به و یا مشایخ حدیثی و یا شهر و دیار محدثین طبقه‌بندی شده و مبنای این طبقه‌بندی نیز ترتیب الفبایی باشد، و طبرانی دارای سه معجم حدیثی می‌باشد، معجم کبیر و معجم صغیر و معجم متوسط، و طبرانی در معجم کبیر تمام مسندهای اصحاب را ـ جز مسند ابوهریره که گویا او را تنها تدوین کرده است ـ به ترتیب حروف(6)  الفبا جمع‌آوری کرده است، و در معجم متوسط روایات را به ترتیب اسامی اساتید خود مرتب نموده، و از هر استادی در حدود پنجاه حدیث روایت کرده و این معجم دارای سی هزار حدیث بوده و در شش جلد قطور جمع‌ گردیده، و طبرانی به علت زحمات بسیاری که در راه جمع‌آوری احادیث این معجم متحمل شده می‌گفت «هذا روحی» این کتاب جان من است، و این کتاب نظیر کتاب افراد دارقطنی است؛ و در معجم صغیر که بر حسب نام استادانش آن را تنظیم نموده، و بعد از ذکر هر استادی یک حدیث از آن روایت کرده است و این کتاب در یک جلد تنظیم شده و دارای یک هزار و پانصد حدیث است. 
د- سُنن(7)  دارقطنی (م ـ 385) که قبلاً در مبحث سنن‌ها از آن بحث کردیم و کتاب‌های دیگر دارقطنی در زمینة حدیث عبارتست از «العلل» و «الافراد». 
ه‍- کتاب‌های «العلل و الامالی و فواید الشیوخ(8)  و امالی العشیات» تألیف محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری (م ـ 405) معروف به ابن البیع(9)  حاکم نیشابوری کتاب‌های مهم دیگری را در زمینة حدیث تألیف نمود مانند: «معرفه علم الحدیث و المستدرک علی الصحیحین» که در بحث کتاب‌های متعلق و ملحق به کتب اصلی و در مبحث علم الحدیث از آنها بحث می‌کنیم. 
و- سُنن بیهقی(10)  (م ـ 458) قبلاً دربارة بیهقی بحث کرده‌ایم و اما سنن بیهقی این محدث و مؤلف نامور نخست «السنن الکبری» را تألیف نمود که روایت 74 کتاب(11)  حدیث در آن جمع شده است بعد همین کتاب را تلخیص نمود و آن را «السنن الصغری» نامید، و غیر از مؤلف عدة دیگری نیز کتاب «السنن الکبری» را اختصار نموده‌اند که از جمله می‌توان از ابن عبدالحق دمشقی (م ـ 744) و حافظ شمس‌الدین ذهبی (م ـ 748) و شیخ عبدالوهاب شعرانی(12)  (م ـ 974) نام برد. 
از اواخر قرن پنجم به بعد کتاب مستقلی در متون احادیث و مشتمل بر احادیثی که قبلاً روایت نشده بودند تألیف نگردید و هر کتابی که از آن به بعد در زمینة حدیث نوشته شده است جزو متعلقات و ملحقات به کتب اصلی و قدیمی بود که بعداً از آنها بحث می‌کنیم، و به قول یکی از کارشناسان احادیث، قرن پنجم هجری انتهای مرحلة طلایی تدوین کتب مستقل حدیث بوده و تا اواخر این قرن جمع کردن تمام مصادری که مشخصه آنها سندهای متصل از مؤلف تا رسول‌الله(ص) است تکمیل گردید، دیگر(13)  پیشوایان و کارشناسان حدیث از قبول حدیث که نزد محدثان سابق نبود خودداری می‌کردند. از جمله بزرگترین کارشناس احادیث ابن الصلاح شهرزوری (م ـ 624) در عبارتی گفت: «اگر امروز کسی(14)  حدیثی بیاورد که نزد محدثان سابق نباشد، از او پذیرفته نمی‌شود» (علم فهرست الحدیث، ص 17). 
-----------------------------------------------------
1) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 779 و 780 و کشف الظنون، ج 2، حاجی خلیفه، ص 1679. 
2) همان. 
3) اسماء المؤلفین، کشف الظنون، ج 6، ص 44 و 45. 
4) ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون، اسماعیل باشا، ص 32. 
5) کشف الظنون، ج 2، کاتب چلبی ضمن شرح معجم‌ها نوشته: «امیر علاءالدین علی بن بلبلان (م ـ 731) معجم کبیر را به شیوه زیبایی مرتب کرده است. 
6) همان. 
7) کشف الظنون، ج 2، ص 1007. 
8) هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 59. 
9) همان. 
10) هدیة العارفین، ج 5، ص 68. 
