س شدم و در طول آن سال حتی حدیثی را روایت نکرد.(33)  
از این توضیحات به خوبی معلوم می‌شود که در عصر فاروق، تعلیم و تعلم احادیث در جهان اسلام به طور منظم گسترش یافته، اما به جز احادیث صحیح همراه شاهد و متابع و شرایط دیگر اثبات صحت، روایت نشده، و مسلمانان به جای کثرت روایت احادیث و بحث از آنها بیشتر سرگرم تلاوت آیه‌های قرآن و بحث از معانی و پیام آنها بودند. 
-----------------------------------------------------
1) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 5 و علوم الحدیث، صبحی صالح، به نقل از طبقات الحفاظ، ص 21. 
2) همان. 
3) همان. 
4) همان. 
5) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 2 و اضواء علی السنة المحمدیه، ابوریه، ص 75 بعد از نقل مطلبی گفته است : ابوبکر با این عمل خود اولین شرط حدیث را که صحیح الاسناد بودن است وضع نمود. 
6) همان. 
7) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 2. 
8) همان. 
9) همان. 
10) همان. 
11) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 2 و 3. 
12) همان. 
13) همان. 
14) صحیح بخاری در ارشاد الساری، ج 9، ص 142 و تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 6، مبحث عمربن خطاب و صحیح مسلم، ج 6، ص 177 و صبحی صالح، ص 31. 
15) همان.
16) صحیح بخاری در ارشاد الساری، ج 9، ص 142 و تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 6، و صحیح مسلم، ج 6، ص 177. 
17) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 7. 
18) الفاروق، شبلی نعمانی، بخش دوم، ص 283. 
19) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 8. 
20) الفاروق، شبلی نعمانی، بخش دوم، ص 187.
21) همان. 
22) همین فراخوانی به منظور تشکیل جمعیت محدثین در مرکز در یکی از روایت‌ها با حبس در مدینه تعبیر شده است اما چنین نبود. چون فاروق خود آنها را برای تعلیم حدیث به استان‌های دور فرستاده است. 
23) الفاروق، شبلی نعمانی، بخش دوم، ص 279. 
24) همان کتاب و ازالة الخفاء، ص 6. 
25) همان. 
26) الفاروق، شبلی نعمانی، بخش دوم، ص 279 و ازالة الخفاء، ص 6. 
27) همان. 
28) تقیید العلم، ص 50 و جامع بیان العلم، ج 1، ص 64 و طبقات ابن سعد، ج 3، ص 206 و کنز العمال، ج 5، ص 239 به نقل صبحی صالح ذیل، ص 31. 
29) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 7، عمربن خطاب و طبقات ابن سعد، ج 3، ص 206 و تاریخ عمومی حدیث در ص 77 از تاریخ طبری، ج 4، ص 204 نقل کرده: «کان عمر اذا استعمل العمال خرج معهم یشیعهم فیقول ... جردوا القرآن واقلّوا الرّاویة عن محمد(ص) و انا شریککم» یعنی: هر گاه عمر(رض) حاکمی را برای شهری انتخاب می‌کرد وی را بدرقه کرده و در ضمن توصیه‌های خود می‌گفت: قرآن را (از هر مطلب غیر قرآنی) تجرید کنید و جدا نمایید، روایت حدیث از محمد(ص) کم نمایید و من در این کار با شما شریک هستم. 
30) همان. 
31) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 7، شرح حال عمربن خطاب(رض). 
32) سنن ابن ماجه، ج 1، ص 12 و طبقات ابن سعد، ج 4، ص 106 و سنن ابن ماجه، ج 1، ص 3 و صحیح بخاری، ج 9، باب خیر المراة الواحدة. 
