. لذا در حق او و يارانش تعدي كردند، آنان را مورد عذاب قرار دادند، در دره هاي مكه او و خاندانش را محاصره اقتصادي كردند و با القاب طنز آميز و استهزاء مانند، جادوگر و ديوانه او را ياد كردند، اما اين همه فشارها او را از تبليغ دين خداوند، ذره اي باز نداشت. آن حضرت و صحابه همچنان در راه الله جهاد كردند تا اينكه خداوند آنان را روي زمين تمكين داد تا به قدرت رسيدند و دين او بر ساير اديان به برتري رسيد و بخاطر همين عظمت و شهامت بالاخره مشاهده كرديد كه يك بچه رافضي قد علم كرده ادعا مي كند كه صحابه رضي الله عنه   احترامي براي رسول الله صلي الله عليه وسلم  قايل نبودند و از فرمان او اطاعت نكردند و او را متهم و مطعون ساختند!!؟ آري، چنين پيدا است كه نزد جناب تيجاني، حرفها و سخنان در برابر مال خريده نمي شوند لذا او هيچ اشكالي نمي بيند كه صفحات كتابش را با گزافه گوييها و دروغ پردازيها سياه كند. يك بار مي گويد: ابن عباس به حدي گريه كرد كه ريگها از اشكهايش خيس شدند، گاهي مي گويد، صحابه چنان گريه كردند كه ريگها را با اشكهاي خود خيس كردند. و در عين حال براي جلوگيري پيامبر صلي الله عليه وسلم  از نوشتن طراحي مي كردند و اكثريت آنان از موضع عمر رضي الله عنه   حمايت مي كردند!! . . . و غيره.  و بعد آقاي تيجاني از كانون گمراهي اش ياري جسته مي گويد: ((بسيار مايل هستم كه در مورد حديث قرطاس ديدگاه شيعه را بپذيرم. زيرا توجيه شيعه، يك توجيه منطقي و توام با قرائن و شواهد متعددي است. پاسخ سيد محمد باقر صدر را هرگز فراموش نمي كنم. وقتي از او پرسيدم: به نظر شما، سيدنا حضرت عمر رضي الله عنه   از ميان صحابه چگونه فهميد كه آنچه را كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي خواست بنويسد، مربوط به خلافت حضرت علي رضي الله عنه   است؟ و بدون ترديد اين نشانگر تيز هوشي او است. سيد صدر گفت: اين تنها عمر نبود كه به مقصد رسول الله صلي الله عليه وسلم  پي برد بلكه اغلب حاضرين در جلسه آنچه را كه حضرت عمر رضي الله عنه   فهميده بود، فهميدند. زيرا رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  قبلاً به چنين مطالبي اشاراتي كرده بود. مانند اينكه در گذشته فرموده بود: ((إني مخلف فيكم الثقلين)). من دو چيز بسيار مهم را براي شما خواهم گذاشت ـ كتاب الله و عترتي اهل بيتي، ما إن تمسكتم بصما لن تضلوا بعدي أبداً ـ يكي كتاب خدا قرآن و دومي عترت و اهل بيت من، مادام كه به اين دو تا چنگ بزنيد، هرگز بعد از من گمراه نمي شويد. و در بيماري موت گفته بود: هلم اكتب لكم كتاباً لاتضلوا بعدي ابداً. يعني بياييد تا كتابي براي شما بنويسم كه هرگز بعد از من دچار گمراهي نمي شويد. لذا تمام حاضرين كه عمر نيز از جمله آنان بود، فهميده بودند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  مي خواهد آنچه را كه در غدير گفته بود. كتباً مورد تاكيد قرار دهد و آن عبارت بود از تمسك جستن به كتاب خدا و عترت رسول الله صلي الله عليه وسلم  و همه دانستند كه سيد و سردار عترت حضرت علي است. علاوه بر اين رسول الله صلي الله عليه وسلم  در مناسبات متعدد ديگري چنين اشاراتي داشته اند، همان طور كه ساير محدثين بدان اشاره نموده اند ـ اغلب قريش درباره خليفه شدن حضرت علي راضي نبودند، زيرا علي كوچكترين آنان بود و عظمت و غرور آنان را شكسته و پوزه آنان را به خاك كشيده بود و قهرمانان آنان را كشته بود. اما آنان (قريش و صحابه) در برابر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  هرگز مرتكب چنين جسارتي كه در جريان صلح حديبيه و در جريان نماز ميت بر عبدالله بن ابي منافق، صورت گرفت، نشده بودند. البته شبيه چنين جسارت هايي در مقاطع مختلف پيش آمده بود و تاريخ آنها را به ثبت رسانده است. و تو مي داني كه ممانعت از نوشتن نامه در مرض وفات برخي از حاضرين را تشجيع نموده به جرات واداشت كه در نتيجه آن شور و غوغا در محضر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  شدت گرفت.))