رار مي دهند. دليل اين گونه منش نامطلوب خبث باطن و اين پندار باطل است كه سنت را فقط در گفته هاي حضرت علي و اولادش منحصر مي دانند. اي شيعياني كه به دروغ به بهانه حمايت از سنت اشك تمساح مي ريزيد، جواب دهيد: آيا تنها حضرت علي رضي الله عنه   و اولادش بودند كه سنت را از رسول الله صلي الله عليه وسلم  آموختند و ياد گرفتند و ساير صحابه رضي الله عنه   كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  را در سفر و حضر در دعوت و جهاد، در حيات و حتي در ممات، همراهي مي كردند، از سنت بي خبر بودند و درباره ي آن، هيچ اطلاعي نداشتند؟ ((پيروي از سنت دروغين شما را مبارك باد.))
بسم الله الرحمن الرحيم
 اهداء ....
ترجمه ي اين كتاب را اولاَ: به شهداء اهل سنت ايران اهداء مي كنم. همان كساني كه در قرن بيستم به جرم اهل سنت بودن حلق آويز شدند، آناني كه ربوده شدند و وحشيانه قطعه قطعه شدند و آناني كه گلوله هاي غدر و خيانت در خارج از ايران جسد آنها را پاره پاره كرد. 
ثانياً: به زندانيان و شكنجه شدگان اهل سنت اهداء مي كنم. دلاور مرداني كه سالهاي مديدي از عمرشان را در زندانها ئ شكنجه گاهها گذراندند. 
ثالثاً: به مهاجرين اهل سنت، كساني كه سالهاست در ديار هجرت، بدور از كانون گرم خانواده و دوستان با كمترين امكانات و بدترين شرائط زندگي مي كنند. 
و در پايان به همه ي پويندگان حقيقت، آناني كه سخنان و حرفها را مي شنوند و بهترين را انتخاب مي كنند، اين كتاب را اهداء مي كنم.((نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه صحابه در نماز تغيير ايجاد كردند.))

تيجاني مي گويد: انس بن مالك مي گويد: من هيچ چيز را در زمان پيامبر مقدم بر نماز نمي دانستم آنگاه گفت: آيا شما همين نماز را ضايع نكرديد؟ زهري مي گويد: در دمشق نزد انس بن مالك رفتم. او را در حال گريه يافتم. علت گريه را جويا شدم، گفت: از آنچه كه از رسول الله صلي الله عليه وسلم  ياد گرفته بودم، چيزي را جز اين نماز، به ياد ندارم، بي ترديد، نماز هم ضايع شده است. تيجاني در ادامه اين چرندهاي خود مي گويد: بخاطر اينكه كسي گمان نكند كه تنها تابعين بعد از فتنه ها و جنگها سنت را تغيير داده اند، دوست دارم، بگويم كه نخستين كساني كه سنت را در نماز تغيير داده اند، خليفه مسلمانان، عثمان بن عفان و ام المومنين عايشه بودند. بخاري و مسلم در صحاح خود روايت كرده اند كه: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ، ابوبكر، عمر و عثمان در صدر خلافتش در مني نمازهاي چهار ركعتي را قصر، يعني دو ركعت خوانده اند. ولي بعد عثمان به جاي دو ركعت در مني چهار ركعت خوانده است همان طور كه در صحيح مسلم آمده است. امام زهري رضي الله عنه   مي گويد: از عروه پرسيدم: عايشه در سفر چرا نمازها را قصر نمي كند؟ گفت: او تاويل مي كند همان طور كه عثمان تاويل كرده است.[208] 
در جواب عرض مي شود: 
1- آقاي تيجاني ميان دو حديث خلط مبحث نموده است و دو حديث از هم جدا را يك حديث قرار داده است. حديث اول كه آن را مهدي از غيلان و او از حضرت انس رضي الله عنه   روايت كرده است، چنين است: ((ما اعرف شيئاً مما كان علي عهد النبي صلي الله عليه وسلم . قيل: الصلاه، قال: أليس صنعتم ما صنعتم فيها)).[209] حضرت انس گفت: آنچه كه در دوران رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بود اكنون وجود ندارد. از وي سوال شد: نماز چطور؟ فرمود: شما مگر نمي دانيد كه در آن چه كرده ايد؟ 
و حديث دوم، از عثمان بن ابي رواد چنين روايت شده است: ((سمعت الزهري يقول: دخلت علي انس بن مالك رضي الله عنه   وهو يبكي، فقلت: ما يبكيك؟ فقال: لا اعرف شيئاً مما ادركت إلا هذه الصلاه، وهذه الصلاه قد ضيعت))[210] 
ترجمه: زهري مي گويد: نزد انس بن مالك رفتم، او را در حال گريه ديدم. پرسيدم چرا گريه مي كني؟ گفت: چيزهايي را كه در زمان رسول الله در يافته بودم. نمي بينم مگر اين نماز، و اين نماز هم ضايع شده است. 
