 كه خداوند در كتاب خود بيان فرموده است. منظور آن مرد سني اين آيه) رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ) بود. يعني خداوند از صحابه خشنود است و آنان از خداوند خشنود هستند ـ رافضي گفت: ((إنهم بدلوا بعد النبي صلي الله عليه وسلم )) يعني آنان بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم  دين را تغيير دادند. سني گفت: خداوند مي فرمايد: ((وما بدلوا تبديلاً)). يعني آنان هيچ گونه تبديلي در دين نياوردند و علاوه بر اين، ما چنين خدايي را سراغ نداريم كه نسبت به چيزي خبر بدهد و نداند كه بعدها چه تحولي در آن بوجود مي آيد.[181] اگر آقاي تيجاني (هدايت يافته) مدعي است كه صحابه امور زيادي در دين ايجاد كردند، مانند رد ولايت اهل بيت، و تحريف قرآن، و غيره. إن شاء الله در صفحات آينده اين كتاب اين ادعاها را بطور تفصيلي جواب خواهيم داد. 
8- اين گفته ي تيجاني كه ((اكثر صحابه متغير شدند و تبديل كردند حتي مرتد شده به كفر برگشتند مگر تعداد اندكي كه به ((همل النعم)) يعني شترهاي سرگردان تعبير شدند)) اين گفته ي او دليل روشني بر جهالت آقاي تيجاني است. جناب تيجاني مانند كسي است كه در تاريكي شب هيزم جمع مي كند (حاطب ليل) هر آنچه كه به گمان باطل او نقص و عيب صحابه رضي الله عنه   را در بر مي گيرد، آن را نقل مي كند. اما او بايد متوجه شود كه منظور رسول الله صلي الله عليه وسلم  از ((همل النعم)) كساني هستند كه به حوض نزديك مي شوند و قصد آب خوردن مي كنند اما جلوي آنان گرفته مي شود، نه كليه كساني كه براي آب خوردن از دست رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  وارد حوض مي شوند. در بعضي روايات كلمه ((رهط)) آمده است، از حضرت ابوهريره رضي الله عنه   مروي است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((يرد علي يوم القيامه رهط من اصحابي . . . الخ يعني روز قيامت گروهي از اصحاب من نزد من مي آيند. آنان از ورود به حوض منع كرده مي شوند. من خواهم گفت: پروردگارا آنان اصحاب من هستند. مي گويد: تو نمي داني كه بعد از تو آنان چه كردند، آنان مرتد شده بسوي كفر برگشتند.[182] معني ((رهط)) همان طور كه همگان مي دانند، كمتر از ده نفر مي باشد.[183] اما صحابه رضي الله عنه   حتماً از حوض آب مي نوشند. لذا گفته ي تيجاني كه اكثر صحابه مرتد شده اند. حكايت از سطحي نگري و كوتاه فكري او دارد. اين عقل و خرد را به او تبريك مي گويم. 
9- آقاي تيجاني در صحبتهاي خود دچار تناقض و تضاد شرم آوري شده است. او مي گويد: ((لا يمكن باي حال حمل الأحاديث علي القسم الثالث و هم المنافقون لأن النص يقول: فاقول اصحابي.)) 