[68]  آري، من در واقع نمي دانم كه در برابر زيركي اين قوم (روافض) غبطه خورم و رشك برم يا در برابر عقل بيمار آنان اظهار غم و اندوه نمايم، جناب تيجاني (هدايت شده) مدعي است كه توجيه و تفسير شيعه روافض عقلاني و منطقي است و اين توجيه براي صحت خود، قرائن و شواهد متعددي همراه دارد. من مي پرسم: اين قرائن چه هستند؟ آيا اين قرائن همين تجزيه و تحليل جناب باقر صدر، پيرامون موضع صحابه رضي الله عنه   هستند؟ هر كس سخن و تحليل باقر صدر را بشنود فكر مي كند او (باقر صدر) عالم غيب است يا بر وي وحي نازل مي شود. به خدا سوگند، من از اين سخن جناب باقر صدر: ((اين تنها عمر رضي الله عنه   نبود كه مقصد رسول الله رضي الله عنه   را فهميد بلكه اغلب صحابه رضي الله عنه   متوجه شدند. آنچه را كه عمر رضي الله عنه   متوجه شده بود))، در شگفت هستم و همواره در شگفت خواهم بود. آري چنين به نظر مي رسد كه جناب باقر صدر، سينه هاي صحابه رضي الله عنه   را پاره كرده و آنچه را كه در آنها پنهان بوده است، فرا گرفته است(!!؟) جناب باقر صدر در ادامه سخن خود مي گويد: در گذشته نيز رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  چنين اشاراتي فرموده است، مثلاً در يكي از فرازهاي سخنانش فرموده است ((إني مخلف فيكم الثقلين . . . الخ و حديث غدير را كه در آن آمده ((من كنت مولاه فعلي مولاه)) را ياد آور شده است. در پاسخ اين هدايت يافته و هاديش عرض مي شود كه:  اگر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در گذشته چنين مطالبي (مربوط به خلافت حضرت علي رضي الله عنه  ) ايراد فرموده است، همان طور كه تو (باقر صدر) مدعي هستي، چه نيازي بود كه اين مطلب دوباره تكرار شود و حال آنكه اين مطلب در دو حديث مذكور و در رواياتي كه اهل سنت آنها را در صحاح ذكر كرده اند، به صراحت لهجه ذكر شده است و كسي منكر آن نيست؟ آيا اين دو حديث براي استدلال عليه موضع اهل سنت كفايت نمي كنند؟! الحق والانصاف بسيار مايه تعجب است اينكه شيعه اماميه از دير زمان با صداي طبل و دهل گوشهاي ما را پر كرده شروع به بي نواختن كردند، چه در كتبشان و چه به وسيله زبان علما داير بر اينكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بدور از هر گونه ابهام و با صراحت لهجه در مورد خلافت بلافصل حضرت علي رضي الله عنه   سخن گفته است. آنان از احاديث ياد شده و از احاديث و رواياتي ديگر در جهت تاييد ادعاي خود، مانند اينكه رسول الله فرموده است: إن هذا اخي و وصي و خليفتي فيكم فاسمعوا له واطيعوا،[69] استدلال مي كنند، حتي آقاي موسوي در كتاب خود بنام ((مراجعات))[70] مدعي شده است كه چهل40 نص صريح درباره امامت حضرت علي رضي الله عنه   وارد شده است. در كتاب علامه عبدالله شبر، ((حق اليقين)) چنين ادعا شده است كه سيزده حديث واضح و روشن درباره اثبات نص داير بر خلافت حضرت علي آمده است. با بودن اين همه روايات چرا اكنون آنان به دلايل واهي و غير ثابت شده استناد مي كنند و تاكيد دارند بر اين مطلب كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  مي خواست مكتوبي بنويسد و در آن امامت علي بن ابي طالب را تصريح كند؟ اگر آنان بگويند كه اهل سنت همه آن نصوص را