11) علم الحدیث، ص 61. 
12) همان. 
13) علم فهرست الحدیث، ص 17. 
14) علم فهرست الحدیث، ص 17. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:39.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:40.txt">الف- شرح‌های کتب موطا</a><a class="text" href="w:text:41.txt">ب- شرح‌های صحیح بخاری</a><a class="text" href="w:text:42.txt">ج- شرح‌های صحیح مسلم</a><a class="text" href="w:text:43.txt">د- شرح‌های سُنن ابوداود</a><a class="text" href="w:text:44.txt">ه‍- شرح‌های سنن ترمذی</a><a class="text" href="w:text:45.txt">و- شرح‌های سُنن نسائی</a><a class="text" href="w:text:46.txt">ز- شرح‌های سنن ابن ماجه</a></body></html>بخش دوم از نوع اول کتاب‌های غیر مستقل احادیث اول شرح‌نویسی بر جوامع و کتب اولیة احادیث است در این زمینه شرح‌های زیادی نوشته شد، و کتاب موطا و صحیح بخاری بیشترین شرح خود را به خود اختصاص داده‌اند، و پس از آنها صحیح مسلم است که شرح‌های مفصلی بر آن نوشته شده است اینک توضیح مناسب دربارة آن شرح‌ها : 
بر کتاب موطا شرح‌های زیادی نوشته شده است که بر حسب دوره‌های مختلف عبارتند از :(1)
---------------------------------------------------
1) کشف الظنون، کاتب چلبی، حاج خلیفه، ج 2، ص 1907. بسم الله الرحمن الرحيم
خدا را سپاسگزارم که دین مبین اسلام را به ما بخشیده است، و درود بر پیامبرش(ص) که او را برای ابلاغ آخرین فرمانش برگزیده است و درود بر یاران و یاوران پیامبر(ص) که حلقه‌های وصل کتاب و سنت به جوامع بعدی بوده‌اند، وسلام بر قاریان و مفسران کتاب الله و راویان و شارحان سنت رسول‌الله(ص) که جوامع اسلامی را از الفاظ و معانی آنها آگاه نموده‌اند. 
و بعد، کتابی را که از نظر می‌گذارنید، موضوع بحثش «تاریخ حدیث» است البته بیشتر از دیدگاه اهل سنت مورد بررسی قرار گرفته است. و چون تاریخ هر امری ـ اعم از جاندار و بی‌جان ـ یادآور تحولاتی است که در مسیر رشد و تکامل آن امر و گامی در سیر قهقرایی آن، مراحلی از صعود و نزول و فراز و نشیب‌ها را نشان می‌دهد، و حدیث هم به معنی «اقوال و افعال و اخلاق و تأییدهای پیامبر(ص)» امری است کامل و ثابت و لایتغیر، بنابراین «تاریخ حدیث» به معنی بررسی تحولات و مشاهدة فراز و نشیب‌هایی است، که در ضبط احادیث در سینه‌ها و ثبت آنها در صحیفه‌ها، و همچنین اثبات استناد آنها به پیامبر(ص) و جدا کردن صحیح و غیر صحیح آن استنادها به وقوع پیوسته‌اند، و به اقتضای دلایل زیر، در زمان اصحاب و تابعین و اتباع تابعین و در تمام ادوار تاریخ اسلامی، همواره نسبت به حفظ و حراست احادیث، و مشخص کردن صحیح آنها از طریق ضبط و ثبت آنها و توجه به سلسلة اسناد روایت آنها، اهتمام کامل به عمل آمده است. 
اول : اطاعت از دستور صریح پیامبر(ص) که فرمان‌های مؤکدی را در جهت حفظ و صیانت احادیث و انتشار آنها صادر فرموده که در صفحات بعدی از آنها بحث خواهیم کرد. 
دوم: یک حالت خاص حق‌گرایی و حق‌خواهی مسلمانان، و اینکه هر مطلبی را تنها به خاطر حق بودنش بپذیرند، نه به خاطر عناوین مقدسی که دارد، توضیح اینکه عادت پیروان ادیان قبل از اسلام بر این بوده به مجرد اینکه مطلبی را با نام و عنوان مقدسی می‌شنیدند: «مثلاً خداوند متعال(جل جلاله) چنین فرموده و یا ابراهیم و موسی و عیسی پیامبران بزرگ خدا علیهم السلام چنین دستور داده‌اند» بدون مشاهدة دلیلی بر صحت و حقانیت آن و تنها از حیث مقدس بودن عنوان آن، آن را می‌پذیرفتند و در اعماق دل خویش جا می‌دادند اما بعد از نزول قرآن کریم، با توجه به آیة: 
  (رض)(جل جلاله)(رض)(ص) 