ي ج 2 ص (315). 
92.	تفسير طبرسي ج 3 ص (455).
93.	بدايع التفسير لابن قيم ج 1 ص 581.
94.	فتح القدير للشوكاني.
95.	المحرر الوجيز ج 3 ص (249-248).
96.	به صفحه (279) كتاب مراجعه شود. 
97.	ثم اهتديت ص (101) و آنگاه هدايت شدم ص (166). 
98.	مجمع البيان ج 3 ص (372).
99.	فتح القدير ج 2 ص (524).
100.	الاتقان في علوم القرآن (سيوطي) ج1 ص (93-92).
101.	طبرسي ج6 ص (373) بغوي ج4 ص48. محور المجيز ج8 ص (184). 
102.	سنن ترمذي كتاب المناقب برقم (3675) و صحيح ترمذي برقم (2902).
103.	تفسير البغوي ج4 ص49.
104.	سنن ترمذي ج5 كتاب فضايل الصحابه برقم (3701) و صحيح ترمذي شماره (2920).
105.	تفسيري سعدي ج2 ص (393). 
106.	تفسير بغوي ج4 ص (105).
107.	احكام القرآن ج3 ص (160). 
108.	مجمع البيان ج3 ص620.
109.	تفسير الصافي للفيض الكاشاني ج12 ص (343-342).
110.	ثم اهتديت ص (152) و آنگاه هدايت شدم ص (153-152).
111.	ثم اهتديت ص (152) و آنگاه هدايت شدم ص (166). 
112.	ثم اهتديت ص (101) و آنگاه . . . هدايت شدم ص (166). 
113.	4- تفسير الغوي ج7 ص (291) و قرطبي ج8 ص (170) و طبري ج11 ص (328). 
114.	تفسير ابن كثير ج4 ص 169 و بغوي ج7 ص (291) فتح القدير ج5 ص 61.
115.	مجمع البيان ج6 ص (48). 
116.	تفسير القمي ج2 ص (284). 
117.	ثم اهتديت ص (102-101) و ((آنگاه . . . هدايت شدم)) ص 167.
118.	تفسير طبري ج4 ص (622) قرطبي ج6 ص (143-142) بغوي ج 3 ص 29 فتح القدير ج 23 ص (77).
119.	مجمع البيان ج2 ص (123-122).
120.	سنن ترمذي ج5 كتاب المناقب رقم (3790) و صحيح ترمذي (2981). 
121.	الجامع لأحكام القرآن قرطبي ج6 ص (143) با تصرف اندك. 
122.	نهج البلاغه (ص 91-88) چاپ مكتبه الألفين. 
123.	نهج البلاغه (96-94).
124.	نهج البلاغه ص (105-104).
125.	نهج البلاغه (144-143). 
126.	نهج البلاغه ص 224. 
127.	الأحتجاج طبرسي ج 2 ص 390. 
128.	الأحتجاج طبرسي ج 2 ص 300.
129.	رجال الكشي ص 179. 
130.	الروضه من الكافي ج 8 ص (191). 
131.	اينان بندگان مخلص الله بودند كه آقاي تيجاني و قمي آنان را مرتد مي گويند. 
132.	نهج البلاغه ص (130-129). 
133.	ثم اهتديت ص (102) آنگاه . . . هدايت شدم ص 168-167.
134.	جامع القرطبي ج 4 ص 107، بغوي ج 2 ص 86.
135.	قرطبي ج 4 ص (107-106) طبري ج 3 ص (387-386)، بغوي ج 2 ص 87.
136.	تفسير بغوي ج 2 ص 88.
137.	القرطبي ج 4 ص (108). 
138.	مجمع البيان ج 2 ص (162-160).
139.	تفسير صافي ج 1 ص 341.
140.	تفسير القمي ج 1 ص 117 چاپ موسسه الأعلمي بيروت.
141.	نهج البلاغه ص (224). 
142.	رجال الكشي ص (200-199).
143.	ميزان الاعتدال للذهبي ج 2 ص 93 رقم (2965).
144.	ثم اهتديت ص (102) آنگاه . . . هدايت شدم ص 168. . .
145.	الغارات للثقفي. ج 2 ص (307-305).
146.	يعني عمر بن خطاب. 
147.	نهج البلاغه ص (509). 
148.	اصل الشيعه و اصولها. ص (132-124) چاپ دار الاضواء بيروت. 
149.	فرق الشيعه للنوبختي ص 22 چاپ دار الأضواء.
150.	كتاب الخصال للقمي ص (640) چاپ طهران.
151.	ثم اهتديت ص (103-102) آنگاه . . . هدايت شدم ص 169-168.
152.	صحيح مسلم مع الشرح ج 18 كتاب التفسير برقم (30-27).
153.	الاتقان للسيوطي ج 2 ص (93-92). 
154.	يونس 94.
155.	تفسير الحسن العسكري ص (157) در تفسير آيه: )وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ)
156.	ثم اهتديت ص (104) آنگاه . . . هدايت شدم ص (171-170).
157.	فتح الباري ج 11 ص 392. 
158.	فتح الباري ج 11 ص 392. 
159.	مسلم مع الشرح ج 3 ص 172 با اندكي تصرف.
160.	مسلم مع الشرح ج 3 ص 174. 
161.	الأعتصام ج 1 ص 168.