در هيچ شرايطي ممكن نيست كه مصداق اين احاديث دسته سوم كه همانا منافقين هستند قرار داده شوند. زيرا خود نص مي گويد: آنان اصحاب من (رسول الله صلي الله عليه وسلم ) هستند.!!؟ سبحان ربي إن هذا لشئ عجاب)). سخن بسيار حيرت زا و شگفت آوري است. مي گويد: منافقين از صحابه نيستند آيا خود او (اصحاب) را به سه3 دسته كه آخرين آنها منافقين بودند، تقسيم نكرده بود؟ و اينجا منكر آن شده مي گويد: در هيچ شرايطي منافقين را نمي توان مصداق اين احاديث معرفي نمود، چون نص درباره آنان مي گويد: ((اصحابي))؟؟! از اين مردك (هدايت يافته) سوال مي شود. كه كدام شق را مي پذيرد و كدام موضوع را اختيار مي كند. اگر مي گويد: يك نوع و گروه از صحابه، منافقين هستند، قول خودش را نفي مي كند. اگر مي گويد كه منافقين گروهي از صحابه نيستند، كتابش از اول تا آخر بايد عاطل و باطل تلقي شود زيرا خود او بصورت روشن و واضح گفته بود كه منافقين از گروه صحابه هستند. بخاطر اينكه آقاي تيجاني را از معضل و گرفتاري بيرون بياورم، مي گويم: هيچ شك و ترديدي وجود ندارد، در اين مساله كه منافقين تحت هيچ عنوان و شرايط از صحابه نيستند ولي در عين حال رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان و مرتدين را در بعضي احاديث به كلمه ((اصيحاب)) ياد كرده است. يا به كلمه ((من صاحبني)) يعني كساني كه در صحبت من بودند. زيرا منافقين و آناني كه مرتد شده اند، در محفل و مجلس پيامبر صلي الله عليه وسلم  نشستند و او را در دنيا ديده اند. و ((اصيحابي)) گفتن به قصد كوچك و حقير جلوه دادن آنان بوده است نه به قصد تعظيم ـ چون براي اصحابش از مهاجرين و انصار كه رواياتش حكايت از تجليل، تعظيم و تقدير آنان دارد، چنين كلمه ي تحقيري را بكار نبرده است. در پايان عرض كنم كه: جناب تيجاني (هدايت شده) مي خواهد ما را به يك نتيجه مشخص كه مفاد آن چنين است كه اغلب صحابه رضي الله عنه   مرتد شده بسوي كفر  برگشته اند، برساند. اين گفته ي وي كه اغلب صحابه رضي الله عنه   مرتد شده بسوي كفر برگشته اند، چه نتيجه اي دارد؟! حاصل اين سعي نافرجام او اين است كه: 
ديني كه ما از چهارده قرن پيش بر آن عمل مي كنيم، قرآني  را كه در اختيار داريم، سنتي كه از آن تبعيت مي كنيم، نماز (ستون دين) كه آن را بر پا مي داريم و بطور مختصر عبادتي كه آن را انجام مي دهيم . . . همه و همه باطل هستند. چون به وسيله مرتدين و غير مسلمانان به ما رسيده اند؟! و اين قول تيجاني حكايت از آن دارد كه اين گروه مرتد، (صحابه رسول الله معاذ الله) كه تا خاور دور كشورها را فتح كردند و بلاد مغرب را تحت تصرف خود در آوردند. اين همه بخاطر آماده كردن مردم براي عبادت پروردگار انسانها نبوده است بلكه بخاطر اين بوده است كه عملا مردم را در رديف مرتدان قرار بدهند!!؟ آقاي تيجاني با اين عقيده اش گويي چنين ندا مي دهد. اي مردم شام، اي مردم مصر، اي مردم اعراب آفريقا، اي مردم عراق، اي مردم جزيره، واي مردم ما وراء النهر، همه ي شما مرتد و اهل دوزخ هستيد! ! ! خوشا به حال جاهلان اماميه. ((رد استدلال تيجاني از حديث تنافس صحابه براي دنيا))

جناب تيجاني به حواله اين حديث: ((قال رسول الله صلي الله عليه وسلم  أنا فرط لكم و أنا شهيد عليكم و إني والله لأنظر حوضي الآن وإني اعطيت مفاتيح خزاين الأرض وإني والله ما اخاف عليكم ان تشركوا بعدي ولكن اخاف عليكم ان تنافسوا فيها)) صدق رسول الله (من قبل از شما مي روم و من شاهد و گواه بر اعمال شما هستم و به خدا قسم من هم اكنون به حوضم مي نگرم و همانا ذخاير زمين (يا كليدهاي زمين به من سپرده شده و من به خدا قسم بر شما نمي ترسم كه پس از من، مشرك شويد ولي مي ترسم كه بر سر دنيا رقابت كنيد.) مي گويد: صحابه درباره حصول مال و دنيا دچار حرص شدند حتي براي اين منظور عليه يكديگر شمشير كشي كردند و يكديگر را تكفير كردند. حتي بعضي از اصحاب معروف و نام دار به جمع طلا و نقره پرداختند. تاريخ نويسان مانند مسعودي در ((مروج الذهب)) و طبري و ديگران تنها ثروت زبير را به پنجاه هزار دينار، هزار اسب، هزار غلام و زمينهاي زيادي در بصره، كوفه و مصر و در جاهاي ديگر معرفي كردند. همانطور كه در آمد طلحه تنها در عراق روزانه بيش از هزار دينار بود. عبدالرحمن بن عوف  صد اسب جنگي، هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت. و يك چهارم ¼ يك هشتم 1/8 (يعني قسمت سي و دوم) ثروت او كه بعد از وفاتش سهم يك همسرش از تركه او بود به هشتاد و چهار هزار مي رسيد. عثمان موقع مردن