوشته و سپس مجموع روایاتی که از آن صحابی در دست(15)  داشته نقل کرده است، این کتاب در عصر حاضر بعد از آنکه به وسیله دو دانشمند صالح احمد و مصلح ابوعیل در مدینة منوره تحقیق گردیده در سی و شش جلد به طبع رسیده است. 
6- بزرگترین کتاب جامع حدیثی دورة متأخرین کتاب «جمع الجوامع»(16)  جلال‌الدین سیوطی (م ـ 911) است. 
جلال‌الدین سیوطی این کتاب را (که به جامع کبیر سیوطی مشهور است) به منظور جمع کردن تمام احادیث پیامبر(ص) تألیف نموده، و روایات صحاح سته، مسند ابن حنبل و موطای مالک ‌بن انس و سایر کتاب‌های حدیث را که تا بیش از هفتاد کتاب و مجموعة احادیث برآورد شده‌اند، در آن کتاب جمع کرده است و دربارة جامع کبیر سیوطی دو نکته قابل توجه است: نکتة اول اینکه سیوطی این کتاب را در دو بخش تدوین نموده است، نخست بخش اقوال، در این بخش سخنان منسوب به پیامبر(ص) بر پایة حروف ابجد مرتب شده است و اگر کسی جویای حدیثی باشد و نخستین کلمة آن حدیث را بداند، به آسانی می‌تواند به متن کامل آن حدیث و رتبة آن از حیث صحت و حسن و ضعف دست(17)  یابد، دوم بخش افعال این بخش بر پایة مسانید اصحاب تنظیم شده است و کسی که به این بخش می‌نگرد آنچه را که یک صحابی از افعال پیامبر(ص) روایت کرده یا خود آن صحابی گفته و یا گفتار و کرداری که به وی نسبت داده‌اند به طور یکجا در مسندی که بنام همان صحابی نامگذاری شده خواهد یافت(18)  و سیوطی روایات را با حذف سندهای آن آورده و تنها به ذکر منابع اصلی و مخرج آنها اکتفا کرده است. 
نکته دوم اینکه سیوطی بعد از تدوین جامع‌الکبیر که مشتمل بر احادیث صحیح و حسن و ضعیف و بیان یکایک آنها بود. کتاب جامع دیگری را تدوین نمود که فقط شامل احادیث صحیح و حسن بود و احادیث ساختگی و موضوع و ضعیف(19)  در آن وجود نداشت و این کتاب دارای ده هزار و سی و یک حدیث (10031) و این دو کتاب سیوطی چون بر حسب حروف الفبا مرتب شده و خواننده را با رمز منابع آن احادیث رهنمون ساخته است در حکم فهرست‌هایی برای کتاب‌های اصلی حدیث است. 
کتاب جامع الصغیر به وسیله محمد عبدالرئوف مناوی(20)  با عنوان «فیض القدیر شرح جامع الصغیر» و نیز به وسیله شیخ علی‌بن احمد شافعی با عنوان «السراج المنیر» شرحی بر آن نوشته شده است. 
7- علاءالدین علی‌بن حسام مشهور به متقی هندی (م ـ 975) کتاب جمع الجوامع سیوطی را مبنای کار خود قرار داده و روایات آن را بر مبنای حروف الفبا و همچنین نظم و موضوعات فقهی مرتب ساخته و آن را «کنزل العمال فی سنن(21)  الاقوال و الافعال» نام نهاده است و متقی هندی به همین ترتیب احادیث جامع صغیر سیوطی(22)  را مرتب کرده و آن را «منهج العمال فی سنن الاقوال» نام نهاده است. 
متقی هندی کتب دیگری را نیز مانند «الاکمال فی سنن الاقوال» و «غایه العمال فی سنن الاقوال» تألیف نموده است و همچنین کنزالعمال را مختصر نموده و آن را «منتخب کنز العمال» نامیده است. 