33) همان. الف- حدیث در عصر عثمان ذی‌النورین(رض) : در عصر عثمان ذی‌النورین نیز تدوین کتب احادیث مجاز نگردید، و قواعد و اصول جدیدی هم اضافه بر قواعد و اصول و شرایط و اثبات و قبول صحت احادیث وضع نگردید، و بلکه بر رعایت همان اصول و قواعد تأکید به عمل آمد، و جریان نقل و روایت احادیث کاملاً عادی و طبق قواعد بود، اما در سال‌های آخر خلافت عثمان(رض) که از یک طرف جهان اسلام از عصر فاروق گسترده‌تر و کثیرالملّه، شده بود، و از طرف دیگر عثمان آن نفوذ و قدرت و صلابت و مدیریت و توان کنترل فاروق را نداشت تدریجاً برخی انحرافات از قبیل دیوانسالاری و بروکراسی و فئودالیزم و تجمل‌گرایی ظاهر گردیدند، و در کنار آنها هجوم روایت‌های نادرست و بروز فرهنگ‌های وارداتی بر خلاف میل عثمان به صحنه ریختند و این تغییر و تحول ناخواسته از دو جهت معلوم گردید یکی از فریاد عاجزانه عثمان بر بالای منبر (مدینه دارالسنه) که بر حسب روایت ابن عساکر و ابن سعد از محمودبن لبید، روزی عثمان بر بالای منبر فریاد برآورد که: «لایحلّ لاحدٍ ان یروی حدیثا عن(1)  رسول‌الله(ص) لم أسمع به فی عهد ابی‌بکرٍ و عمر» یعنی: هیچ کسی مجاز نیست حدیثی را از رسول‌الله(ص) روایت کند که من آن حدیث را در عصر ابوبکر و عمر نشنیده باشم، و از این فریاد دو مطلب به خوبی استنباط می‌گردد یکی اینکه احادیث عصر ابوبکر و عمر باید مجموعه‌ی مشخصی بوده باشند و مسلمانان عموماً از آنها آگاهی داشته‌اند و الاّ کسی از ندای عثمان چیزی نمی‌فهمید و نمی‌دانست چه چیزی را مجاز و چه چیزی را ممنوع اعلان نموده است و دیگر اینکه عثمان و هم عصران او هم احادیث زمان ابوبکر و عمر را با همان شروط اثبات صحت آنها، کاملاً قبول داشته‌اند. 
جهت دیگر که چنین تحولی را در روایت احادیث نشان داد این بود که روایت کردن احادیث صحیح و واجد شرایط و خودداری از سرگرم کردن مردم به روایت‌ها در عصر عثمان و مخصوصاً در سال‌های آخر خلافتش تنها در حد یک توصیه یا صدور حکمی بدون مجازات(2)  تخلف از آن بود، به همین جهت سرگرم کردن مردم به روایت‌ها چون بدون ترس از تازیانه‌ خوردن صورت می‌گرفت برخی از روی علاقه‌ای که به این کار داشتند آن را پیشه‌ی خود می‌کردند، همان‌گونه که ابومسلمه به ابوهریره گفت: آیا در زمان عمر نیز مانند امروز در سرگرم کردن مردم به روایت احادیث آزاد بودی؟ ابوهریره(3)  در جواب گفت: اگر در زمان عمر مردم را به روایت احادیث سرگرم می‌کردم حتماً تازیانه می‌خوردم. 
ب- حدیث در عصر خلافت علی مرتضی(رض) : در عصر خلافت علی مرتضی(رض) نیز تدوین کتب احادیث مجاز نگردید، و در رابطه با روایت‌ها اقدام‌های بسیار مفید به عمل آمد. 
1- برخی شایع کرده بودند که علی مرتضی(رض) کتاب مخصوصی از احادیث را در نزد خود نگهداری می‌کند که فقط او و خانوادة او به این کتاب دسترسی دارند و علی مرتضی در پاسخ ابن جحیفه(4)  که در این باره با او بحث کرد، این شایعه را به شدت رد کرد(5)  و گفت: «غیر از این صحیفه (یک برگ نوشته شده) چیزی در دسترس ندارم»(6) . و ما در بحث صحایف در همین کتاب به تفصیل این مطلب را از صحیح بخاری نقل نموده‌ایم. 
2- علی مرتضی با فرهنگ وارداتی از طریق روایت‌های اهل کتاب به شدت مبارزه کرد و تازیانه‌‌ای که در عصر عثمان به زمین گذاشته شده بود بار دیگر در دست علی مرتضی به کار افتاد و قصّاصان و قصه‌گویانی که روایت‌های نادرست و بی‌سند را بازگو می‌کردند به ضربت تازیانه‌ها تهدید نمود، همان‌گونه که سعید بن مسیب نقل کرده که علی(7)  مرتضی فرمود هر کس به استناد روایت‌های اهل کتاب قصه نادرست داود و اوریا را نقل کند او را یکصد و شصت تازیانه می‌زنم، و در فروع کافی(8)  نقل شده که امیرالمؤمنین علی مرتضی(رض) قصه‌گویی را تازیانه زد و از مسجد بیرونش کرد. 
----------------------------------------
1) مسند امام احمد، ج 1، ص 363، السنة قبل التدوین، ص 97 و قبول الاخبار، ص 29 و طبقات ابن سعد، ج 2، ص 100. 
2) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 7. 
3) همان. 
4) ارشاد الساری، شرح صحیح بخاری، ج 1، ص 203 و 204. 
5) بنا به منابع شیعه حضرت علی(رض) دارای صحیفه بوده است. 
6) همان. 
7) تفسیر کبیر، امام رازی، ج 26، ص 192. 
8) فروع کافی، ج 7، ص 263 به نقل تاریخ عمومی حدیث، ص 106.در زمان