ي در صحيح خود از حضرت انس چنين روايت مي كند: عمرy گفت: در سه3 مساله زاويه نگرش و ديد من مورد تاييد حضرت حق قرار گرفته است. يك: از رسول الله صلي الله عليه وسلم  خواستم اگر مقام ابراهيم را محل نماز قرار مي داديم، چقدر خوب بود؟ به دنبال اين خواست و مشوره من، اين آيه (وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلّىً) مقام ابراهيم را محل نماز خود قرار دهيد ـ نازل شدـ.
دو: عرض كردم، اي رسول خدا صلي الله عليه وسلم  چقدر خوب بود اگر شما به همسرانت امر مي كردي تا حجاب كنند زيرا هر انسان خوب و خراب با آنان حرف مي زند؟ بدنبال اين مشوره، آيه حجاب نازل شد. سه3: همسران اكرم صلي الله عليه وسلم  عليه رسول الله صلي الله عليه وسلم  اتفاق كرده بودند، خطاب به آنان گفتم: اگر رسول الله صلي الله عليه وسلم  شما را طلاق دهد، پروردگار همسران بهتري از شما به پيامبر خواهد داد. بدنبال آن، اين آيه )عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجاً خَيْراً مِنْكُنّ) نازل شد.[510] امام بخاري حديث مذكور را با اين الفاظ در جاي ديگر آورده است: عمرy گفت: در سه3 مساله ديدگاه من موافق با خواست پروردگار بود يا پروردگار در سه3 مساله با من موافقت فرمود: يك: عرض كردم: اي رسول خدا صلي الله عليه وسلم ، انسانهاي خوب و خراب در محضر شما مي آيند، بهتر است شما مادران مومنان را امر كنيد تا حجاب كنند. خداوند آيه حجاب را نازل كرد.
دو: حضرت عمر مي گويد: به من خبر رسيده بود كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در حق بعضي از ازواج مطهرات خشم كرده است، نزد آنان رفته، گفتم: اگر باز نيامديد، خداوند پيامبرش را همسراني بهتر از شما خواهد داد. عمرy مي گويد: نزد يكي از همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  آمدم، او گفت: اي عمر، رسول الله خودش به همسران چيزي نمي گويد تو آنان را نصيحت مي كني؟ به دنبال آن، خداوند آيه )عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ. . . الخ) را نازل كرد و همين روايت در صحيح مسلم نيز با اندك تفاوتي در الفاظ آمده است. براي اطلاعات بيشتر به اين منابع مراجعه شود. 
1- صحيح بخاري كتاب التفسير سوره بقره برقم (3213). 
2- صحيح مسلم مع الشرح كتاب فضايل الصحابه، باب في فضايل عمر، برقم (2399). همچنين در حديث طولاني ديگري به نقل از عمرy چنين آمده است: . . . ابن عباس مي گويد: بعد از اينكه ـ در جنگ بدر ـ اسير گرفتند، رسول الله صلي الله عليه وسلم  به ابوبكر و عمر گفت: راي شما در مورد اين اسيران چيست؟ ابوبكر گفت: اي پيامبر خدا، آنها پسر عموها و خويشاوندان ما هستند، به نظر من از آنها فديه بگيريد تا باعث تقويت ما در برابر كفار شود. چه بسا خداوند آنها را به اسلام هدايت نمايد. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: اي پسر خطاب، راي تو چيست؟ گفتم: نه، اي رسول الله، سوگند به خدا، راي من مثل راي ابوبكر نيست، به نظر من اجازه دهيد تا گردنهايشان را بزنيم، به علي اجازه دهيد تا گردن عقيل را بزند و به من اجازه دهيد تا گردن فلاني (يكي از خويشاوندان عمر) را بزنم زيرا اينها بزرگان و ائمه كفر هستند. رسول الله صلي الله عليه وسلم  به راي ابوبكر تمايل پيدا كرد و به راي من علاقه اي نشان نداد، فرداي آن روز آمدم، ديدم رسول الله صلي الله عليه وسلم  و ابوبكر نشسته اند و گريه مي كنند. گفتم: اي رسول خدا، به من بگو شما و رفيقت چرا گريه مي كنيد؟ اگر گريه ام آمد، گريه مي كنم و اگر گريه ام نيامد بخاطر گريه شما، تظاهر به گريه مي كنم. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: پيشنهاد فديه گرفتن از طرف دوستانت باعث گريه من شده است زيرا عذاب آنها نزديكتر از اين درخت (اشاره به درختي نزديك رسول الله صلي الله عليه وسلم ) به من عرضه شد و خداوند اين آيه را نازل كرد: )مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ـ تا ـ فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَيِّباً) پس خداوند غنيمت را براي آنها حلال كرد. 