8- از دیگر جوامعی که به کوشش یکی از دانشمندان معاصر صورت پذیرفته است کتاب «التاج الجامع للأصول فی احادیث الرسول» تألیف شیخ منصور علی ناصف از علمای الازهر مصر است در این کتاب احادیث (بخاری و مسلم و ابوداود و ترمذی و نسائی) جمع‌آوری شده و در بین صحاح سته فقط از ابن ماجه حدیث روایت نشده است، روش تدوین این کتاب بر حسب ابواب فقهی است و برای اهل تحقیق به ویژه فقها مرجع مفیدی است، و در این کتاب احادیث مکرر و سلسلة اسناد روایات حذف شده اما نام آخرین راوی و مرجع اصلی روایت معین شده است. 
9- آخرین کتابی که در این قسمت باید معرفی شود کتابی است با نام و عنوان «المسند الجامع لاحادیث الکتب السته و مؤلفات اصحاب‌ها الاخری و موطا مالک و مسانید الحمیدی و احمدبن حنبل». این کتاب 1- احادیثش بر محور صحابه مرتب شده. 2- و احادیث هر صحابی به ابوابی مرتب گشته. 3- احادیث مقطوع و مرسل و معلق در این کتاب وجود ندارد. 4- این کتاب دارای هفده هزار و هشتصد و دو روایت (17802) که از یک هزار و دویست و سی و هفت تن صحابی نقل شده است. 5- این کتاب توسط هیئتی (سید ابوالمعاطی، محمد نوری احمد عبدالرزاق عبدابن ابراهیم زاملی و محمود محمد خلیل) و به سرپرستی بشار عواد عراقی تنظیم شده و در بغداد به طبع رسیده است. 
-----------------------------------------------
1) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 345. 
2) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، (1698 تا 1702). 
3) همان. 
4) همان. 
5) همان. 
6) همان. 
7) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، ص 1698. 
8) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 536 و 537 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 13، ص 59 و 60. 
9) همان. 
10) همان. 
11) همان. 
12) کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، ص 573 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 13، ص 31 و 32 دارای ششصد تألیف بود و با دست خود دویست جلد را نوشته است. 
13) البدایه و النهایه، ج 13، ص 361. 
14) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 573 و 597. 
15) همان. 
16) همان. 
17) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 597. 
18) همان. 
19) کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، ص 560 و 561 و ص 597 و 598 توجه شماره احادیث آن کتاب (10031) فقط در تاریخ عمومی حدیث دیده می‌شود. 
20) همان. 
21) همان. 
22) همان. بسم الله الرحمن الرحيم
با توجه به کمال اهمیت حدیث در بنا و بیان احکام دین اسلام، پیامبر(ص) در زمان حیات خویش، در عین اینکه مسلمانان را به حفظ احادیث کاملاً ترغیب می‌کرد و می‌فرمود: «نضّر الله عبداً سمع مقالتی فوعاها»(1)  یعنی: خدا شاد و شادمان کند بنده‌ای را که سخن مرا شنیده و آن را حفظ کرده است ـ همچنین مسلمانان را به نشر و تبلیغ آن با عین لفظ و عبارت حدیث تشوق می‌نمود و می‌فرمود: «نضّر الله امرءأ سمع حدیثا فادّی کما سمعه فربّ مبلّغٍ اوعی من سامع»(2)  یعنی: خدا شاد و شادمان کند بنده‌ای را که حدیثی را شیند و همان‌گونه که خود شنیده است ـ بدون تغییر لفظ و عبارت آن را به سمع دیگری رسانیده است که بسا تبلیغ‌کننده حافظه‌اش از حافظة شنونده قوی‌تر باشد، و اکیداً و شدیداً مردم را از جعل احادیث و روایت مطالب نادرست بنام احادیث برحذر می‌داشت و می‌فرمود: «من کذب علیّ متعمّداً فلیتبوّء مقعده من النّار»(3) . یعنی: کسی که به طور عمد و با حالت آگاهی دروغ بر من ببندد پس نشیمنی را برای خود در آتش دوزخ آماده کند (جعل‌کنندة حدیث قطعاً به دوزخ می‌رود). 
-----------------------------------------------------
1) سنن ابن ماجه، مقدمه و سنن ترمذی، ج 2، کتاب العلم. 
2) الکفایة، خطیب، ص 173، به نقل علوم الحدیث، صبحی صالح، ص 77. 
3) حدیثی است به اتفاق متواتر و ابن حجر عسقلانی در نزهة النظر، ص 161. آن را نقل کرده و در ذیل آن نوشته شده است