ودی به او گفتم شما مجموعه احادیث دیگری را که در آن جزوه‌ها نیستند برایم بخوانید، استاد یک مجموعه احادیث دیگر را برایم خواند و گفت حالا بگو ببینم آنها را حفظ کرده‌ای؟ و وقتی من این مجموعه از احادیث را به همان صورت که استاد گفته بود بازگو نمودم، استاد راضی شد و حالت عصبانیت او به حالت مسرت و تحسین(7)  مبدل گردید. 
سنن ترمذی به «الجامع الصحیح»(8)  معروف است و دلیل این لقب (الجامع) این است که روایات سنن ترمذی منحصر به روایات فقهی نبوده، بلکه جامع احادیث فقهی و اعتقادی و تاریخی و ... است. 
سنن ترمذی در حدود (5000)(9)  پنج هزار حدیث را در خود جای داده و در ذیل این روایات مطالبی با ارزش از جهت فقه الحدیث و یا جرح و تعدیل‌های رجالی به چشم می‌خورد، ترمذی خود دربارة اهمیت کتابش گفته است: «پس از تألیف آن را بر علمای حجاز و عراق و خراسان عرضه(10)  نمودم و عموماً آن را پسندیده و مورد وثوق دانستند» و بار دیگر دربارة اهمیت آن گفته است: «کسی که این کتاب را در خانه‌اش داشته باشد، مانند این است که پیامبری در خانة او در حال تکلم و سخن گفتن(11)  است». 
از امتیازات دیگر این کتاب این است که پس از ذکر هر حدیثی به بیان نوع آن حدیث پرداخته و صحت یا ضعف آن را برای خواننده بیان کرده است و معروف است که وی نخستین(12)  کسی است که اصطلاح «حسن» را به عنوان نوع جدیدی از حدیث ابداع نموده است و قبل از او حدیث فقط به صحیح و ضعیف(13)  تقسیم می‌گردید، و یکی دیگر از تألیفات مهم او در رابطه با احادیث کتاب «العلل» است که آن را در سمرقند تألیف نموده است. این محدث نامور(14)  و کم‌نظیر بعد از اتمام کارهای یک محدث از سفر به مناطق دور و نزدیک و استماع‌ها و سماع‌ها و تعلیم و تألیف‌ها در اواخر عمر از بینایی(15)  محروم گردید و در شب دوشنبه سیزدهم رجب سال (279) در ترمذ(16)  (از شهرهای قدیم ماوراءالنهر در ساحل رود جیحون و شمال بلخ جزو جمهوری تاجیکستان) متوفی گردید. 
---------------------------------------------------
1) تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 634 و 635 و به البدایه و النهایه، ج 11، ص 71 نیز مراجعه شود. 
2) همان. 
3) همان. 
4) همان. 
5) همان. 
6) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 635. 
7) همان. 
8) کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، قائمه 559 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 71 و تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 634. 
9) همان. 
10) همان. 
11) همان. 
12) اصول الحدیث علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 331. ‌
13) همان. 
14) البدایه و النهایه، ج 11، ص 72. 
15) همان. 
16) همان. نسائی یعنی احمدبن شعیب خراسانی، در سال (215)(1)  متولد گردیده، بعد از کسب معلومات در خراسان برای تکمیل آن به عراق و حجاز و مصر و شام و جزیره سفر کرده است(2) . و از محضر اساتید بزرگواری همچون «قتیبه‌بن سعید و اسحاق ‌بن راهویه، و هشام‌بن عمار، و عیسی‌بن رغبه، و محمدبن نصر مروزی» کسب فیض نموده است(3) ، و در آگاهی از احادیث و حفظ و روایت آن به فوق تخصص نایل گشته و برای تعلیم و افاضه در مصر سکونت گزیده است، و از شخصیت‌های اهل فضل جمع زیادی در محضر او مستفیض شده‌اند از جمله: «ابوبشر دولابی، ابوعلی حسین، و حمزه کتانی، و حسن‌بن خضر سیوطی(4)  و ابوالقاسم طبرانی و غیره». 