2- حديث اول حضرت انس بن مالك كه در آن آمده است: ((صنعتم ما صنعتم فيها)) منظور از اين قول (صنعتم ما صنعتم فيها) او اين است، كه آنان نماز را به تاخير مي اندازند به اندازه اي كه وقت آن مي گذرد. و اين مساله (به تاخير انداختن نماز) در زمان حجاج بوده است، نه در زمان صحابه رضوان الله تعالي عليهم اجمعين. كسي كه در اين حديث حضرت انس را مخاطب قرار داد اسم او رافع است. امام احمد بن حنبل در تذكره ابو رافع چنين گفته است: ابو رافع گفت: يا ابا حمزه (كنيه انس بن مالك) ولا الصلاه؟ فقال له انس: ((قد علمتم ما صنع الحجاج في الصلاه؟ شما مي دانيد كه حجاج در نماز چه بدعتي را رواج داده است.[211] ابن سعيد در طبقات دليل و علت قول حضرت انس رضي الله عنه   را چنين بيان كرده است: عبدالرحمن بن عريان حارثي از ثابت بناني روايت مي كند و مي گويد: ما همراه حضرت انس رضي الله عنه   بوديم. حجاج نماز را به تاخير انداخت. حضرت انس بلند شد تا در اين باره حجاج صحبت كند. برادران او بخاطر ترحم كه مبادا حجاج به او تعرض كند، او را منع كردند، انس بن مالك ناراحت شده از مجلس بلند شد و سوار اسب شده بيرون رفت و در مسير راه چنين گفت: والله ما اعرف شيئاً مما كان علي عهد رسول الله إلا شهاده أن لا إله إلا الله. فقال رجل: فالصلاه يا ابا حمزه؟ فقال: قد جعلتم الظهر عند المغرب، افتلك كانت صلاه النبي صلي الله عليه وسلم ؟)). ((به خدا سوگند، آنچه كه در زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  بود، جز كلمه شهادت چيزي باقي نمانده است. يكي از حاضران گفت: پس نماز چي؟ اي ابا حمزه. حضرت انس رضي الله عنه   گفت: شما ظهر را وقت مغرب مي خوانيد، آيا نماز رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  چنين بوده است؟[212] 
3- حديث دوم حضرت انس كه امام زهري آن را روايت كرده است، آن نيز در دوران امارت حجاج بوده است و در عراق گفته شده است. حضرت انس در دمشق آمده بود تا نزد خليفه، وليد بن عبدالملك، از دست حجاج شكايت كند. و منظور حضرت انس رضي الله عنه   از اين سخنش ((لا اعرف شيئاً مما ادركت إلا هذه الصلاه وقد ضيعت)) (چيزي جز نماز باقي نمانده و آن نيز ضايع شده است.) اين است كه نماز به دليل به تاخير انداختن آن به وسيله حجاج ضايع شده است. و در اين ترديدي نيست كه حجاج و خليفه اش وليد بن عبدالملك و ديگران نماز را از وقت اصلي خود به تاخير انداختند ـ عبدالرزاق از ابن جريج، او از عطا چنين روايت كرده است: اخر الوليد الجمعه امسي فجئت و صليت الظهر قبل ان اجلس ثم صليت العصر و انا جالس ايماءً وهو يخطب. 
وليد نماز جمعه را به تاخير انداخت، من (عطاء) آمدم قبل از اينكه بنشينم، نماز ظهر را خواندم ـ بعد در حالي كه نشسته بودم وانمود مي كردم كه خطبه را استماع مي كنم، نماز عصرم را مي خواندم.[213] ابونعيم، شيخ امام بخاري در كتاب الصلاه از طريق ابي بكر بن عتبه چنين روايت كرده است: ابي بكر بن عتبه مي گويد: در كنار ابي جحيفه نماز خواندم. حجاج نماز را به تاخير انداخت، آنگاه ابوجحيفه بلند شده و نمازش را (به تنهايي) خواند ـ و از طريق ابن عمر رضي الله عنه   چنين روايت شده است: او (ابي جحيفه) همراه با حجاج نماز مي خواند اما زماني كه حج