 دین یهود تربیت کرد و او را از سن خردسالی در مدارس مخصوص وابسته به آژانس‌ یهود که شیوه‌های افراطی اصول صهیونیستی را به دانش‌آموزان اسراییلی آموزش می‌دهند، ثبت‌نام نمود. او پس از مدتی با حجاب اسلامی وارد مدرسه شد و در ماه رمضان روزه گرفت و به ممانعت مسئولان مدرسه توجه ننمود و هنگامی که از او پرسیده شد: مگر تو یهودی نیستی؟ جواب داد: خیر من مسلمانم. مدیر این مدرسه، دانش‌آموز تازه مسلمان را به دفتر خود فراخواند تا وی را برای خروج از اسلام و بازگشت مجدد به دین یهود متقاعد نماید اما موفق نشد. این دانش‌آموز اسرائیلی مسلمان شده در پاسخ به درخواست مدیر مدرسه خود گفت که دین اسلام را دوست دارد و هرگز در تصمیم خود تجدیدنظر نخواهد کرد. به دنبال پاسخ صریح و قاطع این دختر تازه مسلمان، مدیر مدرسه با خشم و عصبانیت به او گفت که بین ماندن در مدرسه و باقی ماندن در دین اسلام باید یکی را انتخاب کند اما دختر تازه مسلمان بر باقی ماندن بر اسلام اصرار ورزید و مدیر او را از مدرسه صهیونیستی اخراج کرد. این دختر دانش‌آموز نومسلمان به روزنامه معاریو گفت که دین اسلام را از دوران کودکی و زمانی که در قزاقستان زندگی می‌کرده، دوست داشته است، و به فراگیری تعالیم دین اسلام اهتمام داشته و کتاب‌های دینی را می‌خوانده که باعث افزایش عشق و علاقه او به این دین و تعالیم آسان آن شده است. وی ادامه داد: برای من، فهم این که دختری به خاطر گرویدن به اسلام از مدرسه اخراج شود، دشوار است. اخراج من از مدرسه، یک تصمیم نژادپرستانه است.سارا آمریکایی / سارا دختری زیبارو و مهربان بود. او خداوند را دوست داشت و به دین خود احترام می‌گذاشت و می‌خواست بیشتر در مورد آن بداند. تحقیق در مورد مسیحیت او را به تحقیق در مورد ادیان دیگر کشاند و او تصمیم گرفت که پس از قانع شدن به یکی از ادیان مورد مطالعه به آن بگرود. او دوازده دین را مورد مطالعه قرار داد که اسلام نیز یکی از آنان بود. پس از تحقیقات به اسلام علاقه‌مند شد و از این رو شغل معلم خانگی یک دختر سعودی را پذیرفت. ارتباط با آن دختر سعودی منجر به رفت و آمد او به مساجد مسلمانان و انجمن‌های اسلامی در آمریکا شد و او سرانجام تصمیم گرفت که مسلمان شود. در روز شانزده ژوئیه سال 1999 که روز تولدش نیز بود، او به خانة دختر سعودی رفت و از او خواست که شهادتین را به او تلقین کند. پس از ادای شهادتین او نام مسلمه را برای خود انتخاب نمود. دختر سعودی نیز یک دست لباس حجاب اسلامی به او هدیه نمود. سارا خبر مسلمان شدن خود را از خانواده مخفی می‌کرد تا این‌که در روز عید میلاد مسیح او حجابش را پوشید و به محفل خانوادگی آمد. برادرش به او خندید و از او پرسید که چرا لباس مسلمانان را پوشیده است؟ او جواب داد: این حجاب است، من مسلمان شده‌ام و نامم مسلمه است. مادرش با تعجب فریاد زد: سارا، چه می‌گویی مگر دیوانه شده‌ای؟ جواب داد: نه دیوانه نشده ام بلکه مسلمان شده‌ام. پدرش گفت: عزیزم چطور راضی شده‌ای که دین اسلام را برگزینی؟ من مطمئنم که تو حالت طبیعی نداری. مسلمه از این‌که می‌دید افراد خانواده او را درک نمی‌کنند، با گریه فریاد زد: من از روی آگاهی کامل اعلام می‌کنم که الله خدای من است، محمد (ص) پیامبر من است، قرآن کتاب من است، خدیجه و عائشه الگوهای من می‌باشند و آمریکا کشور من است، و شما افراد خانوادة من هستید و نام تک‌تک آنها را بر زبان آورد و پدر و مادرش را در آغوش کشید. مادر با تأثر گفت: این چه لباسی است که پوشیده‌ای؟ آیا مردم نمی‌گویند که موهای زرد قشنگش را پنهان کرده است؟ مسلمه جواب داد: از این به بعد این لباس من است و مردم هرچه می‌خواهند بگویند. او پس از مدتی به یک کشور عربی مسافرت نمود.ایدت اشتر فیلد، روزنامه‌نگار آلمانی / خانم اشتر فیلد که یک آلمانی در دانشکدة عالی روزنامه‌نگاری آلمان فارغ‌التحصیل شد و کار خود را به عنوان یک روزنامه‌نگار شروع نمود و به تهیة گزارش برای روزنامه‌ها و مجلات شهر آلمان پرداخت. مدتی بعد او وارد کلیسای پروتستان شد و بیشتر عمرش را به عنوان یک مبلغ مسیحی به فعالیت تبشیری پرداخت و در کنار آن به فعالیت‌های بشردوستانه و کمک به پناهندگان کرد، در آلمان به پناهندگان جنگ بوسنی و جنوب آفریقا اهتمام ورزید. در طی یکی از این فعالیت‌ها در سال 1977 با کُرد مسلمانی به نام مولود جاف آشنا شد و پس از گذشت 22 سال در سال 1999 در یکی از مساجد آلمان با او عقد ازدواج بست. او از ازدواج قبلی خود دارای سه پسر و یک دختر می‌باشد که هر سه پسر او کشیش کلیساهای آلمان می‌باشند. او به تشویق مولود جاف به مطالعة قرآن و تاریخ اسلامی پرداخت و آن دو در اواخر سال 1999 به کردستان عراق آمدند و خاتم اشتر فیلد تصمیم گرفت که بقیة زندگیش را در کردستان که او آن را بهشت خدا بر روی زمین می‌‌نامید، به سر برد. سرانجام خانم اشتر فیلد پس از تحقیق و مطالعة زیاد و قانعشدن به این‌که تنها دین حقیقی خداوند، دین اسلام است، در شهر اربیل پس از ادای شهادتین به دین اسلام گروید. او محبت و علاقة مسلمانان به همدیگر را برعکس آن‌چه که در غرب است، عامل اول جذب شدن خود به اسلام می‌داند. دلیل دیگر او در پذیرش اسلام پی بردن به این حقیقت است که پیامبر (ص) درس ناخوانده و امی که آن همه تعالیم و حکمت‌ها را به جامعة جهانی عرضه داشته است، مسلماً از طرف خدا آمده است تا پیامبر (ص) تمام جهانیان باشد و رسالت سایر پیامبران را کامل نماید و سرانجام دلیل مهم دیگر او در پذیرش اسلام ارتباط بدون واسطه با خداوند در دین اسلام است که در مسیحیت به هیچ‌وجه این‌گونه نیست. او در یک مصاحبة تلویزیونی که به صورت مستقیم از تلویزیون اتحاد اسلامی کردستان پخش می‌شد، وصیتنامة خود را قرائت نمود که در آن خانواده‌اش را از مسلمان شدن خود مطلع کرده بود و از آنها خواسته بود بعد از وفاتش او را در قبرستان مسلمانان دفن نمایند.از آهنگ پاپ
تا
آهنگ ناب
(خاطرات مسیحیانی که مسلمان شده اند)

مؤلف:
صلاح‌الدین توحیدیوالریا پورخووا، مترجم قرآن / او اسلام‌شناس و مترجم و مفسر معانی قرآن به زبان روسی است. او پس از مجذوب شدن به قرآن به دین مبین اسلام گروید و تصمیم گرفت که قرآن را به زبان روسی ترجمه نماید وی می‌گوید: مطالعة قرآن آن‌چنان مرا شیفته خود نمود که تصمیم به ترجمة آن به زبان روسی گرفتم. او با اشاره به این حدیث نبوی که می‌فرماید: «قرآن را بیاموزید و به دیگران تعلیم دهید»، می‌گوید: با این ترجمه خواسته‌ام که ندای قرآن را به گوش هم‌وطنان روسی خود برسانم. به نظر کارشناسان او بهترین ترجمة قرآن را به زبان روسی ارائه نموده است، همسر وی محمد عبدالرشید که از صاحب‌نظران علوم دینی و مسائل قرآنی و آشنا به زبان روسی است بر ترجمه وی نظارت داشته است.کریستیان باکر، مجری و خواننده آلمانی / او در خانواده‌ای مسیحی و پروتستان در هامبورگ آلمان به دنیا آمد. در سن بی