3- صحيح مسلم مع الشرح كتاب الجهاد و السير باب الامداد بالملائكه غزوه بدر و اباحه الغنائم ـ رقم (1763). 
خواننده محترم، همه اين روايات همان طور كه مشاهده مي كني ثابت و از لحاظ روايت و درايت صحيح هستند، اگر آقاي تيجاني آنها را روايات دروغين مي گويد، بايد با دليل روشن نه با جهالت شرم آور و رسوا كننده، و عقل فاسدش مدعايش را ثابت كند. اين روايات هرگز به اين معني نيستند كه بعضي صحابه از لحاظ علم و تقوي از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فايق و برتر بودند ـ رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در بعضي موارد اجتهاد مي كرد، در مسائلي كه وحي درباره ي آنها نازل نشده بود. هر آنچه كه از پيامبر انجام مي گيرد، لازم نيست كه همه اش وحي باشد بلكه پيامبر بر اساس مصلحت در غير مورد وحي اجتهاد نيز مي كند ـ مثلاً رسول الله صلي الله عليه وسلم  نماز ميت رئيس منافقين، عبدالله بن ابي را خواند، حضرت عمرy به وي گفت: يا رسول خدا، تو بر او نماز مي خواني و خداوند تو را از اين نماز منع كرده است؟ رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: خداوند به من اختيار داده فرموده است: )اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً) اي پيامبر شما خواه براي منافقين طلب آمرزش كني يا نكني خداوند آنان را نمي بخشد حتي اگر شما هفتاد بار براي آنان طلب آمرزش كني، خداوند آنان را مورد مغفرت قرار نخواهد داد. حضرت عمرy عرض كرد: او منافق است، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بر وي نماز خواند، خداوند اين آيه: (وَلا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ) را نازل فرمود. ترجمه آيه چنين است: اگر از منافقان كسي بميرد هرگز بر او نماز مخوان و بر قبر وي (براي دعا) توقف نكن.[511] و اين امر كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  اجتهاد كرده است، از كتاب الله ثابت است و ثابت است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  درباره سوق هدي، در حجه الوداع فرمود: ((لو استقبلت من امري ما استدبرت ما اهديت، ولولا أن معي الهدي لأحللت)) اگر از قبل مي دانستم آنچه را كه بعداً برايش پيش آمد، هدي را با خود نمي بردم، اگر هدي با من همراه نبود، از احرام بيرون مي آمد. (صحيح بخاري كتاب الحج برقم (1568) ) همچنين در جريان تحريم عسل، وقتي از خانه همسرش، زينب بنت جحش نزد دو همسر ديگرش، عايشه و حفصه تشريف آورد، سوگند ياد كرد كه ديگر در خانه زينب بنت جحش عسل نمي خورد، خداوند اين آيه )يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)[512] را نازل كرد ـ اي پيامبر صلي الله عليه وسلم  چرا حلال خدا را بر خود حرام مي كني، شما در صدد ارضاء همسران خود هستي، خداوند بخشنده و مهربان است، اگر همه آنچه كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  مي گفت و انجام مي داد، وحي مي بود يا از طريق وحي مي بود، خداوند در قرآن، اين امور را براي او بيان نمي كرد. موافقت خداوند با صحا