سنن نسائی که آن را «مجتبی» نامیده مشتمل بر (5761) حدیث صحیح و برگزیده از تألیف بزرگتر نسائی بنام «السنن الکبری» است توضیح اینکه نسائی در آغاز کتاب مفصلی از احادیث پیامبر(ص) را تألیف نمود و آن را «السنن الکبری»(5)  نامید و به عنوان ارمغان برای فرمانروای رمله (یکی از شهرهای فلسطین) فرستاد(6) ، و چون فرمانروا از نسائی پرسید(7)  آیا همة روایات این کتاب احادیث صحیح است؟ نسائی در جواب گفت: در این کتاب احادیث صحیح و احادیث حسن و احادیث نزدیک به این دو نوع گردآوری شده است، فرمانروای رمله از او خواست که در یک کتاب مجرد احادیث صحیح را استخراج کند، نسائی به این کار مبادرت نمود و پس از تلخیص سنن کبری و تجرید احادیث صحیح، آن را «مجتبی» نامید (سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5). 
نسائی در انتخاب احادیث صحیح مجتبی، نسبت به بخاری و مسلم شرایط سخت‌تری(8)  را اعمال می‌کرد، و بعداً یکی از صحاح ششگانه به شمار آمده است(9) . و برخی از محدثین معتقدند که سنن نسائی از جهت صحت روایات و تنظیم ابواب فقهی همتای سنن ابوداود و از حیث اعتبار در مرتبة بعد از آن قرار دارد(10) . سنن نسائی به کثرت تکرار نیز معروف و حتی یک حدیث (حدیث نیت) شانزده بار در آن تکرار گردیده است.(11)  
نسائی هنگامی که در راه حج به شهر دمشق رسید، و می‌دید که جمع زیادی نسبت به علی مرتضی هیچ ارادتی نداشتند، کتابی را بنام «خصایص علی» نوشت تا مردم شهر را نسبت به امام علی(ع) ارادتمند نماید، و وقتی مردم شهر به او پیشنهاد کردند که در فضایل و خصایص معاویه هم کتابی را بنویسید در پاسخ گفت: چه حدیثی را در فضیلت معاویه روایت کنم؟ مگر همین حدیث که پیامبر نسبت به او فرمود: «اللهم لاتشبع بطنه»(12)  یعنی: «خدایا شکمش را سیر نکن» و مردم شهر همین رفتار و گفتار او را بر سنی‌ستیزی و تمایل او به تشیّع حمل کرده و به طور دسته‌جمعی او را کتک زدند و از شهر اخراج نمودند، و او را به رفتن به مکه مجبور کردند و در آنجا در شعبان سال (303) متوفی گردید و در بین صفا و مروه به خاک سپرده شد. 
------------------------------------------------
1) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 698 و 699 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 131 و 132. 
2) همان. 
3) همان. 
4) همان. 
5) کشف الظنون، ج 2، ص (1006) ضمن نقل آن را «السنن الکبیر» نام برده است اما «السنن الکبری» مناسب‌تر است. 
6) همان. 
7) سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5. 
8) همان. 
9) همان. 
10) اصول الحدیث، معلومه و مصطلحه، ص 325. 
11) علم الحدیث، ص 54. 
12) استیعاب ابن عبدالبر، هامش الاصابه، ج 2، ص 401. محمدبن(1)  یزید قزوینی ابن ماجه در سال (209)(2)  متولد گشته، و در محضر اساتید بزرگواری همچون: «محمدبن عبدالله، و جباره‌بن مُغلس، و ابراهیم‌بن منذر(3) ، و عبدالله بن معاویه و هشام‌بن عمار، و داودبن رشید» به کسب علوم و معارف اسلامی اشتغال داشته، و برای تکمیل معلومات خود به بغداد و بصره و کوفه و مکه و شام و مصرف مسافرت کرده است و بعد از نیل به رتبة تفوق و تخصص در احادیث و در تفسیر و تاریخ جمعی از اهل فضل از محضر او مستفیض شده‌اند امثال «محمدبن عیسی‌ ابهری»(4)  و ابوعمر و احمدبن محمد، و ابوالحسن قطان، و احمدبن روح و غیره و در تفسیر و تاریخ و احادیث تألیفات بسیار مفید و مهمی را ارائه داد که از مهمترین و معروف‌ترین آنها «سنن ابن ماجه» است که مشتمل بر بیشتر از چهار هزار حدیث است که در یک هزار و پانصد باب ذکر شده‌اند، ابن ماجه گفته است: «این کتاب را بر ابوزرعه عرضه نمودم و او گفت اگر این کتاب در دسترس مردم قرار گیرد، جوامع حدیث کلاً یا اکثر آنها کنار گذارده می‌شوند، بعد گفت: «کاش در آن سی حدیث وجود نمی‌داشت که سندهایشان ضعیف است».(5)  
سنن ابن ماجه در بردارندة (4341) حدیث است که در حدود(6)  سه هزار حدیث آن در پنج کتاب دیگر (از صحاح سته) وارد شده است و از ب