162.	مجمع البيان ج 2 ص 162. 
163.	و پاك بودن از بدعتها. 
164.	خواننده گرامي شما ملاحظه مي كنيد كه رواياتي را كه بنده از كتابهاي شيعه اثناعشري نقل مي كنم چقدر با يكديگر متضاد و متناقض هستند، شايد هيچ روايتي از امامي از ائمه معصومين يافت نشود مگر اينكه رواياتي متناقض با آن وارد شده است و اين خود دليلي است مبني بر اينكه در مذهب روافض چه تناقضي وجود دارد شايد تعجب نكنيد اگر بدانيد كه حتي خودشان به اين نكته اعتراف كرده اند چنانچه شيخ طائفه روافض، محمد طوسي در مقدمه كتابش (تهذيب الأحكام) ـ يكي از كتب اربعه مذهب اماميه است ـ ص 45 مي گويد: ((ذاكرني بعض الأصدقاء أيده الله ممن أوجب حقه علينا بأحاديث أيدهم الله و رحم الله السلف منهم و ما وقع من الأختلاف و التباين و المنافاه و التضاد حتي لا يكاد يتفق خبر إلا و بإزائه ما يضاده، ولا يعلم حديث إلا وفي مقابله ما ينافيه حتي جعل مخالفونا . . .))
(بعضي از دوستان كه خداوند حقشان را بر ما واجب كرده است ـ خداوند آنها و سلف آنها را رحمت كند ـ احاديثي را متذكر شدند و اختلاف و تباين، منافات و تضاد ميان آنها را يادآوري كردند تا جايي كه در برابر  هر خبر، متضاد آن وجود دارد و ما هيچ =  حديثي سراغ نداريم مگر اينكه در مقابل آن حديثي وجود دارد كه با آن منافات دارد بطوري كه مخالفين ما اين مطلب را بزرگترين طعن و عيب در مذهب ما و دليلي براي ابطال اعتقادات ما دانسته اند، آنها مي گويند: همچنان سلف و خلف شما اختلاف مخالفانتان را در فروع عيب دانسته و به همين خاطر آنها را مورد هجوم قرار مي دهند ـ هدف آنها اهل سنت است كه در فروع با يكديگر اختلاف دارند. و اين عيبي به شمار نمي رود. علاوه بر اينكه اين سخن آنها اعتراف به حقانيت اصول اهل سنت است ـ و مي گويند: جايز نيست كه خداوند اين گونه مورد پرستش قرار گيرد و اين گونه به احكام عمل شود در حالي كه اختلاف شما از مخالفان شما بيشتر و واضح تر است (! ! !). حالا بايد گفت: وجود چنين اختلافي توام با اعتقاد به بطلان آن، خود دليلي بر فساد اصل است (! ! ؟) )) ـ ترديدي وجود ندارد كه آنها نمي توانند اين تناقض را حل كنند زيرا حل تعديل اين تناقضات به معني نابودي مذهب آنها است ـ خواننده گرامي شما ملاحظه مي كنيد كه آنها چگونه ديگران را متهم به چيزي مي كنند كه =خودشان عيناً به آن گرفتارند چنانچه همين تيجاني هدايت شده! اين كار را انجام داد. يكي ديگر از شيوخ آنها بنام دلدار كهنويفي در ص (51) كتابش (اساس الأصول) مي گويد: (احاديث منقول از ائمه با همديگر اختلاف زيادي دارد تا جايي كه هيچ حديث و خبري يافت نمي شود مگر اينكه در مقابلش خبر و حديثي منافي و متضاد با آن وجود دارد تا جايي كه اين مسئله باعث رجوع بعضي از كم خردان!!! از اعتقادات حقه !!! شده است . . . ))
آنچه خوانديد چهره واقعي مذهب اثناعشري است خداوند چه خوب مي فرمايد: )إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ * يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ * قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ) (ذاريات: 10-8) (شما ـ هر لحظه ـ سخن و گفتاري ديگر داريد، كساني از قرآن منحرف مي شوند كه آنرا تكذيب نمايند. مرگ بر دروغگويان). 
اما در مذهب اهل حق (اهل سنت و جماعت) هيچ گونه تناقضي وجود ندارد آنها چنين نيستند كه در جايي بگويند صحابه بهترين مردم هستند و در جايي ديگر بگويند صحابه كافر هستند يا اينكه بگويند روزه گرفتن روز عاشورا از بزرگترين گناهان است و در جايي ديگر بگويند اجر و ثواب است (به كتاب وسائل الشيعه تاليف حر عاملي ج 7 كتاب الصوم ص 339-337 مراجعه كنيد) همچنين اهل سنت چنين نيستند كه بگويند قرآن تحريف شده و بار ديگر بگويند تحريف نشده است و يا اينكه قرآني جديد كشف نمايند يا اينكه بگويند متعه عبادت است و جايي ديگر بگويند فقط افراد فاجر !!! متعه مي كنند (به كتاب وسائل الشيعه ج 14 كتاب النكاح ص 456 مراجعه كنيد.)
165.	صحيفه سجاديه امام زين العابدين ص 28-27 ايران قم موسسه انصاريان. 
166.	اصول كافي نوشته كليني. ج 1 ص 52 كتاب فضل العلم. 
167.	تفسير حسن عسكري ص 11